سرآغاز > شعر, عشق (زهی عشق...) > بار گذاری !

بار گذاری !

با عرض پوزش از علم دوستان عزیز و اساتید گرام ، این ها سر کلاس تحلیل تراوش شد و از اختیار بنده خارج بود ! اگر یاد داشت نمیشد هم الان چیزی برای نوشتن نبود . تقدیم به دوستانم :

یار مرده

بار زنده

بار های جانبی

بار باد و بار باران ، بار برف

می نوازندم به گاه و نا به گاه

باد گاهی با فشاری ناگوار هل می دهد

موقعی هم با مکش ، می کشدم .

باد ایتگونه است ، هان !

می کشد ، هل می دهد . . .

 

و اما زلزله !

چه بد باریست این ولوله

اگر حاصل ، تو را شد لرزشی

این است ، بار زلزله

موج رِینی هم بد است

ویران کننده

سهمگین

 

بار باران ;

وای ! باران . . .

این چنین نیست شد همه هستم در دست باران

بار باران

از همه بارها سنگین تر است

کشته هایی است باران را

کشته هایی پر شکسته

بال سوخته

همه شان سر تا به پا خیسند

چشمانی چون چشمه دارند این همه

چشمه شان سیلاب

سیلاب از آب روی

آب رویی سرخ گون

چون لاله های واژگون

گربه نامش نیست چون گریند خون

گریه آبی است زلال

همه از روی خیال

چون سرازیر شوند نیست مرا هیچ ملال.

چون که خون آید ز دیده

چون جگر ، دل شد دریده

بی دلی بهتر ز این داشتن است

صد سال سپید !

داشتنی پر ز غم است

دنیا پر ز غم است

نه ! غم این ها نیست

داشتن یک دل صد تکه غم است

گر خریدار غمی این دل نگه دار

گر ز غم نیست خیالت خوشنود بی دلی را پیشه کن

سوز های سرد

می وزد از هر دمش

داغ های سوزناکیست

رند بی دل را . . .

Balatarin Donbaleh facebook twitter داغ کن - کلوب دات کام del.icio.us Digg technorati google bookmark yahoomyweb

امین شعر, عشق (زهی عشق...)

  1. تا کنون دیدگاهی نوشته نشده .
  1. تا کنون بازتابی برای این مطلب نرسیده .