Archive

Archive for اکتبر 18th, 2009

زیر جا رختی !

مهر ۲۶م, ۱۳۸۸

زیر جا رختی نشستم

وای ! چه حالی دارد این جا

حوله ای آویزان

چند تا تی شرت

دو شلوار

از همه جالبتر اما

شرط ها در احتزازند !

بادی آمد ناگهان

نسیمی ز جانب دوست

و لباس ها از بوس نسیم یار پریشان گشته اند

و متدام این ور و آن ور می روند

آن گوشه ها هم

یک جفت جوراب عاشق

بندند به همدیگر

با گیره ای . . .

گیره ی قرمز

چفت کرده به هم محکم

پاشنه ی هر دو را

تا در این نسیم زیبای خنک

نشوند از هم جدا

کاش شرط ها هم

جفت بودند با هم . . . !

اراجیف (طنز ها), شعر