Archive

Archive for نوامبر, 2008

دو نگاه از دو رقیب ! احمدی نژاد و قالیباف در اجلاس شهرداران آسيايي

آبان ۳۰م, ۱۳۸۷

جولان دزدان دريايي در شاهراه صادرات دنيا - دومین کشتی ایرانی ربوده شد !

آبان ۳۰م, ۱۳۸۷

دزدان دريايي عدن گستاخ تر شده اند :

آرش مومنيان؛ دزدان دريايي خليج عدن در پايان هفته يي پرکار و پرسود سه شنبه شب مورد حمله يک ناو جنگي ارتش هند قرار گرفته و کشتي مادر خود را از دست دادند. اين حمله در حالي روي مي دهد که يکشنبه هفته جاري دزدان دريايي با تصرف نفتکش «استار سيريوس» رکورد جديدي در اندازه کشتي هاي ربوده شده براي خود ثبت کردند.نيراد کومارسينها فرمانده ناو هندي با انتشار بيانيه يي ضمن اعلام خبر مربوط به درگيري ناو جنگي «آي ان اس تبر» با ناوگان کوچک دزدان دريايي در ذکر جزئيات اين درگيري نوشت؛ «اين عمليات در کل حدود چهار تا پنج ساعت طول کشيد… اين عمليات اولين نمونه در نوع خود به شمار مي رود که نيروهاي هندي موفق شدند طي آن کشتي مادر دزدان دريايي را غرق کنند.»بر اساس همين بيانيه اين عمليات در نيمه شب سه شنبه در ۵۲۸ کيلومتري جنوب غرب ساحل جنوبي عمان (نزديک آب هاي ساحلي يمن) رخ داده است. سينها در اين بيانيه مدعي شد نيروهاي هندي زماني که با کشتي مادر روبه رو شدند، مشخصات آن را مطابق با مشخصات يکي از کشتي هاي دزدان دريايي يافتند. اطلاعات مربوط به کشتي دزدان از طريق يکي از سازمان هاي بين المللي مبارزه با دزدان دريايي در اختيار ناو هندي قرار گرفته بود. کشتي مادر هنگام رويت دو قايق تندرو را يدک مي کشيده که اين نيز از ديگر نشانه هاي کشتي دزدهاي دريايي در آب هاي ساحلي شرق آفريقاست. به گفته سينها نيروهاي هندي توانسته اند با دوربين هاي خود افراد مسلح به مسلسل هاي سبک و خمپاره انداز را در حال تردد روي عرشه کشتي مادر تشخيص دهند. پس از اين مشاهدات کشتي هندي به دزدان دريايي نزديک مي شود و براي بازرسي آن پيام «ايست» مي دهد اما کشتي مادر دزدان دريايي در پاسخ ابتدا رزمناو «تبر» را تهديد کرده و زماني که کشتي هندي به آن نزديک تر شد، روي آن آتش گشود.کشتي تبر از ۲۳ اکتبر در منطقه عدن مشغول گشت زني است و تاکنون ۳۵ کشتي هندي را که قصد عبور از اين منطقه پرخطر را داشته اند، اسکورت کرده است. هفته گذشته نيروهاي هوا - درياي ارتش هند نيز با استفاده از هليکوپترهاي خود موفق شدند از تصرف کشتي تجاري هندي در اين منطقه جلوگيري کنند.

سينها در اين باره گفت؛ «در مقابل آي ان اس تبر نيز در دفاع از خود روي کشتي مادر آتش گشود… بر اثر شليک هاي تبر کشتي مادر آتش گرفته و بعد از لحظاتي صداي انفجار شنيده شد که گمان مي رود بر اثر تسري آتش به انبار مهمات و مواد منفجره دزدان رخ داده باشد. تقريباً همزمان با شنيده شدن صداي انفجار دو قايق تندرو از کشتي مادر جدا شده و سعي کردند فرار کنند. کشتي تبر اولين قايق را تعقيب کرد که پس از ساعاتي آن را خالي از سرنشين پيدا کرد. قايق دوم موفق شد در تاريکي شب بگريزد.»

بر اساس گزارش رسمي ارتش هند از اين ماجرا، دزدان دريايي خليج عدن جسارت و گستاخي اين را پيدا کرده اند که حتي در درگيري با کشتي هاي جنگي پيش قدم شوند. اين مساله در حالي باعث حيرت تحليلگران مسائل امنيتي و نظامي شده است که عمليات چند روز پيش دزدان اين ناحيه در تصرف نفتکش «استار سيريوس» نيز آنها را غافلگير کرده بود. کشتي «استار سيريوس» عربستان سعودي يکشنبه هفته جاري با محموله دو ميليون بشکه نفت خام که معادل يک چهارم کل صادرات نفت عربستان در يک روز است در فاصله ۴۵۰ مايل دريايي (حدود ۸۰۰ کيلومتري) جنوب شرق بندر مومباساي کنيا به دام دزدان دريايي افتاده است. اين منطقه و فاصله دور آن از آب هاي ساحلي سومالي که تصور مي شود خاستگاه اصلي دزدان دريايي باشد، نشان داد دزدان دريايي عدن اخيراً به تجهيزات پيشرفته تري مجهز شده و اکنون مي تواند در نقاطي دورتر در عمق آب هاي بين المللي و جايي که انتظار حضور آنها نمي رود، دست به عمليات بزنند. به عقيده تحليلگران دزدان عدن با اتکا بر درآمد هنگفتي که راهزني دريايي در يک سال گذشته براي آنها به همراه داشته، توانسته اند تجهيزات و سلاح هاي جديد خريداري کنند. بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد هفته گذشته در تشريح وضعيت دشوار امنيتي و اقتصادي که دزدان دريايي در خليج عدن و ورودي درياي سرخ به وجود آورده اند، گفت؛ بر اساس برآورد سازمان ملل فعاليت دزدان دريايي در سال جاري بين ۲۵ تا ۳۰ ميليون دلار درآمد داشته است. سايروس مادي، از مسوولان دفتر بين المللي کشتيراني که فعاليت دزدان دريايي ساحل شرقي آفريقا را دنبال مي کند با ستايش اقدام اخير ارتش هند و عکس العمل آن در برابر دزدان دريايي گفت؛ «تنها با چنين اقداماتي مي شود مشکلات و وضعيت کنوني را حل کرد. در همين حال يک منبع سوماليايي ضمن اعلام اين خبر که کشتي «استار سيريوس» در نزديکي شهر ايل در شمال سومالي لنگر انداخته است، گفت دزدان دريايي در قبال آزادي اين نفتکش غول آسا و ۲۵ خدمه آن ۲۵۰ ميليون دلار درخواست کرده اند. اين خبر از سوي طرف عربستاني تاييد نشده است اما آخرين اخبار حاکي از اين است که مسوولان شرکت آرامکوي عربستان که مالک اين نفتکش است براي مذاکره با دزدان دريايي راهي سومالي شده اند. ارزش محموله «استار سيريوس» بالغ بر ۱۰۰ ميليون دلار است. نيويورک تايمز نيز در اين زمينه مدعي شد اين گروه از دزدان ارتباطات گسترده يي در عربستان و امارات متحده عربي دارند که موجب حيرت ناظران شده است. دزدان دريايي در دو هفته گذشته به هشت کشتي حمله کرده اند و از زمان تصرف نفتکش عربستاني در روز يکشنبه تاکنون سه کشتي را تصرف کرده اند. اين کشتي ها شامل يک کشتي باربري تحت پرچم هنگ کنگ که گندم به مقصد بندرعباس حمل مي کرده، يک کشتي ماهيگيري تايلندي و يک کشتي باري يوناني مي شود. ربوده شدن کشتي يوناني هنوز به صورت رسمي تاييد نشده است. دزدان دريايي از آغاز سال ۲۰۰۸ تاکنون به ۹۲ کشتي حمله کرده اند که در تصرف ۳۶ کشتي از اين مجموع موفق بوده اند. آنها هنوز ۱۴ کشتي را در اختيار خود دارند که يکي از آنها کشتي اوکرايني با محموله ۳۳ تانک نظامي روسي و ساير ادوات و مهمات جنگي است. حدود ۲۵۰ خدمه اين کشتي ها هنوز گروگان راهزنان دريايي هستند.

دومين کشتي ايراني ربوده شد !

 روز پس از آزاد شدن کشتي ربوده شده ايراني، دزدان دريايي سوماليايي بار ديگر يک کشتي ديگر را که براي ايران گندم حمل مي کرد، ربودند.به گزارش آسوشيتدپرس «جين کمپبل» فرمانده هنگ پنجم نيروي دريايي امريکا در بحرين اعلام کرد اين کشتي با پرچم هنگ کنگ در حال تردد بود ولي براي خطوط کشتيراني ايران کار مي کرد.کمپبل ادامه داد؛ «اين کشتي احتمالاً به سواحل سومالي منتقل شده است.»خبرگزاري شينهوا هم به نقل از مرکز جست وجو و امداد دريايي مستقر در پکن گزارش داد اين کشتي حامل ۳۶هزار تن گندم و به سمت شهر ساحلي بندرعباس در حال حرکت بوده است.همچنين يک مقام آگاه اعلام کرد هيچ کدام از ۲۵ خدمه اين کشتي که اتباع کشورهاي ايران، فيليپين، هند، پاکستان و غنا بودند، آسيبي نديده اند.در همين حال کنسول ايران در سفارتخانه ايران در اتيوپي که حافظ منافع کشور در سومالي نيز هست، گفت؛ هنوز هيچ درخواستي براي پيگيري موضوع کشتي ربايي در درياي سومالي از سوي مقامات وزارت خارجه ايران و سازمان کشتيراني يا حتي وزارت خارجه سومالي براي پيگيري مطرح نشده است.

کشاني در گفت وگو با ايلنا با بيان اين مطلب افزود؛ بنابر اطلاعاتي که به دست ما رسيده است، اين کشتي در روز دوشنبه دزديده شده است و تاکنون هيچ اطلاعاتي درباره تعداد سکنه و محل اختفاي دزدان دريايي اعلام نشده است.

وي درباره نحوه فعاليت هاي قانوني سفارتخانه ايران در اتيوپي در اين باره گفت؛ با توجه به اينکه وزارت خارجه ايران، سومالي و اتيوپي درخواستي براي پيگيري اين امر نکرده اند، اقدام خاصي انجام نشده ولي پس از ارسال درخواست حتماً همانند دفعه پيش اقدامات لازم را انجام خواهيم داد.

کنسول ايران در اتيوپي خاطرنشان کرد؛ تنها اطلاعات ما محدود به فرار دو کشتي ايراني ديگر و دزديده شدن يک کشتي شده است. از سوي ديگر مجيد انسان نجيب مدير امور دريايي کشتيراني جمهوري اسلامي گزارش داد؛ «کشتي ربوده شده در سواحل شرقي سومالي در اجاره کشتيراني جمهوري اسلامي بوده است.»

به گفته کاپيتان انسان نجيب اين کشتي ديلايت نام دارد و متعلق به يک شرکت هنگ کنگي و تحت پرچم هنگ کنگ است و هنگام حمل سي و شش هزار تن گندم از اروپا به ايران ربوده شد.

مجيد انسان نجيب گفت؛ هنوز کشتي ربوده شده يا ربايندگان آن ارتباطي با کشتيراني جمهوري اسلامي برقرار نکرده اند. حسن قشقاوي سخنگوي وزارت خارجه ايران هم گفت اين وزارتخانه گزارش مربوط به ربودن يک کشتي باري ايراني در نزديکي سواحل سومالي را از طريق خبرگزاري چين دريافت کرده و سرگرم بررسي آن است. سخنگوي وزارت خارجه گفته بود هدف از ربودن کشتي هاي تجاري در سواحل سومالي عمدتاً باج گيري بوده و «قدرت هاي نظامي دريايي» را به دليل آنچه بي تفاوتي در قبال اين گونه حوادث مي خواند، مورد انتقاد قرار داد. وي گفت؛«توقعي که از دولت هاي بزرگ مدعي داشتن پيکره دريايي قدرتمند مي رود اين است که نسبت به اين پديده بي تفاوت نباشند.» اول شهريورماه گذشته نيز يک کشتي باربري به نام «ايران ديانت» که متعلق به ايران بود توسط دزدان دريايي سوماليايي ربوده شده بود. اين کشتي پس از ۵۰ روز آزاد شد. با آنکه مسوولان ايراني از ارائه هرگونه خبر درخصوص نحوه آزاد شدن ايران ديانت خودداري کردند اما منابع خارجي گزارش دادند که ايران دو ميليون دلار براي آزاد شدن کشتي پرداخت کرده است. اين خبر از سوي ايران تاييد يا تکذيب نشد.

Read more…

اقتصاد, ایران, سیاست

روساي شش دانشگاه امريکايي در دانشگاه صنعتي شريف

آبان ۲۸م, ۱۳۸۷

در حالي که پس از انتخاب باراک اوباما به رياست جمهوري ايالات متحده امريکا، بحث برقراري ارتباط سياسي دو کشور بار ديگر به بحث داغ محافل سياسي بدل شده است. سفر روساي شش دانشگاه امريکايي که به دعوت دانشگاه صنعتي شريف به کشورمان آمده اند، بر آتش تحليل هاي داغ تحليلگران روابط دو کشور بيش از پيش افزود. با اين حال بدون آنکه بحث خاصي از ارتباط سياسي دو کشور در متن اين سفر تاکنون مطرح شده باشد، روز گذشته ميهمانان امريکايي از دانشگاه شريف بازديد کردند و به گپ و گفت با مسوولان اين دانشگاه و مسوولان وزارت علوم نشستند. هيات هفت نفره امريکايي که پيشتر قرار بود رئيس دانشگاه کلمبيا هم در ميان آنها باشد، اما به دليل رفتار نامناسب رئيس دانشگاه کلمبيا در سفر سال گذشته رئيس جمهور به امريکا، نامش از ليست دعوت شدگان دانشگاه شريف کنار گذاشته شده بود، تا اول آذر خواهند بود و علاوه بر دانشگاه هاي شريف، از ديگر دانشگاه هاي معتبر کشورمان چون تهران، اميرکبير، صنعتي اصفهان، شهيد بهشتي، شيراز و همچنين پژوهشکده رويان بازديد خواهند کرد. پروفسور رابرت ام دال رئيس اتحاديه دانشگاه هاي امريکا، پروفسور ديويد جي اسکورتون رئيس دانشگاه کرنل امريکا، پروفسور ديويد ليبرون رئيس دانشگاه رايس امريکا، پروفسور جي برنارد ميشن رئيس دانشگاه فلوريداي امريکا، پروفسور س د موت رئيس دانشگاه مريلند امريکا، پروفسور لري وندر هوف رئيس دانشگاه کاليفرنيا امريکا و پروفسور جريد ال. کوهن رئيس دانشگاه کارنگي ملون امريکا هفت ميهمان ويژه دانشگاه شريف بودند که در بازديد از اين دانشگاه، مراتب تعجب و غافلگيري خود را از وضعيت موجود ايران به خصوص از حضور زنان پژوهشگر در عرصه علمي کشورمان ابراز داشتند. ميزبان هيات امريکايي سعيد سهراب پور (رئيس دانشگاه صنعتي شريف) در حاشيه خبر سفر همتايان امريکايي خود، در اين باره به مهر گفت؛ «روساي دانشگاه هاي امريکا که روز گذشته از دانشگاه صنعتي شريف بازديد کردند، ابتدا بايد ببينند که دانشگاه هاي کشورمان چطور است. وقتي آنها از امريکا به ايران نگاه مي کنند، تصور متفاوتي نسبت به وضعيت ايران دارند اما زماني که به ايران مي آيند و صحبت مي کنند، ديدشان ۱۸۰ درجه تغيير مي کند زيرا واقعيت هاي ايران را از نزديک مي بينند. در امريکا طرز تفکر غلطي نسبت به ايران تبليغ مي شود به طوري که آنها تعجب کرده بودند که در ايران زنان هم مي توانند پژوهشگران برجسته باشند.» خانم دکتر ايرجي زاد پژوهشگر شماره يک کشور در نانوتکنولوژي و خانم دکتر نصيري کناري از برجسته ترين دانشمندان ايران روز گذشته در نشست با روساي دانشگاه هاي امريکا حضور داشتند.

دانشگاه, علمی

سید محمد خاتمی: در موقعیت فوق العاده سختی قرار دارم

آبان ۲۶م, ۱۳۸۷

شکی نیست باید در وضعیت موجود تحولی ایجاد کنیم. مقایسه وضعیت قبل با امروز از هر فرد عادی هم ساخته است و خوشبختانه مردم ایران خوب قضاوت می‌کنند. البته هیچ‌کس راضی نیست که بخش‌هایی از مدیریت جامعه مورد بی‌توجهی و اعتراض قرار ولی باید به انتقادها توجه و راهکارها را بهتر کرد.

رئیس‌جمهور سابق كشورمان گفت: «متاسفانه امروز گاه به نام اسلام، انقلاب، ارزشها و اسلامی بودن مشکل ایجاد می‌شود و عملکرد بد خوب معرفی می‌شود و هر کس نسبت به آن اعتراض و انتقادی کند می‌گویند از ارزشها و اسلام و انقلاب جدا شده است وعلیه آنان جوسازی می‌شود».

به‌گزارش سرویس سیاسی آفتاب، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با شورای نمایندگان حوزه‌های دانشگاهی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها گفت: «جمع شما کار علمی، آموزشی، تحقیقاتی را با عشق و علاقه برای کمک به نظام پذیرفته و همواره از اندیشه امام و اسلامیت نظام دفاع کرده است پس اگر امروز نسبت به کشور، انقلاب و آرمانهای امام‌خمینی (ره) احساس نگرانی می‌کند، باید دلیل آن را جستجو کرد».

وی در ادامه گفت: «اگر بی‌تاب می‌شوید و می‌گویید که ایران باید وضعیت بهتری داشته باشد، ذره‌ای در آن جنبه شخصی، مادی و به خاطر رسیدن به پست و مقام نیست زیرا که انقلاب را از آن خود می‌دانید و به امام عشق می‌ورزید و نظامی محکم و استوار می‌خواهید».

رئیس بنیاد باران خاطرنشان کرد: «اگر ضعفی در نظام ببینیم از آن خوشحال نمی‌شویم زیرا به آن دلبسته‌ایم چون برای آن خون‌ها داده شده و هزینه انجام گرفته است» .

Read more…

سیاست, سید محمد خاتمی

آيت الله حسني؛ با خاتمي مخالفم چون آزادي آورد

آبان ۲۶م, ۱۳۸۷
امام جمعه اروميه با کانديداتوري محمد خاتمي براي رياست جمهوري دور دهم مخالفت کرد. آيت الله حسني که از مخالفان سياست هاي خاتمي در زمان رياست جمهوري وي بود، درباره علت مخالفت خود به ايلنا گفت؛ «ايشان آزادي را آوردند که مورد قبول قرآن و رسول الله و رهبري نيست.» وي با انتقاد از برخي از مدل هاي مو و لباس رايج در کشور گفت؛«خاتمي ريشه اسلام و قرآني که امام خميني آورده بود ريشه کن کرد، اينها آزادي است که خاتمي آورد.»آيت الله حسني همچنين درباره احتمال کانديداتوري عبدالله نوري نيز گفت؛ ايشان هم مثل آقاي خاتمي هستند و با ايشان هم مخالفم.امام جمعه اروميه در ادامه درباره حضور مجدد احمدي نژاد در دور بعدي رياست جمهوري نيز اظهار داشت؛ احمدي نژاد حتماً بايد بيايد و برنده هم هست.وي در ادامه درباره حضور ساير اصولگرايان در انتخابات اظهار داشت؛ اين کار هيچ اشکالي ندارد.
نقل از اعتماد ۲۶ آبان ماه

ایران, سیاست, سید محمد خاتمی

چند روایت معتبر درباره‌ی برزخ

آبان ۲۵م, ۱۳۸۷

داستانی بسیار زیبا که در شهروند امروز خواندم را در اینجا نقل میکنم . از خواندن آن لذت خواهی برد !

 ۱ درست مثل این بود كه بروی لبه‌ی چاه عمیقی بایستی و بعد لحظه‌ای زل بزنی به اعماق ناپیدای چاه و ناگهان بی‌هوا سُر بخوری و سقوط‌كنی توی آن. این دقیقا همان چیزی بود كه بعدازظهر چهارشنبه هفدهم دی ماه ۱۳۸۵ برای من اتفاق افتاد و من با سر سقوط كردم توی چاه عمیقی، توی چاه خیلی عمیقی، به اسم سوفیا. موضوع مربوط به وقتی است كه من تازه در رشته‌ی دكتری ادبیات قبول شده‌بودم و آن روزها فكر‌می‌كردم بدون این كه به كسی یا چیزی آسیب بزنم، می‌توانم در این دنیای عوضی عاشق كسی بشوم و بعد او را با خودم بردارم و بروم گوشه‌ی خلوتی و شروع كنم به زندگی‌كردن. همیشه فكر می‌كردم می‌توانم بهشتِ زنی را داشته‌باشم تا وقتی از جهنم زندگی خسته می‌شوم پناه ببرم به سایه‌های درختان آن بهشت. هنوز آن فكر بزرگ و تكان دهنده را كشف نكرده بودم. هنوز نمی‌دانستم دچار چه بلاهت پیچیده‌ای شده‌ام. 

اولین بار سوفیا را در شلوغی مترو دیدم. لا‌به‌لای جمعیت كسل بعدازظهر كه با تكان‌های قطار مثل آدم‌های مست و گیج كج و راست می‌شدند. پشت سرش دختری با روسری بنفش داشت ناخنش را می‌جوید. سوفیا دستش را به میله‌ی فلزی راهرو گرفته بود و زل‌زده بود به نقطه‌ای از سقف قطار. آستین مانتوش كمی پایین افتاده بود و من می‌توانستم از جایی كه ایستاده بودم و از لا‌به‌لای جمعیت مسافران ساعت مچی صفحه بزرگ دخترانه‌اش را ببینم.

درست همان لحظه بود كه با تمام وجود احساس كردم می‌توانم زیر تكان‌های شدید قطاری كه مثل موشی‌كور تونل زیرزمینی شهر را به‌سرعت می‌پیمود، یكی از بهترین شعرهای همه‌ی زندگی‌ام را برای او بگویم و بعد مثل ابله‌ها جلو بروم و تقدیمش كنم. كاری كه شاید می‌توانست مرا یك قدم كوچك به دختری كه بی‌دلیل- و كدام عشق دلیل می‌خواهد؟- داشتم عاشق‌اش می‌شدم نزدیك كند. منصور به این عشق‌های ناگهانی می‌گفت: «عشق‌های بستنی كیمی». دقیقا نمی‌دانم این اسم را از خودش درآورده بود یا جایی شنیده بود. لابد منظورش عشق‌هایی است كه با دعوت به یك بستنی شروع می‌شوند.

منصور معمولا درباره‌ی چیزهایی كه می‌گوید توضیح نمی‌دهد. پیاده كه شدیم سوفیا رفت توی یك كتاب‌فروشی و من تندتند شعر كوتاهی نوشتم به اسم «دختری با ساعت‌مچی صفحه بزرگ» و بعد ایستادم و ایستادم و آ‌ن‌قدر ایستادم تا مطمئن شدم نمی‌توانم كاغذ را به او بدهم. بعد مثل قهرمان‌های فیلم‌های درجه ده سینما تا محل كارش در آزمایش‌گاه مركزی بیمارستان مهر دنبالش كردم و باز همان‌جا ایستادم. كاغذ شعر از عرق كف دستم خیس شده بود و من هنوز داشتم توی چیزی كه درست نمی‌دانستم چیست دست و پا می‌زدم. بعد گورم را گم كردم و رفتم خوابگاه.
۲ توی اتاق ۲۱۹ خوابگاه تا شب هزار بار شعر را خواندم. انگار با هربار خواندنش جرأت بیش‌تری پیدا ‌می‌كردم آن را به سوفیا بدهم.

منصور پشت میز كوچكی نشسته بود و داشت مقاله‌ای درباره‌ی یكی از شاعران گمنام قرن هشتم به اسم «بساطی‌سمرقندی» می‌نوشت. گفت: «به نظر من همه‌ی شاعرها یه تخته كم داشته‌اند. منظورم اینه كه شعرهای همه‌شون یا درباره‌ی عشق به زن‌ها است یا بی‌وفایی اون‌ها. من نمی‌دونم اگه زن‌ها نبودند اون‌ها می‌خواستند چه غلطی بكنند» 

طبقه‌ی دوم تخت دونفره‌ی اتاق دراز كشیده بودم و زل زده بودم به دیوار. سعی می‌كردم چیزی را كه با خط‌ریزی روی دیوار نوشته شده‌بود بخوانم. شب‌های چهارشنبه‌ی هر هفته می‌رفتم خوابگاه و تا بعدازظهر جمعه پیش منصور می‌ماندم و هر بار هم روی همین تخت می‌خوابیدم اما نمی‌دانم چرا این نوشته را هیچ‌وقت ندیده بودم. گفتم: «لابد جای صله گرفتن شمشیر می‌گرفتند دست‌شون و می‌رفتند توی جنگ‌ها آدم بكشند» 

گفت: « این شعر رو گوش‌كن كه اون یارو، بساطی سمرقندی رو می‌گم، واسه زنی گفته و بابتش كلی سكه و اشرفی گرفته.» بعد صدای به هم خوردن كاغذهایش بلند شد. لابد داشت توی كاغذهای روی میزش دنبال شعری می‌‌گشت كه شاعری ششصد سال قبل آن‌ را برای معشوقه‌اش سروده بود و بابتش كلی صله از نواده‌ی تیمور گرفته بود. از توی راهرو صدای چند نفر می‌آمد كه داشتند با هم شوخی می‌كردند. من سرم را تقریبا چسبانده بودم به دیوار تا نوشته‌ی بد خط دانشجویی را بخوانم كه سه سال پیش توی همین اتاق رشته‌ی‌ریاضی می‌خوانده. روی دیوار با خودكار قرمز و با دست خط كج و كوله‌ا‌ی نوشته شده‌بود: «باز دیروز شهر دوازده میلیون و هفتصد و نود و شش هزار و پانصد و چهل و سه نفری تهران خالی بود؛ بس كه در سفری/ محسن لیل‌آبادی/ دانشجوی ترم پنجم ریاضی محض»

منصور از پشت میز بلند شد و گفت: «ایناهاش، پیداش كردم. تنها چیزی كه از اون یارو تو كتاب‌ها باقی مونده همین یه بیت شعره.»
چشم‌هایم را بستم و سعی‌كردم تا آن جا كه سلول‌های حافظه‌ام قدرت دارند برگردم به ایستگاه مترو و آزمایشگاه خون و جزئیات چهره‌ای كه به سختی به چنگ ذهن می‌آمد. منصور خواند: «دل شیشه و چشمان تو هرگوشه برندش/ مستند مبادا كه به شوخی شكنندش». ناگهان صدای پای دانشجوها پیچید توی اتاق. انگار دویدند سمت انتهای راهرو. من به شاعر گمنامی فكركردم كه یكی از بیت‌های او حالا پس از ششصدسال انگار داشت در غروب دلگیری برمن، تنها بر من، وحی می‌شد و همه‌ی ذرات روح مرا در اتاق محقر ۲۱۹ خوابگاهی دانشجویی مثل خورشید روشن می‌كرد. 

صبح روز بعد ایستادم جلو سالن آزمایش‌گاه مركزی خون. مثل كسی كه بخواهد بمبی را جایی كار بگذارد، كاغذ شعر را توی دستم گرفته بودم و داشتم از هیجان و ترس می‌لرزیدم.
مردی كه روپوش سفید پوشیده بود گفت: «كاری داشتید، آقا؟»
گفتم: «نه.» اما از جایم تكان نخوردم. زل زده بودم به سوفیا كه ته سالن آزمایش‌گاه یكی از چشم‌هایش را چسبانده بود به میكروسكوپی و محو قطره‌ای خون شده‌بود. نوری كه به شكل مورب از پنجره به سالن می‌تابید تا نزدیكی كفش‌هاش جلو آمده بود. همان لحظه بود كه باز بی‌دلیل احساس كردم این زن برای من همان بهشتی است كه هزار درخت دارد.

مدتی او را نگاه كردم [...] در آن لحظه این طور به نظرم رسید كه این تصویر می‌تواند یكی از بدیع‌ترین صحنه‌های هستی باشد؛ زنی خیره به قطره‌ای خون و ساعتی صفحه بزرگ و كمی نور. توی چند راهرو مثل دیوانه‌ها دویدم كه دو بار سر پیچ‌ها س‍ُرخوردم و به سه نفر تنه زدم و سر پیچ رادیولوژی كسی گفت: « جلوت رو نگاه كن حیوون!» و از آزمایش‌گاه زدم بیرون و یكراست رفتم سراغ دكترفضلی كه دكتر خانوادگی ما بود و حسابی پیر بود و گوش‌هاش به سختی می‌شنید و من مجبور شدم چهار بار برایش توضیح بدهم كه یك آزمایش ساده‌ی خون برایم بنویسد. 

برگه‌ی آزمایش را كه دستم ‌داد داشت چیزهایی درباره‌ی درد مفاصل پدر بزرگم می‌پرسید كه از مطب زدم بیرون. اوایل زمستان بود و باد سردی می‌وزید. برگه‌ی آزمایش را مثل بلیتی كه در بخت‌آزمایی‌ برنده شده باشم، توی مشت گرفته بودم و تا ایستگاه مترو می‌دویدم.
[...] 

ادامه را حتما بخوانید . . .

Read more…

داستان, عشق (زهی عشق...)

در آرزوی سفرم . . . نمی طلبم !

آبان ۲۵م, ۱۳۸۷

خبر جدید از دکتر رحامی (استاد بنده):

آبان ۲۴م, ۱۳۸۷

دکتر حسین رحامی , پژوهشگر جوان ایرانی به عنوان یکی از ۲۵ محقق منتخب جهان به عضویت فرهنگستان علوم کشورهای در حال توسعه پذیرفته شد.

دکتر رحامی

دکتر رحامی محقق جوان ایرانی از سوی دفتر منطقه‌یی آسیای میانه و جنوب آسیا «فرهنگستان علوم کشورهای در حال توسعه» (TWAS) به عنوان یکی از ۲۵ محقق منتخب از مناطق مختلف جهان به عنوان عضو جوان وابسته این نهاد علمی بین‌المللی پذیرفته شد.

دکتر حسین رحامی، دانش‌آموخته دکتری سازه دانشگاه علم و صنعت ایران و استادیار جوان دانشگاه تهران که برای شرکت در نوزدهمین اجلاس عمومی «توآس» به «مکزیکوسیتی» دعوت شده است با اعلام این مطلب به خبرنگارعلمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) اظهار داشت: با تصویب اجلاس عمومی فرهنگستان علوم کشورهای در حال توسعه(توآس) در دو سال پیش، هر ساله تعدادی از پژوهشگران زیر ۴۰ سال برگزیده از سوی دفاتر منطقه‌یی فرهنگستان به عنوان عضو جوان وابسته به مدت پنج سال به عضویت فرهنگستان درمی‌آیند که داشتن تالیفات مناسب شامل حداقل ۱۰ مقاله منتشر شده در مجلات ISI از شرایط این امر است.

وی در تبیین سوابق علمی خود به چاپ و پذیرش ۲۴ مقاله در مجلات معتبر بین المللی (۱۹ مقاله ISI ) و دو مقاله کنفرانس، کسب رتبه اول دوره کارشناسی سال ۷۶ دانشگاه علم و صنعت ایران، کسب عنوان دانشجوی نمونه کشوری در سال ۷۸ از طرف انجمن مهندسین راه و ساختمان ایران، کسب رتبه اول آزمون دکتری دانشگاه علم و صنعت ایران در سال ۷۹، رتبه اول دوره دکتری در سال ۸۲، انتخاب به عنوان محقق سطح الف از سوی وزارت علوم در سال ۸۴، محقق نمونه کشوری در جشنواره ملی دانشجویان برگزیده کشور در اردیبهشت ماه ۸۵، عنوان نخبه کشوری از سوی بنیاد ملی نخبگان در سال ۸۶، رتبه اول پایان نامه دکتری در نخستین جشنواره گرامیداشت برگزیدگان مهندسی عمران ایران در بهمن ماه ۸۶، پژوهشگر برگزیده در دومین یادواره برگزیدگان مهندسی عمران ایران در اسفند ۸۶ و دفاع از پایان نامه‌های دوره کارشناسی ارشد و دکتری هردو با کسب نمره ۲۰ اشاره کرد.

گفتنی است، نوزدهمین اجلاس عمومی «فرهنگستان علوم کشورهای در حال توسعه» (TWAS) از ۱۰ تا ۱۳ نوامبر (۲۰ تا ۲۳ شهریورماه) در پایتخت مکزیک برگزار می‌شود.

فرهنگستان علوم کشورهای در حال توسعه که امسال همزمان با اجلاس عمومی، بیست و پنجمین سال فعالیتش را جشن می‌گیرد به ابتکار استاد عبدالسلام، فیزیکدان نام‌آور مسلمان برنده جایزه نوبل با هدف گسترش علم و همکاری‌های علمی در کشورهای جهان سوم پایه‌گذاری شده است.
دکترحسين رحامي متولد ۱۳۵۵ پس از گذراندن دوره دبيرستان در اراک، در سال ۱۳۷۲ در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم وصنعت ايران پذيرفته شد. در سال ۱۳۷۶ با کسب رتبه اول فارغ التحصيل شده و در همين سال در گرايش مهندسي زلزله دانشکده فني دانشگاه تهران پذيرفته شد.
وی در سال ۱۳۷۸ پس از دفاع از پايان نامه کارشناسي ارشد با عنوان توليد شتابنگاشتهاي مصنوعي با استفاده از شبكه هاي عصبي و ويولتها، در آزمون دوره دکتري دانشگاه علم وصنعت شرکت کرده و با کسب رتبه اول در آزمون، در گرايش سازه اين دانشگاه پذيرفته گردید. در همين سال از سوي انجمن مهندسين راه و ساختمان بعنوان دانشجوي ممتاز موفق به دريافت جايزه استاد احمد حامي گردید.

پس از پنج سال تحصيل در مقطع دکتري در سال ۱۳۸۴ با کسب رتبه اول اين دوره را به پايان رساند. رساله دکتری ایشان با موضوع “بهینه‌یابی ترکیباتی در مکانیک سازه‌ها” بوده که با راهنمایی استاد علی کاوه انجام گرفته است.

در همين سال بعنوان محقق سطح الف از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و سال بعد بعنوان محقق نمونه کشوری در جشنواره ملی دانشجويان برگزيده کشور انتخاب گردید.

دکتر رحامی در طي دوران دکتري موفق به چاپ ۲۴ مقاله در مجلات معتبر بين المللي شدند که ۱۹ مقاله آن نمايه شده ISI مي‌باشد. در سال ۱۳۸۶ از سوي بنياد ملي نخبگان بعنوان نخبه کشوري برگزيده شده و در همين سال در نخستين جشنواره گراميداشت برگزيدگان مهندسي عمران ايران، رتبه اول پايان‌نامه دکتري را با عنوان روشهاي تركيباتي براي تحليل و طراحي بهينه سازه ها کسب نمود.

زمينه هاي مورد علاقه ایشان در امر تحقيق شامل تحليل سازه ها ، بهينه سازي، کاربردهاي نظريه گراف و سيستمهاي هوشمند مي‌باشد.

در کنار کار پژوهش، از سال ۱۳۷۹ تا کنون در دانشگاه هاي مختلف کشور به امر تدريس مشغول بوده‌ و در حال حاضر عضو هيات علمي دانشکده فني دانشگاه تهران مي‌باشد .

ایران, دانشگاه, علمی

میلاد امام رضا [ع] گرامی باد

آبان ۲۱م, ۱۳۸۷

نامه منتشر نشده مهدی بازرگان به محمدرضاپهلوی

آبان ۱۶م, ۱۳۸۷

بسم‌الله الرحمن‌الرحیم
اعلیحضرت سابق جناب آقای محمدرضا پهلوی
اگر همیشه از من صراحت دیده‌اید كه تلخ بوده است، فكر می‌كنم هردفعه نیز روشن شده است كه گفتارم خالی از صداقت و حسن نیت نبوده‌، و درست از آب درآمده است.حالا هم می‌خواهم پیشنهادی بدهم كه به خواست خدا خیر بزرگ برای همه و از جمله شما و شهبانو در دو دنیا خواهد داشت. در برابر وضع وحشتناك حاضر و مساله لاینحلی كه گروگان‌گیری اعضا سفارت آمریكا و سرسختی طرفین دعوی بر سر استرداد شما بوجود آورده‌است و می‌رود كه خدای نخواسته عالمی به آتش و مرگ كشیده شود بیایید یك ژست عالی تاریخی و در عین‌حال ساده انجام دهید: اعلام مراجعت به ایران برای حضور و دفاع خود در محكمه بنمایید، كلید نجات مملكت و بازشدن گره كور بین‌الملل و همچنین آزادی وجدان‌تان و خروج از وحشت حاضر بدست شما است.

به خاطر هموطنان و برای اثبات دوستی و خدمتگزاری به آنان و به شریعت كه همیشه مدعی بوده‌اید این كار را بكنید و بی‌درنگ هم بكنید. گروگانها آزاد خواهند شد، ‌مردم آمریكا كه نمی‌گذارند دولت‌شان شاه را تحویل بدهد راضی و خلاص خواهند شد. حمله به ایران و هرگونه مشكلات و مصائب احتمالی مرتفع می‌شود. اروپا و آسیا از نگرانی بیرون می‌آیند و بالاخره شهرت جهانی و افتخار خدمت بی‌نظیری كه كفاره‌ای از گذشته و آبرویی برای آینده خواهد بود می‌خرید.

چه بسا همین عمل تاثیر بر دلها و در محكومیت شما داشته باشد. در هرحال من پیشقدم در تقاضای تخفیف و كوشا برای اخذ گذشت خواهم بود. روسای كشورها نیز چنین وساطت خواهند كرد. این را هم بدانید كه در صورت خودداری از چنین شهامت مردانه وضع مردم ایران و دنیا طوری نیست كه به سلامت و به سلطنت برگردید.عاقلانه‌ترین و خوش عاقبت‌ترین راه‌حل همان است كه عرض كردم، خداوند ارحم‌الراحمین است و در توبه و سعادت را به روی بندگان باز گذاشته است. 

مهدی بازرگان / تهران نهم آذرماه ۱۳۵۸
به نقل از شهروند امروز

ایران