سخن حافظ با من اندر اقدامات اینترنتی !
در فکر و عالم رویا داشتم چند تا سایت درست میکردم و بازدیدشان هم بسیار بالا بود.با زمزمه های تلفن از رویا بیرون آمدم و متوجه شدم که زمزمه نیست و واقعا دارد با صدای نکره زنگ میزند . دوستم علیزضا بود و با هم صحبت کردیم.بعد از تلفن دوباره به سایت ها فکر کردم و اتفاقا چند تا Domain چک کردم و دوباره همان افکار.
این بار گفتم بیا و از حضرت حافظ مسالت جو هر چند که در ازمنه ی قدیم اینترنت نبوده ولی خیلی چیزهای دیگه هم نبوده که حافظ انگار همه رو جواب میده !
مشترکات بین حال و گذشته که فقط عشق بازی و می و شراب و. ساقی و نظر بازی و این حرفها نبوده که خوب چیزای دیگری هم بوده ایضا (چند روزی است از ایضا خوشم اومده-یعنی خوشم میومد بیشتر هم شده).خلاصه ببین چی اومد . . .
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گُل بدمد باز تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می دهدت پند ولـــــی
وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالـی دگرســـت
حيف باشد که زکار همه غافل باشی
نقد عــمرت ببرد غصه دنيا به گــــــــــزاف
گر شـب و روز درين قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بيم زماتابر دوست
رفتن آسـان بُود ار واقــف منزل باشیحافظا گر مدد از بخـــت بلـــدت باشد
صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشی
خلاصه بد نبود فال ما اما بیشتر هم به خودم محول کرد.البته در هیچ کاری زیاده روی خوب نیست حتی در نصیحت جناب میر حسین (به پست قبلی سری بزنید)
در ضمن بیت اول هم جاب است خوب بهاره دیگه . خوب مگه چیه ؟
آف پست !
Loading ...




