درد فراموش کاری . . .
بله !
سرت رو درد نیارم خلاصه اینکه فراموشکاری خیلی بده!
. . . . . بله بچه ها، از آن روز به بعد مادر جوجهها عکس ژولی، مولی و جولی را با بند به گردن خود آویزان کرد تا وقتی چشمش به آنها خورد، از فکر آنها غافل نشود و آنها را در هر شرایطی فراموش نکند. او همیشه پیش خودش فکر می کرد که اگر آن روز آقا خروس مهربان به آنها کمک نمیکرد چه بلایی سر جوجههایش میآمد. بچهها که آن روز را با نگرانی پرواز کرده و بسیار خسته شده بودند، کنار هم در تخت خوابشان به خواب شیرین فرو رفتند.
من نمیدونم با این همه داستان چرا بازم اینطوری هستیم !
قصد دارم برای تقویت حافظه به مدت چند ماه با ۱۰۰ نفر همزمان جناق بشکنم” یا به قولی “یادم تو را فراموش” بازی کنم . . . !!!
این را هم ببین بد نیست !







Loading ...




