پس از انتخابات چه بر سر اینترنت در “ایران آزاد” آمد

خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸

البته نیازی به توضیح ندارد ، گراف خود به تنهایی گویاست ! به ساعت و تاریخ تغییر ناگهانی توجه کنید . البته به احتمال زیاد مسئولین دلیل این امر را توسعه شبکه ، اختلال در فیبر نوری خلیج فارس ، طوفان های خورشیدی ، پارازیت و اختلال بیگانگان و تجهیز زیرساختها بیان خواهند کرد .

این گراف حاصل آمار ۱۰۰ مهیا ساز خدمات اینترنتی !! (همون ISP خودمون) در سرتاسر جهان است .

منبع : سرویس تکنولوژی BBC خبیث

امین اینترنت و توسعه وب, خبر

مطهری چه میگفت ! آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !

خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸

کتاب پیرامون انقلاب اسلامی که مجموعه ای از سخنرانی های  استاد مطهری است را جمعه بعد از سخنرانی رهبر انقلاب ورق می زدم . نکاتی جالب به چشمم خورد .

این هم یکی از آنها :

در گذشته اين سؤال مطرح بود كه چرا رژيم كوشش دارد به مسلمانان مبارز،انگ كمونيست‏بودن بزند؟اگر ماركسيسم موج خيرى مى‏بود،محال بود كه رژيم مسلمانان مبارز را ماركسيست‏بنامد.علت اينكه رژيم كار مسلمانان را با بر چسب ماركسيست اسلامى تخطئه ميكرد اين بود كه از يك سو نمى‏توانست مسلمان بودن آنها را انكار كند و از سوى ديگر تلاش ميكرد جلوى موجى را كه مسلمان بودن آنها در جامعه ايجاد ميكرد با ماركسيست نشان دادن آنها بگيرد.واقعيتهاى جامعه ما نشان ميدهد كه سهم گروههاى ماركسيست در جامعه ما سهمى منفى بوده است.اين را تاريخ ما نيز بخوبى گواهى ميدهد،اصرار محافل امپرياليستى براى كمونيستى جلوه دادن نهضت ما به اين خاطر بود كه آنها ميدانستند با زدن اين برچسب،موج سوء ظن و ترديد در جامعه ما برانگيخته ميگردد و از شدت و حدت انقلاب تا حد زيادى كاسته ميشود.

امین انقلاب, تاریخ, سیاست, یادداشت

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من

اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۸

یک شعر زیبا از مولانا  . . .

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من       ای دل نمی‌ترسی مگر از یار بی‌زنهار من
ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من       نشنیده‌ای شب تا سحر آن ناله‌های زار من
یادت نمی‌آید که او می کرد روزی گفت گو       می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من
اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان       این بس نباشد خود تو را کگه شوی از خار من
گفتم امانم ده به جان خواهم که باشی این زمان       تو سرده و من سرگران ای ساقی خمار من
خندید و می گفت ای پسر آری ولیک از حد مبر       وانگه چنین می کرد سر کای مست و ای هشیار من
چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او       گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من
گفتا مباش اندر جهان تا روی من بینی عیان       خواهی چنین گم شو چنان در نفی خود دان کار من
گفتم منم در دام تو چون گم شوم بی‌جام تو       بفروش یک جامم به جان وانگه ببین بازار من

امین Love, شعر

ورد پرس : رویای مدیران وب !

فروردین ۳۱م, ۱۳۸۸

پس از چندی کار با سیستم های مدیریت محتوا و نا امیدی از هر کدام از آنها با دلیلی، ورد پرس را نه به عنوان CMS (سیستم مدیریت محتوا) بلکه به عنوان سیستم مدیریت وبلاگ آزمودم.اما در آن قابلیت هایی دیدم که در سیستم های مدیریت محتوای دیگر ندیده بودم یا حد اقل مجموع آنها را با هم نیافته بودم.

البته نمی توان قابلیت های سیستم های مدیریت محتوا را به سادگی زیر سوال برد چون هر کدام با هدف و آرمانی پایه گذاری شدهو بسیار هزینه و زمان صرف آنها گشته است.

حال چند مزیت این سیستم را بر می شمریم. بی شک اولین مزیت و خصوصیتی که نظر هر استفاده کننده ای را به خود جلب می کند حجم کم آن است چون ابتدا میبایست آن را بارگذاری و آپلود کند. اگر حجم سیستم پایه ورد پرس را با حجم پایه ی سیستم های دیگر مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که سیستم های دیگر حد اقل ۲ یا ۳ برابر ورد پرس جا اشغال می کنند!

مزیت دومی که جلوه می کند نصب ساده آن یا همان نصب معروف ۵ دقیقه ای است. کسانی که سیستم های دیگر را آزموده باشند و تجربه استفاده و نصب آنها را داشته باشند قدر آن را نیک می دانند. نصب ورد پرس نیاز به درون ریزی بانک اطلاعاتی ندارد و فایل ها یا پوشه هایی که نیاز به تغییر سطح دسترسی دارند انگشت شمارند.

اگر بخواهیم بخش مدیریت آن را نیز مقایسه کنیم قطعا دسترسی آسان، کاربر پسند بودن یا User Friendly ، راحتی فرستادن و آپلود فابل و تصاویر و درج آنها در مطلب، ویرایشگر قدرتمند و فرستادن متن ورد پرس قابل قیاس با سیستم های دیگر نیست که در میان این موارد ویرایشگر بیشتر جلوه میکند.

بی شک بیشتر از اینها باید به بخش مدیریت ورد پرس پرداخت اما هدف این مقال بیشتر حول کلیت وردپرس است.پس آن را برای مقالات آبنده رها میکنیم هر چند به آن قبلا بسیار پرداخته شده.

نکته قابل توجه برای ورد پرس یکتایی آن است. نه تنها مانند PHP-Nuke یا دیگر سیستم های مدیریت محتوا از آن انشعاب گرفته نشده، بل تنها یک ناشر و یک پشتیبان دارد.حتی سعی شده قالب ها و افزونه ها هم در وبگاه ورد پرس جمع شوند تا از سر در گمی استفاده کنندگان جلوگیری شود.

اگر از خصوصیاتی که به مدیر مربوط میشود بگذریم، کاربر نیز چه دانسته و چه ندانسته از آن بهره می برد. اولین نکته در این مورد سرعت بالای آن است. هر چند حجم صفحه بیشتر به قالب و فایل های تصویری و غیره مربوط میشود و طراح قالب با خلاقیت خود بیشترین نقش را بازی می کند ولی سرعت پردازش تک تک بخش های صفحه و توابع نیز تاثیر خود را میگذارند.

بی شک کاربران تفاوت سرعت بارگذاری و پاسخگویی صفحاتی که با وردپرس ساخته می شوند را با صفحاتی که دیگر سیستم ها میسازند متوجه خواهند شد.این امر را میتوان با نرم افزار های آزمایش صفحات نیز نشان داد.

آیا با قالب های PHP-Nke یا Post Nuke و حتی Mambo و و امثالهم کار کرده اید؟ سیستم به شما چه آزادی هایی در طراحی می دهد؟ قالب ها چقدر قابل تغییر و ویرایش هستند؟ روشن است که توانایی طراح بسیار مهم است اما انعطافی که ورد پرس دارد به طراح قالب اجازه می دهد که تقریبا هر کاری دوست دارد بکند!! البه در اینجا قرار نیست همی ی سیستم ها زیر سوال بروند اما اگر هر کدام را با ورد پرس مقایسه کنید، تفاوت را احساس خواهید کرد.

ورد پرس را میتوان الگوی سیستم های دیگر قرار داد. هر چند آرمان ها و طرح هایی که نویسندگان سیستم های دیگر و خود ورد پرس در سر دارند بسیار پرورده تر و دلربا تر و زیبا تر از ورد پرس کنونی (یا هر سیستم مدیرت محتوای دیگر) هستند، ولی به عمل کار برآید!

میتوان ورد پرس را نه بهترین، ولی جزئی از بهترین سیستم های مدیریت محتوای رایگان یا به عبارتی متن باز (Open Source) دانست. خود آن را بیازمایید و قطعا به این تجربه خواهید رسید.

با امید این که تمام سیستم های مدیریت محتوا نه مطلوب مدیران وب و استفاده کنندگان و کاربران باشد، بلکه مطلوب طراحان و نویسندگان و ناشران آنها باشد زیرا بی شک توقع، آرمان و طرح های نویسندگان بسیار بهتر و متعالی تر از مدیران و کاربران است!

درمقالات بعد به مزایای بخش مدیریت و ضعف بخش زبان ورد پرس بیشتر پرداخته میشود.

امین اینترنت و توسعه وب, وردپرس, یادداشت

سیستم های مدیریت اطلاعات کلان

فروردین ۳۱م, ۱۳۸۸

در دنیای اطلاعات امروز ، حجم داده و اطلاعات چه آن هایی که به صورت سنتی انباشته شده یا در پایگاه های داده ذخیره شده اند ، به اندازه ای زیاد است که مدیران را وادار به بایگانی کردن های بی بازگشت اطلاعات یا دور ریختن و حذف داده های قدیمی میکند.

در برخی موارد نیز ناچار به تغییر سیستم اطلاعاتی تحت مدیریت خود میشوند که گاها باعث از بین رفتن یا بلا استفاده شدن کل یا بخشی از اطلاعات میشوند و پس از مدتی در اثر نیاز به این اطلاعات به همان سیستم های قدیمی روی می آورند و نه تنها این امر موقت نیست بلکه به صورت مصلحتی دائم نیز میشود !

علاوه بر موارد ذکر شده ، مقاومت در برابر تغییرات امری طبیعی و اغلب نا خود آگاه است که انسان سر می زند. در هر شرایطی با تغییرات مقابله میکند حتی اگر خود خواستار آن باشد! این مشکل در به روز کردن و بهینه کردن روش های داده اندوزی و مدیریت اطلاعات نیز به چشم میخورد. حال چاره چیست؟

با وجود این مشکلات، هستند پیشگامانی که به این وادی وارد شده و کور سو های امیدی که رو به نابودی می رفت را روشن تر کردند.

سوال اول این است که سیستم های کلان مدیریت اطلاعات چه مزایایی دارند؟

البته پاسخ این پرسش در یک یا چند نوشته نمی گنجد اما از میان شاخص ترین آنها میتوان به چند مورد اشاره کرد:

یکه شدن پایگاه داده – عدم نیاز به Bridge ها برای استفاده از پایگاه های دیگر – سرعت بالاتر پاسخ دهی – جامع بودن و ساده تر شدن درون ریزی ها و برون ریزی ها – عدم بروز اشکالات در بهینه سازی های دوره ای – گرفتن ساده تر نسخه های پشتیبان – دسترسی ساده – قابلیت ساختن cache های جدید با سرعت بالاتر و . . .

علاوه بر این موارد که جنبه عینی بیشتری دارند، صرفه جویی در وقت، هزینه و نیروی متخصص و کاهش هزینه های نگه داری و به روز رسانی، و همچنین بهتر و ساده تر شدن اعمال تغییرات به منظور تامین نیاز های امنیتی، نرم افزاری و توقعات کار فرما و کاربر از مزیت های دیگر سیستم های نوین مدیریت اطلاعات کلان است.

حتی اگر دو سیستم که با این متد طراحی شده باشند بخواهند به اشتراک اطلاعات یا تلفیق دو بانک اطلاعاتی در همدیگر و استفاده مشترک بپردازند، دیگر نبازی به پردازش های سنگین و آزمون و خطا و تست و نسخه های آزمایشی و غیره نیست. بلکه نظامی که در بانک اطلاعاتی حکم فرما شده، به طراحان و توسعه دهندگان و مدیران آرامش خاطری می دهد که دیگر مشکلات گذشته به سراغ آنها نخواهد آمد!

پوشیده نیست که کلان شدن بانک اطلاعاتی پیش نیاز هایی نیز دارد. مدیران قوی تر، طراحان و توسعه دهندگان با تجربه تر، سخت افزار های قدرتمند و نرم افزار های روزمند و خصوصاً محققین پیشگام که بتوانند بستر را برای سیستمی امن تر محیا کنند.

امنیت،امنیت در شبکه های گسترده صد البته مهمتر است. کافی است حفره ای امنیتی پیدا شود تا مفید بودن کل متد زیر سوال رود. پس تامین امنیت اولین و مهمترین مشکل پیش روی ماست که با برنامه ریزی و مدیریت قوی و دقت بیشتر طراحان میتوان آن را مرتفع کرد.

چند سالی است که این رویکرد نوین در دنیای اطلاعات مورد توجه قرار گرفته اما سوال دیگر اینجاست که آیا در کشور ما که از هیچ الگویی استفاده نمی شود، کارها به صورت سلیقه ای انجام شده و اطلاعات همیشه بی نظم ذخیره (یا بهتر بگوییم تل انبار) میشوند، سیستم ها به روز نیستند و  ده ها کاستی دیگر میتوان انتظار داشت که فرهنگ سازی بتواند در کوتاه مدت یا میان مدت پاسخ دلخواه بدهد؟

جواب خیر است! تجربه در ایران نشان داده که برای نهادینه کردن روش های نوین نیاز به برنامه ریزی های بلند مدت و حساب شده میباشد. پس میبایست با درایت و آینده نگری ، طرح ها و برنامه های کارشناسی شده را مطرح کرد و پس از بررسی، بهترین آنها را برگزید. حتی می بایست از میان مدل های اجرا شده ایده گرفت و با بومی کردن آن ها به برنامه و طرحی جامع رسید که اجرای آنها امید سامانه های مدیریت اطلاعات کلان را به واقعیت نزدیک کند.

امین اینترنت و توسعه وب, یادداشت

هزاران دل به حسرت خون شد از عشق . . .

فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸

 نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق
عجب رسوا گر و رسوایی ای عشق
اگر چنگ تو با جانی ستیزد
چنان افتد که هر گز برنخیزد
تو را یک فن نباشد ذو فنونی
بلای عقل و مبنای جنونی
تو لیلی را به خو بی طاق کردی
گل گلخانه آفاق کردی
اگر بر او نمک دادی، تو دادی
بدو خوی ملک دادی ، تو دادی
لبش گلرنگ اگر کردی ،تو کردی
دلش را سنگ اگر کردی، تو کردی
به از لیلی فراوان بود در شهر
به نیروی تو شد جانانه دهر

ادامه دارد

Read more…

امین Love, شعر

سخن حافظ با من اندر اقدامات اینترنتی !

فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸

در فکر و عالم رویا داشتم چند تا سایت درست میکردم و بازدیدشان هم بسیار بالا بود.با زمزمه های تلفن از رویا بیرون آمدم و متوجه شدم که زمزمه نیست و واقعا دارد با صدای نکره زنگ میزند . دوستم علیزضا بود و با هم صحبت کردیم.بعد از تلفن دوباره به سایت ها فکر کردم و اتفاقا چند تا Domain چک کردم و دوباره همان افکار.

این بار گفتم بیا و از حضرت حافظ مسالت جو هر چند که در ازمنه ی قدیم اینترنت نبوده ولی خیلی چیزهای دیگه هم نبوده که حافظ انگار همه رو جواب میده !

مشترکات بین حال و گذشته که فقط عشق بازی و می و شراب و. ساقی و نظر بازی و این حرفها نبوده که خوب چیزای دیگری هم بوده ایضا (چند روزی است از ایضا خوشم اومده-یعنی خوشم میومد بیشتر هم شده).خلاصه ببین چی اومد . . .

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گُل بدمد باز تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می دهدت پند ولـــــی
وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالـی دگرســـت
حيف باشد که زکار همه غافل باشی
نقد عــمرت ببرد غصه دنيا به گــــــــــزاف
گر شـب و روز درين قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بيم زماتابر دوست
رفتن آسـان بُود ار واقــف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخـــت بلـــدت باشد
صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشی

خلاصه بد نبود فال ما اما بیشتر هم به خودم محول کرد.البته در هیچ کاری زیاده روی خوب نیست حتی در نصیحت جناب میر حسین (به پست قبلی سری بزنید)

در ضمن بیت اول هم جاب است خوب بهاره دیگه . خوب مگه چیه ؟

آف پست !

امین اینترنت و توسعه وب, شعر, یادداشت

نامه فاطمه رجبی (دامت ظلها العالی) بانوی بزرگ اسلام به میر حسین موسوی (…)

فروردین ۱۱م, ۱۳۸۸

نامه فاطمه رجبی (دامت ظلها العالی) بانوی بزرگ اسلام به میر حسین موسوی (…)

پیش از خواندن نامه شما را به چند نکته حواله میدهم !!

۱-شاه بیت این نامه فراموش نشود : (آخرین جمله نامه)

به هر حال وعده الهي آن است كه خدا با مستضعفان است و زمين به آنها به وراثت داده خواهد شد. حتي به اندازه چهارسال دولت احمدي‌نژاد، به اندازه طليعه‌اي در زمانه انتظار.

۲-امیدوارم که میرحسین موسوی به عاقوش(!!) اسلام باز گردد

۳-ایمدوارم خانم رجبی به همین صورت نامه هایی به سید محمد خاتمی و سید مهدی کروبی نوشته و ایشان را نیز از گمراهی هایشان با خبر سازد.

۴-اساس مشروعيت نظام و قانون‌ اساسي ولایت مطلقه فقیه است.

۵-اين روزها پس از گذشت دو دهه سكوت و پنهاني، شما فعال شده‌ايد! فعالي پر از ابهام و مسأله‌برانگيز! فعالي كه هر روز نامش به عنوان نامزد رياست‌جمهوري دهم بر سر زبان است، و تصويرش كنار محمد خاتمي، يا سيدحسن خميني آن هم در جلسات پرمفسده مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و به طور كلي اصلاح‌طلبان بيگانه‌پرست و اسلام‌ستيز منتشر مي‌شود.

۶-خوشبختانه آخرتی هم هست تا امثال خاتمی و موسوی در آن محاکمه شوند و ایضا دیگران !!!

جناب آقاي ميرحسين موسوي

سلام عليكم

اول.

وقتي كتاب «امريكا شيطان بزرگ» از تأليفات خود را برايتان فرستادم، نوشتم: «تقديم به نخست‌وزير محبوب دوران طلايي امام». بنابراين شما را به عنوان مسؤول محبوبي در آن دوران قبول دارم كه يكي از مجريان «برنامه‌ها، تصميمات و رهنمودهاي حضرت خميني (رضوان الله تعالي عليه)» بوديد.

دوم.

وقتي يكي از نشريات مدافع ارزش‌هاي اسلامي در سال‌هاي پاياني اصلاح‌طلبي مطلبي عليه شما نوشت، با مديرمسؤول تماس گرفتم و اعتراض كردم. گفت: ممكن است در انتخابات وارد بشود. گفتم: در اين بي‌داد براندازانه اصلاح‌طلبي، موسوي غنيمت است. گفت: اما يكي از بستگانش (نام برد) داراي فلان عقايد است و زمينه تاخت و تاز پيدا مي‌كند. روشن بود كه من نه اهل «قصاص قبل از جنايتم» و «نه از زمره مافياگرانم كه كسي را به گناه ديگري بي‌آبرو كنم و مجازات». در نتيجه نپذيرفتم. علاوه بر آن كه در آن دوران سياه حكومت محمد خاتمي، و انفعال و ذليلي راست‌هاي ناراست و عدم قبول آنها، به هر حال شما را غنيمت مي‌دانستم. اين دانش به گذشته بر مي‌گذشت و به شناخت شما در دهه اول!

سوم.

اين روزها پس از گذشت دو دهه سكوت و پنهاني، شما فعال شده‌ايد! فعالي پر از ابهام و مسأله‌برانگيز! فعالي كه هر روز نامش به عنوان نامزد رياست‌جمهوري دهم بر سر زبان است، و تصويرش كنار محمد خاتمي، يا سيدحسن خميني آن هم در جلسات پرمفسده مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و به طور كلي اصلاح‌طلبان بيگانه‌پرست و اسلام‌ستيز منتشر مي‌شود.

مي‌خواستم بنا به ارادتي كه به دليل نخست‌وزيريتان به شما داشتم، پرسش‌هايي را مطرح كنم، از آن جمله:

مابقی نامه در ادامه مطلب . . .

Read more…

امین سیاست, میر حسین موسوی

خاتمی به نفع اخلاق مداری ، به نفع میرحسین ، کنار رفت . . .

اسفند ۲۷م, ۱۳۸۷

انصراف سیدمحمد خاتمی از حضور در انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره ریاست‌جمهوری رسما اعلام شد‎

من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می‌کشم.

 

در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می‌گویم که شیوه عمل و راهکار‌ها و راهبرد‌ها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آن‌ها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می‌طلبد.

 

بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت‌‌ها و تمایز‌‌هایی در نظر و عمل وجود داشته باشد،

متن کامل نامه در پس نوشته آمده است . . .

Read more…

امین ابران, سیاست, سید محمد خاتمی

جنبش بوق !

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۷

محمد رضا تاجیک

برش اول

چراغ سبز شد، اما ماشینی حرکت نکرد. قرمز شد. سبز شد. باز ماشینی حرکت نکرد. بوق، بوق، بوق. کم‌حوصله‌ترها، سیاسی‌ترها، مخالف‌ترها و البته، مشکل‌دارترها و کاردارترها، اولین کسانی بودند که در یک همگرایی و اتحاد خودجوش صدای اعتراض خود را تو بوق کردند. توفیری نداشت. از این بوق‌زدن‌ها تنوری گرم نشد و راهی گشوده نگشت.

برش دوم

باز چراغ سبز شد و با سبز شدنش، زیر چرخ ماشین‌ها هم علف سبز شد. بوق(ها)، بوق(ها)، بوق(ها)، همراه با نق(ها)، نق(ها)، و نق(ها). دست‌های زیادتری روی بوق رفت و دهان‌های بیشتری به ناسزا گشوده شد. اندک اندک، کسانی که در این جنبش بوق با دیگران همره و همراه نبودند، مورد خطاب دیگران قرار گرفتند که آقا/خانم بوق بزن. دستی دیگر به دست‌ها افزوده شد و صدای جیغ بوقی دیگر به جمع صداها پیوست.

برش سوم

بوق، بوق، بوق. نق، نق، نق. اگرچه همه بوق بودند، اما ضرب آهنگ‌شان با هم متفاوت بود: یکی به سبک جشن‌های عروسی، دیگری در دستگاه شور، آن یکی، به سبک پاپ، بعدی، به سبک مورس، آن دیگری، در دستگاه موسیقایی ماهور، بعضی نیز، در سبک بداهه و بداعه‌نوازی. پنداری، هنگامه و لحظه اتحاد بوق‌های ماشین‌های با کلاس و بی‌کلاس؛ وطنی و غیروطنی؛ لطیف و زمخت؛ کوچک و بزرگ؛ قرمز و آبی؛ سیاه و سفید؛ مرسدس و ژیان؛ سوسولی و کارگری فرارسیده بود. و اگرچه همه نق بودند، اما جنس بعضی از آنان، از جنس فحش‌های چاله میدونی بود؛ بعضی دیگر، فحش بودند، اما جنس‌شان لطیف‌تر بود؛ برخی نیز، جنسی سیاسی داشتند؛ بعضی هم فقط نق بودند و لاغیر.

برش چهارم

البته و صد البته، با اندک گشایشی که در وضعیت ترافیک حاصل شد، و با نزدیک‌تر شدن ماشین‌ها به تقاطع و پلیس، بسیاری رفتارها و گفتارها هم دچار نوعی دگردیسی شدند. برخی از این بوق‌ها و نق‌ها، دچار نوعی لکنت و صداگرفتگی شدند؛ برخی دیگر، پیام بوق و نق خود را به «نگاه»شان منتقل کردند؛ بعضی دیگر هم، چون چند متری از پلیس دور شدند، دست را روی بوق گذاشتند و پا را روی گاز؛ اندکی نیز، در حین عبور از کنار پلیس، شیشه ماشین را نصفه و نیمه پایین کشیده و متلکی بار تدبیرپیشگان خاص و عام کردند؛ تعدادی هم، صدای بلند موسیقی پاپ و جاز را جایگزین صدای بوق و نق کردند و همراه با حرکت‌های موزون از کنار پلیس گذشتند.

برش پنجم

اما از این ‹جنبیدن›های کلامی و روانی و جسمانی و روحانی چه درسی می‌توان آموخت؟ بی‌تردید، اولین درس این نوع جنب و جوش های رنگارنگ، درس ‹حساب› است. در این درس می‌آموزیم که دو بوق+دو بوق=چهار بوق؛ می‌آموزیم که چهار بوق بیشتر از دو بوق است؛ و می‌آموزیم حل مساله چهاربوقی، سخت‌تر و پیچیده‌تر از حل مساله دوبوقی است. دومین درس، درس هندسه است. در این درس می‌آموزیم، همواره افزایش اعداد از منطق تصاعد حسابی پیروی نمی‌کند، و بسیار اتفاق می‌افتد که یک تصاعد، تصاعدی هندسی است، بدین معنا که، یک عدد می‌تواند دفعتا جهش دیالکتیکی کرده و در سرزمین عددی به مراتب بیش از خود فرود آید. سومین درس، درس منطق است. در این درس می‌آموزیم که اساسا نباید گذاشت که بوقی به اعتراض به صدا درآید، و اگر آمد، نباید گذاشت که تصاعد حسابی داشته باشد، و اگر داشت، نباید گذاشت که این تصاعد حسابی به تصاعد هندسی تبدیل شود، و اگر شد، نباید اسیر توهم توطئه شد و واقعیت واقعه و سهم و نقش خود در آن را به فراموشی سپرد.

چهارمین درس، درس جامعه شناسی است. این درس با ما از چگونگی شکل‌گیری هویت‌های مقاومت جمعی و تبدیل آنها به هویت‌های برنامه‌دار می‌گوید؛ ما را از چگونگی بروز و ظهور انقلاب‌ها، شورش‌ها، اعتراضات جمعی، جنبش ها، نافرمانی‌های مدنی، و… آگاه می‌کند؛ ما را به تامل و تعمق و تدبر در بحران‌های مشروعیت و مقبولیت و مشارکت فرامی‌خواند؛ با ما از تبدیل انقلاب‌ها به نظام، فروکش کردن عصبیت‌های ایدئولوژیک، دگردیسی ارزش‌ها و هنجارها، تکثیر و تعمیق شکاف‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و… سخن می‌گوید. پنجمین درس، درس سیاست است. این درس به ما می‌آموزد که هر امر شخصی و خردی می‌تواند به مثابه میکروپلتیک و میکروفیزیک قدرت بروز و ظهور کند؛ می‌آموزد که می‌توان از رهگذر جشنی، جنبشی برپا کرد، و با لطیفه و طنز و جوکی یک نظام را با چالش مواجه کرد، می‌آموزد که «چنانچه به اندازه کافی هیچ چیزها را کنار هم بگذاریم، چیزی می‌شود»، می‌آموزد که می‌توان از نسیمی، طوفانی برپا کرد. و بالاخره، آخرین درس، یک درس اخلاقی است. این درس به ما می‌گوید، نسبت به ناراحتی، نارضایتی، ناهمراهی، ناهمخوانی، نااطمینانی و… شهروندان جامعه خود (اگرچه اندک و محدود) حساس باشیم، زیرا ممکن است «دهل زنی که از این کوچه مست می‌گذرد/مجال نغمه به چنگ و چگور ما ندهد».

امین ابران, سیاست









تبلیغات!!!