سرآغاز > ایران, سیاست > چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما

چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما

۲۸ فروردین ۱۳۸۷

م�مد رضا تاجیکمحمدرضا تاجيک

در نخستين نوشته خود درباره انتخابات بر اين تحليل بودم که چهار راه پيش روي اصلاح طلبان گشوده اند، که در هر کدام گام نهند به سرمنزل مقصود اصولگرايان خواهند رسيد؛ نخستين راه، دود شدن و به آسمان رفتن؛ دو ديگر، آب شدن و به زمين رفتن؛ سه ديگر، ذوب شدن و شبيه شدن، و چهار ديگر، دست ها را بالا گرفتن و توکل به خدا کردن. با تاملي بيشتر بر اين تحليل شدم که سه راه بيشتر پيش روي اصلاح طلبان گشوده نيست؛ نخستين راه، راه به ننگ آغشته. دو ديگر، راه نيمش ننگ و نيمش نام. سه ديگر، راه بي برگشت، بي فرجام. راهي که به ننگ آغشته است، راه گدايي «صلاحيت» براي قرار گرفتن در مسير و چرخه قدرت است. راه دوم، راه کساني است که در عرصه سياست هم کت بر تن کردند و هم زيرشلواري بر پا دارند؛ هم هستند و هم نيستند؛ هم فعالند و هم منفعل؛ هم پوزيسيون هستند و هم اپوزيسيون؛ هم در قدرتند و هم بر قدرت؛ هم خودي هستند و هم دگر. از اين رو، گهي تند مي روند و گهي خسته؛ گهي بر سر هر کوي و برزني آماده اند و گهي در هر هنگامه تغيير و تحول تاريخي غايبند؛ گهي نقش بچه مثبت ها را بازي مي کنند و گهي در نقش بچه منفي ها ظاهر مي شوند و راه سوم، راه افراط/ تفريط گرايي است که اساساً با مفهومي به نام «اعتدال و ميانه روي» آشنا نيستند. گويي صورت و سيرت آنان را با خميرمايه يي ديجيتالي سرشته اند. از اين رو، همواره يا «صفرند» يا «صد». گويي در ميانه اين دو عدد ديگري نيست. اندکي که گذشت و مجال بيشتري براي تامل و تعقل يافتم، ديدم دو راه پيداست؛ نخستين راه، راه انتخاب شدن. دو ديگر، راه انتخاب کردن. راه نخست، راه کساني که در هر شرايط و در هر وضعيت و هر طريق ممکن، خود (يا جنازه خود) را در معرض و مسير انتخاب شدن قرار مي دهند. براي اينان، هدف انتخاب شدن است.

چون به روز واقعه (انتخابات) رسيديم، بر اين نظر شدم که در آن شرايط، تنها يک راه فراروي اصلاح طلبان پيداست، که بر سردر ورودي آن با خط خوانا و درشت نوشته اند؛ جنبش را انتخاب کن. اين راه، راه اصلاح طلباني است که در هر گامي که به پيش يا به پس مي گذارند، مصالح و منافع جنبش اصلاحات - به عنوان يک پويش عظيم اجتماعي، فرهنگي و سياسي، و به مثابه تنها آلترناتيو مانايي و پويايي جامعه- را هدف حرکت خود قرار مي دهند.اکنون روز واقعه به سر آمده و واقعه حادث شده است. اگرچه، امروز زير چتر اصلاح طلبي بازي هاي زباني و گفتماني متعدد و متنوعي را شاهد هستيم، اما اين بازي هاي زباني متکثر، داراي يک جغرافياي مشترک نظري و عملي نيز هستند. ايده ها و آموزه هايي که تار و پود اين جغرافياي مشترک را فراهم مي سازند، عبارتند از مهندسي تدريجي جامعه، اعتدال و ميانه روي، تساهل و تسامح، تحمل دگر، مقدم و مرجح دانستن قدرت اجتماعي بر قدرت سياسي، تسخير ماکروفيزيک قدرت از رهگذر تسخير ميکروفيزيک قدرت، آزادي رقابت و رقابت آزاد، خشونت گريزي، سياست اخلاقي، جامعه مدني، قانون گرايي و…با اين وصف، انتخاب جنبش، مقدم بر هر چيزي، يعني انتخاب شعار «قدرت هيچ و جنبش همه چيز است». بي ترديد، منظور از قدرت در اينجا، قدرت سياسي است. معتقدم در شرايط کنوني، اصلاح طلبان بايد عرصه حضور و فعاليت خود را از عرصه سياسي به عرصه اجتماعي منتقل و تسخير قدرت اجتماعي را جايگزين تسخير قدرت سياسي کنند. اين تغيير، لزوماً به معناي ترک ساحت سياسي و بي اهميت انگاشتن قدرت سياسي نيست، بلکه تنها بدين معناست که اصلاح طلبان در مرحله نوين کنش خود، جز از رهگذر مزين و مسلح کردن خود به ميکروفيزيک قدرتي که در ريزبدنه هاي اجتماع منتشر و پخش هستند، امکان تسخير قدرت سياسي را ندارد و اقدامي بر تحقق «دومي» بدون فراهم آوردن «اولي» جز بر گستره و عمق بحران مقبوليت اصلاح طلبان نخواهد افزود. انتخاب جنبش، همچنين به معناي انتخاب بودن در زمان و مکان مناسب، حضور در هنگامه هاي حساس و تعيين کننده تاريخي، عبور از روزنه هاي گشوده و بهره بردن از دمک هاي بي قرار است. اصلاح طلبان بايد به تجربه و آگاهي دريافته باشند که در شرايط کنوني، امکان گشوده شدن دروازه ها و فراهم آمدن مجال هاي فراخ و پرحوصله تاريخي براي جاري و ساري شدن گسترده کنش هاي اصلاحي آنها، بسيار بعيد است. بنابراين، آنان بايد بازيگران عرصه هاي تنگ و تاريک و لحظه هاي بي تحمل باشند و تلاش کنند از هر روزنه نيمه گشوده نيز عبور کنند. انتخاب جنبش، يعني انتخاب سياست فرهنگي و اجتماعي. اصلاح طلبان، بايد سياست و «امر سياسي» را از حصارهاي تنگ و باريک گفتمان هاي سنتي - که در بستر آنها سياست و امر سياسي به هر آن چيزي اطلاق مي شود که به دولت مربوط مي شود - برهانند و آن را در قلمرو مقولات انساني (فرهنگي- اجتماعي) وارد کنند. به بيان ديگر، آنان بايد سياست و امر سياسي را به عنوان جنبه يي از کليه روابط اجتماعي؛ يک فرآيند عمومي شدن درون جوامع انساني مطرح کنند. لازمه چنين تغيير منظر و نظري در ميان اصلاح طلبان اين است که آنان جامعه را متشکل از طيف متنوعي از گروه هاي خودتعيين بخش، که موجوديت، هويت و قدرت شان را مديون فرآيندهاي سياسي در سطح دولت نيستند، فرض کنند. خلاصه کنم و نتيجه بگيرم. به نظر تقريرکننده اين گزاره ها، انتخاب جنبش در شرايط کنوني، مستلزم دو حرکت همزمان است؛ نخست حضور و دوم، غيبت. حضور در هر لحظه و صحنه سرنوشت ساز جامعه خود، به مثابه يک مسووليت انساني و اجتماعي، و غيبت از عرصه و حوزه سياست و قدرت به معناي مرسوم و مالوف آن. از همنشيني اين دو معلوم مي شود که منظور از «حضور»، تنها به معناي «عدم تحريم انتخابات» است و نه حضور تمام عيار حزبي، و منظور از غيبت تنها «تغيير ساحت و عرصه فعاليت» (از ساحت سياسي به ساحت اجتماعي- فرهنگي) است. ساده تر و مشخص تر بگويم؛ مانايي و پويايي جنبش اصلاحات در شرايط کنوني، اولاً در گرو حفظ حيثيت و مقبوليت باقي مانده است، ثانياً مستلزم بازسازي قدرت و اقتدار اجتماعي گذشته خود است و ثالثاً مستلزم پيرايش و آرايش نظري و عملي و ساختاري است. اين حضور و غيبت، اين مجال را در اختيار اصلاح طلبان مي گذارد که بدون ايجاد حساسيت و بدون دادن هيچ گونه بهانه يي به دست رقيب، و نيز بدون خرج کردن ته مانده حيثيت خود، به واسازي و بازسازي خود در عرصه تئوريک و پراتيک بپردازند.امروز، هر کنش و واکنش يک اصلاح طلب يا يک جريان اصلاح طلب واقعي، منحصراً بايد در مسير «زنده» نگه داشتن جنبش اصلاحات سمت دهي و صورت پذيرد. نبايد به کساني که همواره منافع و مصالح شخصي خود را مقدم و مرجح بر منافع و مصالح جنبش مي دانند و از اصلاحات و اصلاح طلبي تنها کسب و حفظ قدرت را طلب مي کنند، اجازه داد (نقشه راه رسيدن به قدرت) خود را به کل جريان و جنبش اصلاح طلبي حقنه کنند. و نيز نبايد به تافته ها و بافته هاي سياسي آناني گوش فرا داد که همواره به ما مي گويند؛ راه اصلاح طلبي از قدرت سياسي (حضور اعتراض آميز و اپوزيسيونيستي در قدرت) مي گذرد. بايد اندکي در اين گفته حامد ابوزيد تامل کنيم؛ گفتمان در هر شکل آن هنگامي که به مفهوم «قدرت» مي رسد، حتي اگر در جايگاه اپوزيسيون مستقيم سياسي باشد، به تحکيم معنا و مفهوم «قدرت» در عرصه انديشه و آگاهي و خلاقيت منجر مي شود و اين از مفهوم قدرت سياسي خطرناک تر است.

Balatarin Donbaleh facebook twitter داغ کن - کلوب دات کام del.icio.us Digg technorati google bookmark yahoomyweb

امین ایران, سیاست

  1. تا کنون دیدگاهی نوشته نشده .
  1. تا کنون بازتابی برای این مطلب نرسیده .