Archive

Archive for فوریه, 2009

خاتمی آمد ; گفتم که نیا !!!

بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷

آب زنید راه را هین که نگار می​رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می​رسد

باغ سلام می​کند سرو قیام می​کند
سبزه پیاده می​رود غنچه سوار می​رسد

احیانا گفته شده من دچار تردید بوده‌ام، من اعلام می‌كنم هیچ‌گاه تردیدی نداشته‌ام، گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه‌ انتخابات و اینكه چه كسی و به چه صورتی شركت كند، داشتم. كوشیدم و می‌كوشم با قدرت و قوت و امید به آینده در عرصه باشم و فضای نقد و گفت‌وگو با حضور تشكل‌ها را فراهم، هم‌چنین در جهت تحقق آرمان‌های ملت تلاش كنم
ما دل‌بسته این كشوریم، اعتلای روزافزون ملت را می‌خواهیم و حاكمیت ملت را بر سرنوشت خود كه انتخابات مهم‌ترین راه و نماد آن است و مگر می‌شود بی‌تفاوت بود؟ مگر می‌توان نسبت به حضور خود در این عرصه تردید داشت؟
شاید تدبیر به مطلوب نرسید و مصداق “العبد یدبر والله یغیر” شد، كه مثال این است كه بنده خدا تدبیر می‌كند، اما تقدیر چیز دیگری است

 

ایران, سیاست, سید محمد خاتمی

آيت الله مصباح يزدي؛ ما به خاطر اقتصاد و زندگي مرفه انقلاب نکرديم

بهمن ۹م, ۱۳۸۷

آيت الله محمدتقي مصباح يزدي گفت؛ براي تحقق اسلام در زندگي فردي، خانوادگي و به خصوص در زندگي اجتماعي و براي بقاي انقلاب مان تنها شعار اسلام کافي نيست. به گزارش ايسنا رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در جلسه ديدار با دبيران ديني و قرآن ادارات سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي با طرح اين سوال که آيا با وجود آنکه نظام ما تغيير کرده است، در فرهنگ نيز رشد پيدا کرده ايم، تصريح کرد؛ در آشنا کردن انسان با انسانيت و قرب خدا پيشرفتي نکرده ايم و در اين راستا بايد مطالعه تطبيقي و آسيب شناسي انجام شود تا علل پيشرفت نکردن ما مشخص شود. وي در بخش ديگري از سخنانش گفت؛ ما تلاش هايمان را در زمينه پيروزي انقلاب به خاطر اقتصاد خوب و تکنولوژي پيشرفته نکرده ايم، اينها لوازم اسلام است اما حقيقت اسلام اين نيست. جامعه يي که اقتصادش پيشرفته است، تورم و بيکاري ندارد و مردم آن زندگي مرفه دارند. آيا ما همين را از اسلام و انقلاب مي خواستيم؟ اينها يکي از آثار دست چندمي است که ما از اسلام مي خواهيم و جوهر اسلام اين نيست. بايد از قرآن، پيغمبران و اماماني که به خاطر اسلام شهيد شدند، بپرسيد. وي با بيان اينکه اسلام فقط تکنولوژي نيست و عزت اسلام بايد به گونه يي باشد که نيازي به ديگران نداشته باشد، تصريح کرد؛ درست مثل اين است که ما فکر کنيم خوردن غذا براي قوي شدن فک و دهان است اما غذا را با هدف سير شدن، رشد کردن، سالم و زنده ماندن مي خوريم که در کنار آن ماهيچه هاي فک هم قوي مي شوند اما هدف چيز ديگري است. فهميدن زندگي انسان، قرب خدا است سير شدن که نيست. حيوانات نيز غذا مي خورند، آيا هدف از آفرينش ما براي اين است که مثل چهارپايان تنها غذا بخوريم؟ هدف زندگي، آن هدفي است که سيدالشهدا برايش شهيد شد.

ایران, سیاست

مرتضي آقاتهراني:مخالفان احمدي نژاد بيمارند !

بهمن ۹م, ۱۳۸۷

مرتضي آقاتهراني معلم اخلاق دولت نهم مدعي شد کساني که شعار «هرکس جز احمدي نژاد رئيس جمهور شود» را مطرح مي کنند، افرادي بيمار هستند.

اين نماينده حامي احمدي نژاد در مجلس در گفت وگوي مفصلي با ايرنا، از عملکرد دولت نهم دفاع کرد و با اطمينان گفت «محمود احمدي نژاد» هيچ رقيبي در انتخابات پيش رو نخواهد داشت.

آقاتهراني شعار عبور از اشخاص و از جمله احمدي نژاد را شعار مرده يي دانست که تاريخ مصرف آن گذشته است.

اين نماينده مجلس با تاکيد بر اينکه هر کس حق انتخاب دارد، گفت؛ «اصولگرايان هم که از يک گروه هستند، مي توانند بررسي کنند که آيا احمدي نژاد اصلح است يا نه.»

وي خاطرنشان کرد؛ «اين مساله درباره همه نامزدها صادق است، زيرا در نظام اعتقادي، واژه عبور معني ندارد.»

آقاتهراني اضافه کرد؛ «نهايت کار انتخابات اين است که ما يا به کسي راي مي دهيم يا نمي دهيم. ما با کسي بيعت نکرده ايم که تا آخر عمر با او باشيم. بسياري در دور اول انتخابات نهم به احمدي نژاد راي ندادند، اما در مرحله دوم به او راي دادند.»

وي ادامه داد؛ «اينها واژه هايي است که وجود خارجي ندارد زيرا در نهايت عده يي به احمدي نژاد راي خواهند داد و عده يي راي نمي دهند. آيا مي توان گفت آنهايي که راي ندادند، از او عبور کردند؟»

وي همچنين به ميرحسين موسوي و خاتمي توصيه کرد بهتر است قبل از اينکه بخواهند وارد عرصه رقابت ها شوند، دوره حاکميت خود را با چهار سال احمدي نژاد مقايسه کنند زيرا خود بهتر از ديگران مي دانند که چقدر موفق بوده اند.

Read more…

ایران, سیاست

لاک پشت زبان بسته !

بهمن ۸م, ۱۳۸۷

لاک پشت بیچاره در زمانی که کوچک بوده وارد یک حلقه پلاستیکی شده که در اقیانوس شناور بوده و دیگه نتونسته ازش خارج بشه. در نتیجه این شکلی رشد کرده و دیگه توانایی لاکپشت در قایم شدن توی لاکش رو از دست داده و نه می تونه شکار کنه و نه دفاع. این تازه یک نمونه ست از قربانیهای بی زبون این زباله های ما

اراجیف (طنز ها), علمی, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک

ویلون‌نوازی در مترو

بهمن ۸م, ۱۳۸۷

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

 

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

Joshua Bell The Official Joshua Bell Site
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/04/04/AR2007040401721.html

داستان, موسیقی

ما ز ياران چشم ياری داشتيم

بهمن ۵م, ۱۳۸۷

ما ز ياران چشم ياری داشتيم
خود غلط بود آن چه ما پنداشتيم
تا درخت دوستی برگی دهد
حاليا رفتيم و تخمی کاشتيم
گفت و گو آيين درويشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتيم


شيوه چشمت فريب جنگ داشت
ما غلط کرديم و صلح انگاشتيم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتيم
نکته‌ها رفت و شکايت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتيم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتيم

شعر, عشق (زهی عشق...)