Archive

Archive for ژانویه, 2009

آخرین سخن افراد مختلف قبل از مرگ !!!

دی ۳۰م, ۱۳۸۷

آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن…
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه…
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره…
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

اراجیف (طنز ها)

یاحسین

دی ۱۴م, ۱۳۸۷

کافی است شهر خود را لحظه ای اینگونه تصور کنید !

دی ۱۴م, ۱۳۸۷

مايکروسافت، سال نو يک ميليون نفر را خراب کرد

دی ۱۴م, ۱۳۸۷

بله. مايکروسافت سال نو يک ميليون نفر را خراب کرد. روز پنجشنبه يک ميليون نفر از کساني که در سراسر جهان پخش کننده چندرسانه يي مايکروسافت -Zune- را داشتند، متوجه شدند وسيله شان کار نمي کند و قادر به پخش هيچ فايل صوتي يا تصويري نيست. اين کاربران با يک صفحه فريزشده روبه رو شدند. مشکل چه بود. سال ميلادي ۲۰۰۸، کبيسه بود، يعني به جاي ۳۶۵ روز، ۳۶۶ روز داشت. متاسفانه درايور زماني داخلي Zune مشکل داشت و نمي دانست در مواجهه با يک سال ۳۶۶روزه بايد چه کند. اين مساله باعث مي شد هنگام اتصال Zune به کامپيوتر، وسيله دچار «کرش» شود.

سايت هاي مثل Gizmodo و Engadget با گزارش هاي مکرر کساني مواجه شدند که گفته بودند در ساعت ۰۱/۱۲ روز ۳۱ دسامبر، پخش کننده zune آنها از کارکردن باز ايستاده است. مقامات مسوول مايکروسافت در مقام پاسخ به مشتريان خود گفتند مشکل موقتي است و با اندکي صبر، مشکل با گذشت يک روز برطرف خواهد شد. آنها گفتند اجازه دهيد باتري وسيله تان کاملاً خالي شود، بعد دوباره Zune را روشن کنيد. گرچه اين مشکل واقعاً موقتي بود، اما همزماني آن با جشن هاي سال نو و بازتاب خبري اين رسوايي مي تواند به جايگاه مايکروسافت در بازار ابزارهاي پرتابل پخش کننده فايل هاي چندرسانه يي آسيب جدي برساند. هم اينک اپل با مدل هاي متنوع آي پاد، ۷۰ درصد بازار امريکا را در کنترل خود دارد و مايکروسافت با Zune تنها ۳ درصد بازار را دارد.

۹ سال پيش، مشکل سال ۲۰۰۰ يا باگ ملينيوم Y2K کامپيوترهاي دنيا را تهديد مي کرد. باگ اخير Zune باعث شده است نام اين رسوايي به تبعيت از Y2K، باگ Z2K9 ناميده شود. مايکروسافت از زمان معرفي Zune در نوامبر سال ۲۰۰۶، سه ميليون دستگاه از اين وسيله را فروخته است، اما باگ Z2K9 تنها مدل هاي ۳۰ گيگابايتي Zune را که توسط شرکت توشيبا ساخته شده بودند با مشکل مواجه کرد. تعداد Zune هاي درگير، يک ميليون دستگاه برآورد مي شود. به نظر مي رسد مايکروسافت که عمده شهرت خود را با فروختن سيستم عامل ويندوز و بسته نرم افزاري آفيس به دست آورده است، در زمينه ساخت سخت افزار با مشکلات قابل توجهي روبه رو است. سال پيش هم کنسول بازي ايکس باکس دچار مشکل سخت افزاري شده بود. مايکروسافت مجبور شد با صرف ۱/۱ ميليارد دلار هزينه، اين مشکلات را به صورت رايگان براي خريداران اين کنسول برطرف کند. مايکروسافت قصد دارد نرم افزار داخلي Zune را به روز کند تا در سال کبيسه بعدي يعني سال ۲۰۱۲، کاربران اين وسيله با مشکل مشابه مواجه نشوند.

منبع؛ وبلاگ يک پزشک

رایانه

داستانی زیبا !!!

دی ۱۴م, ۱۳۸۷

این داستان هم یکی دیگه از ایمیل های نکته داره که میلاد محرک پور مرتب برام میفرسته !

 خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود…
بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت شيريني هم خريد… اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش ..اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست روي صندلي کنارش وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود ..

وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..خانومه عصباني شد ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم …
هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..آقاهه هم يکي ور ميداشت . ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا اين آقاي پر رو و سوء استفاده چي …چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟ آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف ديگه شو خودش خورد.. اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد…خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد.
 در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما. وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره..که يک دفعه غافلگير شد..چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>> فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد. اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي خريده بود تو کيفش گذاشته بود. اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود. در زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع آقاهه داره شیرینی هاشو می خوره و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم نداره. 

چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست .
سنگ بعد از این که پرتاب شد
دشنام .. بعد از این که گفته شد..
موقعیت …. بعد از این که از دست رفت
و زمان… بعد از این که گذشت و سپری شد

داستان