سرآغاز > اراجیف (طنز ها) > درد فراموش کاری . . .

درد فراموش کاری . . .

بله !

سرت رو درد نیارم خلاصه اینکه فراموشکاری خیلی بده!

. . . . . بله بچه‏ ها، از آن روز به بعد مادر جوجه‏ها عکس ژولی، مولی و جولی  را با بند به گردن خود آویزان کرد تا وقتی چشمش به آنها خورد، از فکر آنها غافل نشود و آنها را در هر شرایطی فراموش  نکند. او همیشه پیش خودش فکر می کرد که اگر آن روز آقا خروس مهربان به آنها کمک نمی‏کرد چه بلایی سر جوجه‏هایش می‏آمد. بچه‏ها که آن روز را با نگرانی پرواز کرده و بسیار خسته شده بودند، کنار هم  در تخت خواب‏شان به خواب شیرین فرو رفتند.

من نمیدونم با این همه داستان چرا بازم اینطوری هستیم !

قصد دارم برای تقویت حافظه به مدت چند ماه با ۱۰۰ نفر همزمان جناق بشکنم” یا به قولی “یادم تو را فراموش” بازی کنم . . . !!!

این را هم ببین بد نیست !

Balatarin Donbaleh facebook twitter داغ کن - کلوب دات کام del.icio.us Digg technorati google bookmark yahoomyweb

امین اراجیف (طنز ها)

  1. تا کنون دیدگاهی نوشته نشده .
  1. تا کنون بازتابی برای این مطلب نرسیده .