Archive

Archive for سپتامبر, 2009

تو هم بیزاری از من ، هان ؟

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۸

تو هم بیزاری از من ، هان ؟

تو هم بیزاری از این بازی بی سرو ته که ندارد هیچ راهی تا به پایان

یا که پایانش مرگیست

مرگ عاطفه

مرگ عشق بی کران

هدیه دادم من به تو

این عشق را و ناگهان

 

دیدمش در دست تو خفته

بی ملال و بی ریا و بی خیال از حرف های این و آن

دیدمت خندان که می گفتی به او

تا تو را دارم به دستم

نیستم محتاج لطف دوستان و دشمنان

این خیال بی وفا داد

سود و سرمایه ; هر دو را

یکدم به باد

اینچنینم داد دست بادبان

بادبان قایق دلدادگان

در میان اینچنین ناجوانمردانه توفان

سهمگین و بی عنان

ناگهان پایم شکست

دست و بازویم شکست

دید این ها را ولی

کرد پشتش را به من

بی درنگ و بی گمان

 

ای نگارم

ای فدای نام تو نا مردمان و دشمنان

ای فدای قامتت سرو قدان

روزگاری اینچنین بگذشت بر بی یاوران

چون بگردد واژگون این

این بی وفا چرخ روزگار بی حساب

نقش ها را می کند نقش بر آب

شعر, عشق (زهی عشق...)

عید فطر , عید سیاسی !

شهریور ۲۹م, ۱۳۸۸

هر چیزی که در مخیله بگنجد ، مدل سیاسیش رو دیده بودم الا عید فطر که بحمد الله تعالی اون هم محقق شد . عید فطر سیاسی ندیده از دنیا نرفتیم خدا رو شکر . . .

بنده هیچ نظری در رابطه با عید ندارم و به فتوای مرجع عمل می کنم . اینها هم صرفا نتایج یک جمع بندی و ایجاد ارتباط میان چند خبر مختلف است و نتیجه گیری از آن به عهده خواننده . هر چند نتیجه گیری بسیار ساده ای است !

“فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه”

توضیح مهم : ماه مبارک رمضان فرصتی است برای نزدیکتر شدن به خدا ، به فرموده قرآن ابتدا با پاک کردن و زدودن آلودگی ها و سپس با کسب معارف و حقایق . ماهی سرشار از زیبایی ، ماه نزول قرآن و ماهی که در های رحمت همیشه گشوده  ی خدا ، از همیشه پهن تر ، بلند تر ، پیدا تر ، گسترده تر و متعدد تر است . در آن تقدیر رقم می خورد و گناهان خرد و کلان بخشوده می گردد . کرم خداوند در این روز های زیبا به واسطه روزی داری دوست دارانش ، حتی به کسانی که روزه دار نیستند هم می رسد . هر چند فقط اینها در کلام می گنجد فراوان رحمت هایی از جانب پروردگار که نه در کلام ، حتی در خیال هم نمی گنجد .

کسی نیست که در آخر آن دست خود را خالی ببیند و چه نگون بخت بنده ای که دستش خالی باشد یا آنرا خالی ببیند . و چه گمراهند آنانی که دانسته یا جاهلانه با اعمالشان آخر میهمانی پروردگار را خراب می کنند و البته به خیال خودشان ! که چگونه میهمانی خالق قابل تخریب است ؟ آیا “وجعلتها خیر من الف شهر” کوچک شدنی است ؟ چه بدخیالند !

و برای مقابله با آن که دینمان با آلودگی های سیاست آلوده نشود ( در عین این که دین از سیاست جدا نیست ) و در زندان غرض های سیاسی به بند کشیده نشود دو حجت داریم :

۱٫حجت نهان که همان عقل و اندیشه مان است . چیزی که هرگز در بند نخواهد شد ، آزاد است و آزاده . از اندیشه بالا میرود ، بر علم تکیه میزند و بر دور دست ها نظر می اندازد .

۲٫حجت و یا حجج دیگر مضامین حدیث “و اماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي ليكم و انا حجه الله عليهم” هستند که هنوز شرط عدالت و صداقتشان نزد ما ساقط نشده و میدانیم هرگز دین را در زندان سیاست به بند نمی کشند .

پس در این راه از این دو استفاده می کنیم و تنها به هدایت پروردگارمان دل بسته ایم .

راستش من به عید شک داشتم و صبح که بلند شدم به نیت شک (اونم چه شکی ، صد تا اطمینان به گردش) چیزی نخوردم . برای نماز که رفتیم مسجد زمزمه هایی از عید نبودن بود تا اینکه رفتن سراق آقا ، آقا هم برای بیرون اومدن به منزل تاخیر معنی داری کرد . گویا ایشون روزه بود و عید براشون ثابت نشده بود . اینجا بود که یه کم شک (یا همون اطمینان) بیشتر شد . چند نفر هم گفتند هنوز هیچکدام از مراجع اعلام نکردند . خونه که رسیدم یه چرخی تو نت زدم که مشخص شد انگار جدیه . حالا با گرسنگی چه کنیم !!! خدا خودش به خیر کند . این دیگه چه جور بازی ایست ؟

بعضی ها هم نظرات و اخبار جالبی میدادند :

۲۹ روز با سختی روزه گرفتم وامروز باسربلندي /  آقا قضیه خیلی جدیه! هیچیک از مراجع فردا را عید اعلام نکردند.نماز عید فطر … /  دلمان براي وحدت تنگ شده!  /  دفتر آیت الله سیستانی حجت را تمام کرد:یکشنبه،روز آخر ماه رمضان / عدم رویت هلال ماه از سوی برخی از مراجع /  سایت آیت الله صانعی : هنوز رویت هلال ماه بر ایشان ثابت نشده است

بعضی ها هم تبریک عید رو با تبریک ریاست جمهوری مقایسه میکردند و بسیاری چیز های جالب دیگر که با مراجعه به شبکه های اجتماعی خیلی از آنها را می توانید ببینید .

نکته اول : از نظر نجومی رویت هلال ماه نه تنها در ایران ، بلکه در آسیا با هیچ ابزاری قابل رویت نیست . نمودار زیر کاملا شاهد این مدعاست .

نمودار مربوط به شنبه یا ۱۹ سپتامبر :

Read more…

ایران, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک, مذهبی, مناسبت ها, نقل ها و بریده جراید

بنویس ، خط بزن ! انواع خط زدن

شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸

اصولا چه موقع خط میزنید ؟ چرا خط میزنید ؟ چطوری خط می زنید ؟ اصلا شما خط میزنید یا نه ؟

این سوالات اساسی و دیوانه کننده دقایقی است که ذهنم را عین نماز جمعه که قبضه اش کردند قبضه کرده . شما چطور ؟ تا حالا شده که چنین سوالاتی براتون پیش بیاد ؟

اول این که چه موقع خط میزنید ؟ نه نه نه ! یعنی یه مطلب رو خط میزنید ؟ مثلا سر امتحان یه سوال رو بلد نیستید ، هی می نویسید هی خط میزنید تا برگتون سیاه بشه . مطلبی می نویسید و تمرکز ندارید ، اعصابتون به هم ریخته و قاط زدید . در این شرایط هم خط زدن خیلی طبیعیه .

یا نه ! ممکنه واستون خط بزنند . . . یعنی مثلا این خوب نیست . بده ! حالا این که کی خط بزنه هم مهم است . پدر ، برادر ، دوست ، معلم ، استاد یا آق بالاسر و الخ

حالا چرا خط می زنید ( میزند ، میزنند ) ؟

خب اگه خیلی پر بشه ، خیلی زیاد بشه یا از حد بگذره ، زیادیش رو خط میزنید . اگر هم کلا مشکل دار باشه یه ضربدر گنده رو همش میکشید یا براتون میکشند و افعال دیگر . از مطلبی که نوشتید خجالت میکشید ، میترسید یا حالات مشابه .

چطوری خط میزنید ؟ انواع خط زدن : (پوزش ، برای سبک شدن صفحه مجبور شدم ادامه مطلب بگذارم ، به خدا به خاطر بازدید کننده نیست !)

Read more…

اراجیف (طنز ها)

شایعات مقطوعه ! حکایت دانشگاه صنعتی اصفهان .

شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸

تعطیلات و ماه مبارک رمضان تمام شد و دانشگاه شروع شد . خوشبختانه دانشگاه ما به خاطر تدابیر مدبرانه و حکیمانه مسئولین گرانقدر و محبوب با مشکلاتی شبیه دانشگاه های دیگر کشور مواجه نشد . همه چیز به خیر و سلامت تمام شد . البته این روزها واقعا ناراحت میشم وقتی صحبت های بعضی ها را می شنوم . آخر چرا اینقدر چشم و گوش بسته به هر یه لا قبایی اعتماد می کنند و هر چی که می گه باور می کنند . پریروز یکی از هم رشته ای ها اومد و گفت که دو تا از استادای معروف فیزیک و عمران را دارن اذیت می کنند و یه کارمندی گفته که اینا باید دور استاد بودن رو خط بکشن . بعدشم گفت که رئیس دانشگاه از خودش خیلی چطوری بگم ، اختیار نداره . راستش رو بگم ؟ در جا خشکم زد . اولش شوخی گرفتم بعد دیدم نه آقا ، قضیه جدیست . گفتم آخر مرد حسابی ، تو دوباره هرچی بهت دادن خوردی ؟ این دروغها چیه ؟ یعنی چی که رئیس دانشگاه از یه کارمند معمولی خط میگیره ؟  لکن یه چیزی بگو که بگنجد ! آخه مگه میشه تو دانشگاه ما بخواهند یه استاد محبوب رو مجبور کنند با رضایت خودش بازنشسته بشه ؟ نه نه نه ! از این حرفها نزن که گوشم پره . آخر جواب دانشجو رو چطور می دهند ؟ گفت نه که حالا دانشجو خیلی عزیزه ! بریز و بزن و بشکن و ببر و . . . بسه دیگه ! حیا کن ! هر چی من هیچی نمیگم تو بدتر می کنی ؟ دروغم حدی داره . چرا سیاه نمایی می کنی ؟ تو مگه شلوغ می کردی بابات تنبیهت نمیکرد ؟ کتکت نمیزد ؟ پرید وسط حرفم که بابات بهت توهین هم میکرد ؟ گفتم نه ! توهین ؟ ما که نشنیدیم .

خلاصه کلی نصیحتش که که از این حرفها نزن عزیز دلم . اون دنیا چطوری جواب کسایی که داری بهشون این دروغها رو میبندی میدی ؟ خدا رو خوش میاد ؟ کسی که همه دوستش دارن رو بگی از یه کارمند دستور میگیره ؟ این حرفهای مسخره رو کی کرده تو گوشت ؟ تو برو از هر کی دوست داری بپرس که وضع دانشگاه الان بهتر بوده یا مثلا ۵ سال پیش . پرسیدن نداره خب معلومه که الان . . . امسال هم کا ماه مبارک کلا افتاد توی تاستان و نقشه هاشون نقش بر آب شد . یادته پارسال سر افطاری ها چقدر حرفهای بی خود میزدند ؟ دیگه حالا حرفی واسه گفتن ندارند . چی بگن ؟ بگن افطاری های دانشکده ها همه لغو شده ؟ یا مثلا بگن پارسال دانشکده ها افطاری داشتند حالا ندارن ؟ خب البته اگر عقل داشتند پارسال رو هم دندون رو جیگر میذاشتند و تا ۱۰-۱۲ سال دیگه با افطاری مشکلی نداشتند .

خلاصه اعصابم داغان شد ! بهش گفتم دیگه چی بهت گفتند ؟ نکنه میخوای از غذای سلف گله کنی ؟ نکنه دوباره سرویس داخلی مشکل داره ؟ اصفهانیا هم کا با اتوبوسها مشکلی ندارن . حالا جای یه ربع ، نیم ساعت صبر کنند ، این خودش تمرینه برای سعه صدر . دانشجو باید صبور باشه . حالا مجوز ۴ تا معارفه لغو شد که دلیل نمیشه بیای بکنی تو بوق که ای اینا با همه چی مخالفند ، نه اصلا . اگر مخالف بودند که از اول مجوز نمیدادند که بعد لغوش کنند . گفت اینم شگرد جدیده که پیدا کردند . هم برنامه لغو میشه هم بچه هایی که چند روز زحمت کشیدند حسابی دلسرد میشند . چی بگم به این بشر ؟ پاک با این دروغها و توهم ها دیوانم کرد .

این مطلب را هم نوشتم که دیگر دانشجوها رو آگاه کنم که من که نکردم ، شما هم این حرفها را باور نکنید . بعضی دانشجوها واقعا نباید بهشون اعتماد کرد . مثلا یه نفر دیگه می گفت یععنی چه که بریزند توی خوابگاه دانشجو رو وسط خواب با توهین به ناموس و ناسزا موهاش رو بکشند ، تو راهروی خیس روی شیشه خرد شده راه ببرنش بعد هم کتکش بزنند و ولش کنند ؟ گفتم تو هم باور کردی این حرفها رو ، بابا کی اینا رو گفته ؟ چرا دانشجوها اینقدر راحت همه چیز رو باور می کنند ؟ از همه بی شرمانه تر شنیدم دیروز یکی می گفت رییس دانشگاه هم با قضیه موافق بوده ! اصلا قضیه کجا بود که موافق و مخالف داشته باشه ؟ ضمنا در کتاب رکورد های گینس رکورد راه رفتن و دویدن روی شیشه خرده وجود داره . بده که دانشجو رو با رکورد های جدید آشنا میکنند ؟ بده که با متد های جدید تمرینش میدن ؟ دانشجویی که همش یا تو دانشگاهه یا تو اتوبوس یا پیش مامان جونش نباید با ادبیات چاله میدون آشنایی داشته باشه ؟ باید همینطور چشم و گوش بسته بمونه ؟ یعنی حتی ۲ تا توهین و ناسزای زشت هم نشنوه ؟ فردا که وارد جامعه بشه باید یه انسان آبدیده باشه .

خلاصه سر شما رو درد نیارم . شما هم اگر از این حرفها شنیدید ورودی گوش چپ و خروجی در گوش راست قرار دارد . اگر هم چیزی بوده شتر دیدی ندیدی ! اینهایی که گفتم یا شایعه بود یا توهم . بالا رفتیم دوغ بود پایین اومدیم ماست بود قصه ما . . . بود .

والسلام .

اراجیف (طنز ها), دانشگاه

این هم از فال امروز . . . روز ق.د.س

شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان / که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

این هم در ضمیمه : شاه شمشاد قدان . . .

Read more…

سید محمد خاتمی, شعر

ای بابا ; ایرج میرزا هم که به ارزش‌هاي ديني متعهد نبوده . . . !

شهریور ۲۵م, ۱۳۸۸

چند روز پیش لینک جالبی دیدم از عکس یک بیلبورد در مشهد و تغییر نام بلوار ایرج میرزا ! اولش ناراحت شدم ولی بعد از خوندن متنش خیلی هم خوشحال شدم ! گفتم دمت گرم ، آدم باید اینطوری باشد که این همه سال بعد از مرگش این همه حرکت طنز آمیز به خاطرش انجام بشه !

انگار واقعا ناف این بشر رو با طنز بریدن که حتی برای برداشتن اسمش از جایی ، یه عده که اصلا علاقه ای بهش ندارند ناخودآگاه مجبور به نوشتن یه مطلب با درونمایه طنز بشن ! جای جای این اطلاعیه “مهمترین دلایل تغییر نام بولوار” پر از حرفهای خنده داره ! گویا پیش از ایرج میرزا چنین مذامینی در ادبیات بدین سان اصلا نبوده ! پس نگاهی به تاریخ طنز بکنید .

حالا بماند که این “نوع خاصی از ادبیات پورنوگرافی” ترکیب جایز البسطی است اما این مسئولان فهیم گویا اطلاعات بسیطی از تاریخ ادبیات فارسی دارند !

جالب تر کسی است که زین پس این خیابان مزین به نام اوست ! این کاریکاتور هم جالب است !

قیافه احمقانه این دو تا احمق که دارند مثل احمق ها جای مجسمه رو عوض میکنند هم خیلی احمقانه و  باحاله !!!

جمعی از طنز پردازان هم در اعتراض به اقدام موهن شهرداری مشهد اقدام به نوشتن بیانیه کردند که البته ابراهیم نبوی (!) هم آنرا امضا کرده . شاید نگران آینده بوده .

ببینید : بیانیه‌ی جمعی از طنزپردازان در اعتراض به اقدام موهن شهرداری مشهد

شعری هم بود از هادی خرسندی که ارزش خوندن داره. مخصوصا بیت آخر !!!

دوش ایرج به خوابم آمده بود
اینچنینم به طنز میفرمود:

جان هادی ز غصه بیمارم
که ز کف رفته است بولوارم!

بولوارم که بود در مشهد
شد نصیب جلال آل‌احمد

حیف شد حیف که چنان کردند
چه رقم‌ها که خرج آن کردند

من در این چیزها سوادم هست
از زمان قدیم یادم هست

توی این شهر یک زمان‌هائی
بوده‌ام پیشکار دارائی

من ز بولوار خود خبر دارم
به همه جانبش نظر دارم

یک قران خرج اگر در آن میشد
صدتومن سهم این و آن میشد . . .

Read more…

اراجیف (طنز ها), شعر, نقل ها و بریده جراید

دیدار تلخ

شهریور ۲۵م, ۱۳۸۸

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی / تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی . . .

فروغ فرخزاد ; دیوان اسیر ; دیدار تلخ

به زمین میزنی و میشکنی
عاقبت شیشه ی امیدی را
سخت مغروری و می سازی سرد
در دلی ، آتش جاویدی را

دیدمت ، وای چه دیداری ، وای
این چه دیدار دلآزاری بود
بی گمان برده ای از یاد آن عهد
که مرا با تو سر و کاری بود

دیدمت ، وای چه دیداری ، وای
نه نگاهی نه لب پر نوشی
نه شرار نفس پر هوسی
نه فشار بدن و آغوشی

این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم

باز لب های عطش کرده ی من
لب سوزان ترا می جوید
می تپد قلبم و با هر تپشی
قصه ی عشق ترا میگوید

بخت اگر از تو جدایم کرده
می گشایم گره از بخت ، چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده خاک
Read more…

شعر, عشق (زهی عشق...)

بیدلم من

شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸

در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم
عاشق نمي‌شوي كه ببيني چه مي‌كشم !

شب آخر
همه چی جمع و جوره انگار
همه پیش هم ولی یه کم خمار
یه کمی ناراحت و خوشحالم
شب خوبی است انگار
اما نه
آخه یه دفعه
چشم حیرون
دست لرزون
******
مات و مبهوتم از این عالم ویرون
چرا الان ؟
چرا اینطور : یه دفعه
مگه ما دل نداریم ؟
مگه ما خوشحالی و غم نداریم ؟
چرا اینطور : یه دفعه !
مگه ما منطق طیرون نداریم ؟
مگه ما چشمای خندون نداریم ؟
چرا اینطور : یه دفعه !
******
وقتی که دل میدی و دل میگیری
فکر وقت پس گرفتن نبودی ؟
فکر وقت پس دادن
آخه تو پس ندادی !
یه دفعه زمین چرا انداختی ؟
چرا اینطور : یه دفعه !
******
دیگه هیچی نمیگی تو
دیگه حرفی نداری تو ؟
اون همه حرفا یه روزه
همه رفت از خاطر تو
چرا اینطور : یه دفعه !
******
حالا من موندم و یادت
اشک روز های خرابت
شکوه ی شب های تارت
اشکای شب سیاهم
شکوه های نا نوشتم
چرا اینطور : یه دفعه !
حالا دیگه مونده واسه من یه سقف آبی
پر ز داغ و بی تناهی
میدونم با من نگاهش می کنن
اون همه عاشق رنجور
اون همه عاشق تنها
صد تا گمگشته ی محجور
یا دو تا عاشق
یکی اینور و یکی
اونور دریا
چرا اینطور : یه دفعه !
******
دیگه دستام نمی لرزه
دیگه پاهام نمیلنگه
حالا کردیم یه نفر بی دل تنها
یه دل شکسته دیگه
دل نمیشه
یه دل شکسته دیگه
عاشق نمیشه
یه نفر شکسته دل
دلبر نمیشه
حالا دیگه
بی دلم کردی
حالا دیگه
همه کار می کنم اما
دل هر کاری ندارم
حالا دیگه
بیدلم من

خاطرات, شعر, عشق (زهی عشق...)

چگونه در انتخابات رای خود را از کروبی هم کمتر کنیم !

شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸
وزارت کشور کروبی را پنجم اعلام کرد (اعتماد ملی)

دقت کنید اینها کارهاییست که از شما بر میآید ! حالا اگر رایتان از کروبی بیشتر شد احتمالا به خاطر اشتباهات ، ناشی بودن ، هول شدن و بی تدبیری های طرف مقابلتان است .

همین بس که خاتمی را راضی کنید که بگوید یا من یا فلانی . چون مردم ایران هم از خاتمی و کلا اصلاح طلبان بی ریشه متنفرند اصلا به شما رای نخواهند داد . حالا اگه خاتمی اعلام حضور کنه بعد شما اعلام حضور کنید بعد خاتمی به خاطر اعلام حضور شما اعلام حضورش رو پس بگیره که فبها المراد . رایتان از باطله که هیچ ، از کروبی هم کمتر می شود . حالا اگر رای موسوی بیشتر از این شد عوامل دیگری دخیل بودند !

کافیست وقتی به شهری برای تبلیغات می روید بزرگان و افراد سرشناس و کسانی که مردم دوستشان دارند از شما استقبال کنند . همینطور نظر مثبت و حمایت افراد محبوب از جمله ورزشکاران ، هنر مندان ، اساتید و غیره را هم جلب کنید . دیگه حتما رایتان از کروبی هم کمتر میشه ! چون مردم ایران خیلی غیر قابل پیش بینی هستند .

حجب و حیا را فراموش نکنید . کافیست در مقابل بی حیایی و بی آبرویی طرف مقابلتان کمی از خود شخصیت و حیا نشان دهید . مطمئن باشید که مردم از این حرکت شما خوششان نمیآد .

مقداری انتقاد کنید و سیاه نمایی کارهای دولت خدمت گزار سرمشق امورتان باشد .

از نماد ها و رنگ ها استفاده کنید که اگر در انتخابات کسی به شما اهمیت نمی دهد بعد از انتخابات یاران شما را زندان کنند تا حد اقل به واسطه آن کمی معروف شوید .

گر و گر اطلاعیه بدهید . مهم نیست چی بنویسید مهم اینه که رقمش بره بالا !

از افراد سالم استفاده کنید . حلقه اطرافیانتان کسانی باشند که تا حالا آتو دست کسی نداده باشند .همین کافیه که بتوانند به شما تهمت بزنند . چون اگر اطرافیانتان ناسالم باشند دیگر گفتن عیب های آنها تهمت نیست ، واقعیت است و مردم به گفتن فساد افرادی که واقعا فاسد هستند اهمیت چندانی نمی دهند . مردم با تهمت بیشتر حال می کنند !

سر حرفهایتان بایستید ! مثل بقیه نباشید که تا دیدند حرفی که قبلا زده اند مثل چی تکذیب کنند ! به قول مولا حرف حق را بزنید حتی اگر به ضررتان باشد !

عوام فریبی نکنید . دیگه از این بالاتر راهی برای رای نیاوردن نیست .

خرافه نگویید . با آن مبارزه کنید . ملت هم که خرافاتی ، حتما از توهین به مبانیشان رنجیده خاطر می شوند .

استقامت کنید و تسلیم صحنه آرایی ها نشوید . در راهی که پا نهادید ثابت قدم باشید تا بیچاره شوید .

اراجیف (طنز ها)

چگونه حال دوست دخترتان را بگیرید !

شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸

نکته اول : این مطلب عمومیت دارد و هر گونه تشابهی تکذیب می شود . اگر کسی تشابهی دید حتما به خودش شک دارد !

نکته دوم : مسئولیت هر گونه عواقب با استفاده کننده از این مطلب است و عواقب ناگوار حتما ناشی از اشتباه در عملکرد شماست ! این روشها بارها و بارها امتحان شده !

نکته سوم : مانند نرم افزار های متن باز (open source) این راهنما هم به صورت As Is (همینی که هست) ارائه شده و شما با خواندن آن عملا هر گونه مسئولیتی را از نویسنده رفع می کنید !

اول دقت کنید که فرد مورد نظر اصولا چنین رابطه ای با شما دارد . یعنی هم خودش میداند هم شما می دانید ! چون در غیر این صورت آثار وحشتناک و گاهی درد ناک دارد !

۱٫در اولین فرصت یک تماس نا موفق (missed call) با وی گرفته و بلافاصله دور گوشی خود را با فویل آلومینیوم بپوشانید . فویل را هم  تا ۱۷ ساعت باز نکنید ! ۷ ساعت اول بی خیالی ، ۵ ساعت  نگرانی ، ۳ ساعت استرس ، ۱ ساعت نگرانی شدید ، نیم ساعت بغض و نیم ساعت هم گریه ! البته این میانگین بین المللی است و این ساعت ها را با شرایط خودتان وفق دهید . اشتباه نکنید ! اگر هنگام استرس به او زنگ بزنید تا ۳ الی ۵ روز با شما صحبت هم نخواهد کرد . یا مثلا اگر بیش از یک ساعت گریه کرد کلا دورش را خط بکشید ! دیگر برای شما چیزی ندارد !

۲٫دیر جواب دهید ! مخصوصا وقتی چت می کنید . بیزی دادن تلفن هم خیلی حال میده !

۳٫در کیفتان یک رژ لب صورتی یا آینه دخترانه و امثالهم قرار داده و سعی کنید آن را پنهان کنید ! ادا در نیارید واقعا سعی کنید ! اما از اولش باید فکر بهانه هم باشید ! از بهانه مسخره شروع کنید تا دلایل منطقی و خیلی جدی . بعد هم علاقه خود را به او ابراز کنید . وی از این عمل شما تا روز ها در کشمکش است و حسابی چزانده میشود !!! ووی !

۴٫در تنظیمات sms موبایل گزینه use replay path رو فعال کنید ! حتما جواب دادن به شما براش مشکل میشه .

۵٫اگر سیم کارت اعتباری دارید همیشه  وقتی می خواهد از شما گله کند وانمود کنید شارژتون تموم شده . با ابن کار نیازی هم با جواب دادن نیست . درست کردنش هم کار یه جمله ست ! خودتون میدونید . . . البته در این مواقع شارژ گوشی هم زود خالی میشه !

۶٫یک شال زرد در جیب بزرگ کاپشنتون بگذارید . . . حتما زرد ! ترجیحا توری . ما بقی با خودتون .

۷٫از اصرار خانواده خود بر ازدواج همیشه صحبت کنید . مشکلات را بزرگتر جلوه دهید . فیلم بازی کنید و هر وقت کم آوردید مسخره بازی در بیارید ! اولش سخته ولی عادی میشه .

۸٫بکوبیدش ! از هر حرف دنبال اشتباه یا نقطه ضعفی برای کوبیدن وی باشید ! از گفتن هیچ ایرادی دریغ نکنید ! بهترین چیز برای این کار دماق هست . حتی اگر زیبا ترین دماق را هم داشته باشد به راحتی میتونید به شک بندازیدش . قد را هم فراموش نکنید . وزن را هم که در مواقع خاص میتونید به عنوان آس پیک رو کنید . خلاصه از این اقلام فراوونه .

۹٫در ادامه مورد قبلی : مدام سراغ احوال همان ضعف هایش را بگیرید (البته گفتم که الزاما ضعفی وجود نداره ، شما اینطور القا می کنید) . مثلا هر روز جویا شید که برای معاینه بینیش پیش جراح پلاستیک رفته یا خیر . یا هر هفته وزنش را بپرسید ! و از این قبیل .

۱۰٫همیشه اصطلاح یا جمله ای را که حرص طرف مقابلتان را در می آورد کشف کرده و مدام استفاده کنید . بعد از مدتی هم جمله ای دیگر را به عنوان معادل آن تلویحا معرفی کنید و آن جمله را به کار ببرید .

۱۱٫از دختر های فامیلتان تعریف . هر چی فامیل دورتر ، حالگیری مضاعف تر ! عکس یادگاری باهاشون بگیرید و نشونش بدید .

نکات مهم :

الف:سریع باشید.اصلا مکث نکنید . هر کاری قرار است بکنید سریع بکنید.به عبارتی اشتباه کنید ولی سریع اشتباه کنید . کار درست وقت خودش به درد میخوره . از وقتش که بگذره از اشتباهی که سریع صورت بگیره کم ارزش تره .

ب:دروغ نگویید . دروغ آفت هر رابطه ایست . هر کاری بکنید ولی دروغ نگید . حتی شده بپیچونید . خلاصه از ما گفتن . هر اشتباهی قابل جبرانه الا دروغ .

پ:خلاق باشید . به همین موارد بسنده نکنید و آنها را تعمیم دهید . خودتان حال گیری های نوینی پیدا کنید

ت:ابراز علاقه فراموش نشود . بعد از هر حال گیری واجب است که از وی دلجویی کنید . کافیست میزان علاقه تان را به او با یک ، دو یا حتی ۳ بند انگشت نشان دهید تا از این که دوستش دارید خاطر جمع شود .

ث:به این توصیه ها بی اعتنایی نکنید . یه نفر این کارو کرد و بد دید . خود دانید . واسلام !

اراجیف (طنز ها), عشق (زهی عشق...)