Archive
در بندِ بند
به بندی بسته ام . . .
با بند کجا روم؟ بند ببرم؟ که نه! جانم بسته به بند است. باند هم که نمی شود جایی بند شد. بند این وضع هم که دیگر نه! اصلاً . . .
بند ببرم یا نبرم چه سود؟ چه تفاوتی است در بند با بند یا در بند بی بند؟؟؟
به بندی گرفتارم که راه رهایی نمی یابم. بند بند وجودم لبریز از بریدن از این بند است . . .
از جان ببرم یا به بند باشم؟
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم؟ / دردی و سخت دردی کاری و صعب کاری

اتود سبزم !
اتود نو امروز افتتاح شد . اتود قبلی هم که روز افتتاح پیچونده شد ! باشه ، اصلا همه ی اتود های دنیا مال تو . . .
اتود زیبای سبزم
سبزش سبز سیدی نیست !
سبز فسفریست .
مارک زبراست (!ZEBRA) این اتود
اتودِ پنج دهم
بارکدش را کندم
تا نشانی اش ز یادم برود
تا دگر قابل تعقیب نباشد اتودم
گر نوشتم چیزی
گر زدم با او حرف حقی
ناخوش آیند آمد حرفم بر ایشان !!!
پایشان بست . . .
اتود زیبای سبز فسفری را
به زندن نبرند
جرمش این است که در دست من است
نه ! نکشیدش به اسید ;
جرمش این است که با او زده ام حرفی
گفته ام رازی
شاید هم فاش شده جرمی
یا که دزدی ای ، قتلی ، شاید هم کشتاری . . .
اتودم جرمی ندارد ، نه !!!
زندانش نکنید
نکنید از هم جدا تکه هایش را
نه به جرم فکر من

Loading ...




