استراتژي پس از انتخابات
سياسي،کيوان مهرگان؛دکتر محمدرضا تاجيک، که در دوران رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي هدايت مرکز تحقيقات استراتژيک را برعهده داشت بعد از خروج از آن نهاد همچنان به استراتژي «مانايي اصلاحات» به عنوان بهترين نقشه راه براي کشورداري دل بسته است. محمدرضا تاجيک بعد از تجربه انتخابات مجلس هشتم که اصلاح طلبان در يک رقابت نابرابر حضور يافتند، در دو مقاله پياپي در اعتماد نخست تصريح داشت جناح حاکم درباره اصلاح طلبان دچار خيالبافي شده است و در مقاله دوم بر ضرورت تغيير فاز فعاليت اصلاح طلبان از حوزه هاي صرفاً سياسي به سمت حوزه هاي اجتماعي و فرهنگي تاکيد کرد.محمدرضا تاجيک در اين گفت وگو دلايل ارائه پيشنهادهاي تازه اش را توضيح مي دهد.
-در ادامه دو مقاله يي که اخيراً در روزنامه اعتماد چاپ کرده ايد، آن گونه که من برداشت کردم غايت مقالات اين بود که اصلاح طلبان بايد از ساخت حقوقي قدرت فاصله بگيرند و به سمت ساخت حقيقي قدرت حرکت کنند. پيشنهاد شما به طور مشخص اين بوده که اصلاح طلبان و کساني که در دوم خرداد۷۶ فاز جديدي از سياست ورزي را تجربه کردند در حوزه هاي اجتماعي و فرهنگي فعال شوند. اين پيشنهاد براساس چه تحليلي بوده است؟ آيا علت همان خيالبافي است که شما در مقاله اول اشاره کرديد که جناح حاکم نسبت به اصلاح طلبان دارد يا واقعيت هاي جامعه ايجاب مي کند يا عوامل ديگري شما را به سمت اين تحليل و اين پيشنهاد سوق مي دهد؟
بي ترديد علل و عوامل بسيار گوناگوني وجود دارد که دست کم امثال بنده را به اينکه به کسب قدرت در حوزه ديگر و از جنس ديگري توجه کنيم، رهنمون مي کند. اولين عامل اين است که من معتقدم در شرايط کنوني ما با نوعي انسداد و انجماد در فضاي سياسي مواجه هستيم، عده يي تلاش مي کنند متن سياست را بار ديگر ويراستاري و بازتقرير و بازانشا کنند، به گونه يي که در اين متن جديد، ديگر جايي براي گزاره هاي سرکش و کلمات بازيگوش باقي نماند و اين متن فقط صداي آنها را پژواک دهد و نه صداي ديگري را، به گونه يي که حاشيه و مفاهيم و دوايق تحت انقياد امکان شورش و بازيگري در متن را نداشته باشند و امکان يک رقابت قاعده مند و قانونمند و برابر حقوق براي آنها وجود نداشته باشد. بنابراين در اين شرايط تلاش براي تسخير ماکروفيزيک قدرت راه به جايي نمي برد. تلاش براي بازي در Polity با Macropolitic هم به نظر بنده راه به جايي نمي برد. مضافاً اينکه من بر اين باورم در اين شرايط ورود براي تسخير ماکروفيزيک قدرت و Macropolity حيثيت باقيمانده اصلاح طلبان را به نوعي بيشتر خدشه دار خواهد کرد. از سوي ديگر معتقدم در شرايط کنوني اصلاح طلبان بسيار به اقتدار اجتماعي و مشروعيت و مقبوليت اجتماعي از دست رفته خود نيازمند هستند. کاملاً معتقدم گروه، حزب و جبهه و يک هويت جمعي سياسي که از مقبوليت اجتماعي برخوردار باشد، مي تواند به صورت طبيعي و بديهي در عرصه سياست هم دست بالا را داشته باشد و بتواند از رهگذر اقتدار اجتماعي و قدرت اجتماعي، قدرت سياسي را هم به صورت بسيار طبيعي و بديهي اخذ کند ولي برعکس آن ممکن نيست، يعني ممکن نيست شما قدرت سياسي را داشته باشيد و بتوانيد قدرت اجتماعي، اقتدار اجتماعي و مشروعيت و مقبوليت اجتماعي را هم داشته باشيد.

Loading ...




