Archive

Archive for the ‘اراجیف (طنز ها)’ Category

عشق با چاشنی (۱)

شهریور ۳م, ۱۳۸۸

بابا طاهر میگه :

ته که خورشید اوج دلربایی

چنین بی رحم و سنگین دل چرایی ؟

به اول آن همه مهر و محبت

به آخر راه و رسم بی وفایی . . .

بیت شعر که فقط برای خالی نبودن مقدمه بود . انواع عشق موجود است :

عشق کشکی:

از مشتقات ماست است که از قدیم بوده و چیز جدیدی نیست . پس نگران نباشید ! نمیتونه از حربه های بیگانگان و این حرفها باشه و مشکل قضایی پیش نمیاره . منشا کشک و ماست هم شیره که از پستان گاو دوشیده میشه . پس خیلی توقع به ثمر رسیدن و منتج به نتیجه ی مطلوب شدن را نداشته باشید ! من حیث المجمئع میشه از موارد استقاده کشک به بی نتیجه بودن اون پی برد . خلاصه که خیلی به این نوعش دل نبندید . از جمله غذا ها به آش کشک یا آش دوغ ، کشک و بادمجان (!) ، کاله جوش (محلی) و بسیاری دیگر از قضاهای محلی است . در فرهنگ ما کشک تشبیه بسیار رایجی برای نشان دادن الکی بودن ، بیهوده بودن ، بی فایده بودن و همین قضایا هست . کشک کلسیم فراوانی داره بدن در سنین رشد و سنین بالا به کلسیم فراوان نیاز داره ! البته منابع دیگری هم برای کلسیم هست از جمله شیر تازه که متاسفانه در جوامع امروزه سنینی که نیاز واقعی بهش دارن (سنین رشد و سنین بالا) ازش محرومند !

عشق زرشکی:

گول اسمش رو نخورید که بیچاره می کنه ! خوردن زیادش باعث دل درد ، دل پیچه ، رودل ، توپک و انواع مشکلات گوارشی می شه . از جمله و بیشترین کاربردش همراه با مرغه . مرغ هم که معرف حضورند ! چه از نظر اشارات ادبی که از مرغ فراوان استفاده میشه چه از نظر ظاهری که به تهیه اون مربوط میشه . از آب زرشک هم در موارد بالا رفتن فشار خون (در اینجا از عوارض عاشق شدن هست) استفاده میشه و خوردن زیادش باعث اوور دوز و از حال رفتن میشه (هنگامی که فرد متوجه زرشکی بودن عشقش میشه) . دیگه نیاز نباشه من این مفاهیم رو مدام گوشزد کنم . لطفا خودتون شبیه سازی کنید ! رنگ زرشکی هم اینجا حائز اهمیته . مثلا شال زرشکی فاخر بعضی ها که دیدنش همون اثر اوور دوز آب زرشک رو داره . با دیدن اون شال هر خیال خامی رو از ذهنتون بیرون کنید و حق و مشتقتش رو بیخیال شید .

عشق فلفلی :

متاسفانه یا خوشبختانه فلفل انواع مختلف داره و توضیح دادن ابعادش خیلی طولانی میشه پی خلاصه عنوان میکنم .

عشق فلفل دلمه ای : هیچ تندی نداره و فقط یه عطر خاص فلفل رو داره . بیشتر برای عطر دادن غذا استفاده میشه و به صورت جداگانه کمتر مصرف میشه . یه چاشنی خوشمزه که همه دوستش دارن . همیشگیه و در تمام غذاها قابل استفاده . هیچ وقت ازش غافل نشید.

عشق فلفل قرمزی و فلفل تندی : بسیار تند به طوری که هر کسی بهش علاقه نداره . ولی کسی که علاقه داره واقعا علاقه داره ! بیشتر تندیش آزار دهنده هست ولی به مرور زمان به قسمت آزار دهنده تندیش عادت می کنید و تازه قسمت خوشایند اون شروع میشه . پس برای رسیدن به بخش لذت بخشش باید صبر و تحمل داشته باشید .

عشق فلفل پودری : روی غذا پاشیده میشه و میشه هر مقداری از اون که دلخواه است رو استفاده کرد . نوع سیاهش برای مبتدی ها و نوع قرمزش برای حرفه ای ها !

عشق زعفرانی :

عجب حکایتی ! بسیار گران قیمت و کم یاب . البته همون مقدار خیلی کمش هم خیلی اثر داره و یه قاشقش یه دیگ برنج رو رنگ میده . مصرفش باعث شادی و مصرف بیش از حدش خنده آور است . نوع تقلبیش هم فراوونه . اصولا یه چیزی وقتی خیلی کم و گرون قیمت باشه تقلبیش هم زیاده و تشخیص اون هم کار اهل فنه ! البته اگر از جای خاطر جمع هم تهیه بشه مشکلی نداره .

عشق آویشنی :

این مورد واقعا انحصاریه و اصلا جای دیگه ای ندیدم . فقط در کوهستان پیدا میشه . یافتنش زحمت نیاز داره و در ضمن خود رو هست . یعنی خودش و بدون نیاز به هیچ نوع داشت پرورش پیدا میکنه . دست یابی بهش نیاز به وقت گذاشتن داره ولی کسی ارزشش رو نمیدونه . از خواصش : عطر خوش ، آرام بخشی ، تسکین دهنده معده وافزایش قوای جوانی ! البته مقداری تیغ هم داره ولی نه خیلی تیز . عطرش در کوهستان میپیچه و باید دنبالش بگردی ….. شاید یه نوشته جدا براش نیاز باشه .

ادامه دارد …

اراجیف (طنز ها), عشق (زهی عشق...)

قمار عاشقان

مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸

تصویری که مشاهده می کنید مربوط به رقص (خدا ما را از عذابش دور کند) در یک تئاتر است . خدا خانه فسادشان را ویران بفرماید آمین.

حالا این عکس بهانه شد تا در مورد قمار اندکی جفنگ تراوش کنم !

همیشه حاجی می گفت که قمار توش فقط باخت داره . همیشه میگن قمار باز نمیگن که غمار بر . همیشه غمار بازیه . یعنی باخت ! راست هم میگه خدا شاهده . البته این رو در مورد این دستگاه ها که سکه میندازی و جایزه میده میگفت . بماند که ما بلد بودیم کی سکه بندازیم که جایزه بگیره ! این دستگاه ها اصولا سیکل منظمی دارند که یه مدت فقط سکه میخورند و یه زمان شروع می کنند به جایزه دادن . ما هم صبر میکردیم تا وقتش بشه ! خلاصه !

شهریار در یکی از اشعارش میگه :

غمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس

این مصرع شامل ۲ گزاره هست . یکی برد نداشتن غمار عاشقان و دیگری شاهد این ادعا . غمار عاشقان یعنی چی ؟ یعنی عاشق یه لحظه از خود بی خود میشه و از یه چیزی بی خیال میشه تا یه چز بیشتر یا بهتر گیرش بیاد . دقیقا عین قمار باز که یه لحظه همین خیال بهش دست میده . دقت کنید که عاشق فقط قسمت خوبش رو نگاه میکنه . حالا این که چه چیزی رو از دست میده خیلی تفاوت نداره ! تفاوت در این زمینه موقعی خودش رو نشون میده که مفلوک بیچاره متوجه میشه که غمار رو باخته . یکی زندگیش رو گذاشته ، یکی آیندشو ، یکی دلشو و پست ترین نوعش هم پولشو . در گاهی از موارد هم ترکیبی از این موارد . حالا ۲ سری قمار باز داریم . یه سری که خودشون رو باخته می بینند و میرن سراغ بدبختی و زندگیشون . یه سری دیگه هم که منظور شعر بالاست که بدتر میشن ! به عبارتی نمونه بارز “نبماند هیچش الا هوس قمار دیگر” .

تا به حال بررسی نشده یا گفته نشده یا من نشنیدم یا هر کوفت دیگه که کدامیک درست است اما به نظرم هر دو اشتباه باشد . یعنی هم پیشرفت و هم پس رفت . البته بدبختانه حد وسطی هم وجود نداره . نتیجه اخلاقی اینست که هرگز قمار نکنیم . چه عاشقانه و چه نا عاشقانه فرقی نداره . اگر هم کسی قمار کرده که دیگه کار از کار گذشته . هیچ توصیه ای نمیتوان کرد الا قمار دیگر . فقط لطف کنید معنی و مفهوم قمار مورد نظر ما را درست متوجه شوید . یک عشق واقعی نه بازی و سرگرمی .

خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش/نبماند هیچش الا هوس قمار دیگر

اراجیف (طنز ها), عشق (زهی عشق...)

چرایی و چگونگی خواننده شدن

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸

تحلیلی عمیق (نه اونقد دیگه!) بر پدیده ی خواندگی .

ابتدا لازم می بینم که خیلی تشکر کنم.سعی کردم که مطلبی مغذ دار و تو پر بشه و البته خودمانی.

خوانندگی به شکل کنونی در هیچ دوره ای معمول نبوده . چون امکانات نبوده و حد اکثر یه پل خواجو که محل عاشقای بدبخت دل شکسته بوده که هوار میکردن.و البته هنوز هم هوار میکشن.اصلا به خاطر همینه که خیلی خلوت تر از سی و سه پله.قیافه های هوار زن ها هم دیدنیه ! یه سری خسته که هیچ وقت مشاهده ، مصاحبه ، هم نشینی و شنیدن صدای اون ها بیشتر از ۲۵ دقیقه رو توصیه نمی کنم.یه بار با دوستان رفته بودیم سینما . بعد از سینما دختری که خیلی دوستش داشت خب یه حرکت خیلی طبیعی انجام داد و پیچوند ! با هم رفتی طرف پل خواجو و اگر من به زور از اونجا (محیط) بیرون نمی بردمش حتما الان چیز پر شده بود ، پر پر (یادش بخیر تیر تپر ). خلاصه ! از بحث اصلی منحرف شدیم .

چند بار هم بهم گوشزد شده که مقدمه هام یه کم طولانیه ! اینم کوتاهش . . .

یک باور بسیار عامیانه در مورد خواننده شدن هست که میگن : هر کی ننش میزنه توی گوشش میره خواننده میشه !

البته روایات دیگه هم هست از جمله : قهر کردن با ننه ، فرار کردن از منزل ، سیلس خوردن از ننه و غیره . جای سوال است که ننه با نن جون فرق دارد یا خیر !؟

که البته این باور ۱۰۰ درصد غلط و عامیانه است . شما خودتون رو جای سیلی خورده ی مفلوک فرض کنید . چه قدر مسخره که طرف انگیزه ی خواننده شدن داشته باشه ! خوب گرسنشه ! شب جا نداره حیوونی و از این قبیل مشکلات که اصلا روزنه ای برای رشد حس خوانندگی باقی نمیگذاره .

حالت دیگر شکست است . شکست بر چند نوع است که در این مقال اصلا نمیگنجه بعدا توضیح خواهم داد ان شاء الله !

اما شکست منظور ما از نوع نارو،پیچوندن،کات،اور کات و امثالهم است که گاه به دلشکستگی منتهی می شود و گاه باعث ایجاد تفکرات انحرافی از جمله تنفر نسبت به جنس مخالف و غیره میشود که باز هم نمیگنجه . که در صورتی که به دل شکستگی منجر بشه باعث ایجاد جرقه برای روشن شدن حس خوانندگی می شه .

که هر روشن شدنی پیش نیاز هایی داره . در این مورد عبارت است از : بیچارگی ، بی پناهی و امثالهم به همراه کمی آشنایی با موسیقی و توانایی نواختن یک ساز ( ترجیحا گیتار ) .

و اما انگیزه ها :

۱٫معروفیت : علاقه فراوان به معروفیت تا همه او را بشناسند و بدانند چه در دل دارد و دلایل و جملات اینچنینی

۲٫حال گیری : گرفتن حال طرف ، سوزاندن دل و جا های دیگر ،نشان دادن ظرفیت و توانایی ، راه رفتن مدام روی اعصاب و غیره . که بیشترین افکار در ذهن فرد بدبخت در زمینه ی معروفیت است . تمام حالات را فرض کرده و خود را در حد شجریان یا حد اقل همایون بالا کی برد (در میان لس انجلسی ها هم ابی یا مثلا شاد مهر و این حرفها ) و از این تاسف ناک تر حتی ممکن است لحظه ای خود را انجلینا جولی یا ابرا و انصارشان (نعوذ بالله) فرض کند . اگر چنین چیزی در خود حس کردید حتی به روانپزشک هم مراجعه نکنید . مستقیم بیاید پیش خودم .

۳٫خلاصی از وضعیت

توجه کنید موارد ذکر شده تنها یک از ملیون است و درک مفاهیم بالا تر آن از افراد عادی انتظار نمی رود . این مقدار فقط برای افراد عادی است و افراد مبتلا به می توانند از مشاوره های خصوصی بهره ببرند . اگر درخواست زیاد بود به تشریح بیشتر این مسایل و راهکار های مقابله با آن هم واهم پرداخت .

اراجیف (طنز ها)

دل شکسته . . .

مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸

فکر کنم هفته پیش بود تو اتوبوس یه بلوتوث برام اومد.اصولا دندان آبی (به سکون نون ثانی) یا به عبارتی blue tooth موبایلم خاموشه.دیگه پیش میاد!یه عکس فرستاد که ملاحظه می فرمایید.هستیم خدمیتون(به سکون دال و ی و فتح میم).

شما قضاوت کنید!ببینید چه چیزایی ممکنه کشیده باشه!حالا تریاک و هروئین و اینا خیلی مهم نیست!ممکنه حتی سیگارم کشیده باشه!

در هر حال خدا صبرش بده!صبر چیز خوبیه!اون صبور هر آدم صبوری رو دوست داره.

اراجیف (طنز ها), خاطرات, عشق (زهی عشق...)

تفسیر آهنگ و شعر نبسته ام به کس دل

مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸

نظرم به روزنامه منحرف اعتماد ملی افتاد . روزنامه ای که معلوم نیست هزینه های فراوان کاغذ و چاپ رنگی آم از جیب کدام کارتل نفتی امریکایی تامین می شود.با دیدن قسمت طنز آن دیده ام سیاه شد و نتوانستم صبر کنم . دیدم که از روشی نا جوانمردانه برای رسیدن به مقاصد شوم خود استفاده میکنند . واقعیت ها را می گویند اما طوری که مخاطبشان فکر کنند طنز است ! عجب ناجوانمردانه حقیقت را کتمان میکنند . افکار پلید پشت ترانه ها را به شکل طنز میگویند تا مخاطب آن ها را باور نکند .

من هم برای خنثی کردن نیت شوم این دوستان با روش آن ها به جنگ آنها میروند تا بتوانم این حقیقت پوشانی و مبارزه با آگاهی مردم را با تیر خودشان از بین ببرم .

اما من آهنگی از شجریان انتخاب کردم . شاید شجریان نیاز به معرفی نداشته باشد . فردی معلوم الحال و بسیار مرفه که مدام در امریکا و کشور های غربی و انگلیس کنسرت دارد.وی از جمله خواصی بود که مردوریت خود را بعد از انتخابات با شرکت در یکی از اغتشاشات با خودرو شخصی اش نشان داد.همچنین از صدا و سیما شکایت کرد که چرا آهنگ مرا پخش می کنید.نمک خوردن و نمکدان شکستن مگه چطوریه؟همچنین در ادامه حاظر شد وطن فروشی کند و با بیبیسی تلفنی مصاحبه کرد.یعنی جرم.

سراغ شعر رفته و به تحلیل می پردازم.از اصول روانشناسی برای بر ملا کردن تاثیراتی کمک می گیرم که بدون اینکه متوجه شوید تاثیرات منظور نظر ایادب بیگانه را روی شما خواهد گذاشت.همچنین از رمز گشایی هم استفاده خواهم کرد.

نبسته ام به کس دل/نبسته کس به من دل/چو تخته پاره بر موج/رها رها رها من

در این بیت شاعر با نهایت خونسردی و بی پروا که هیچ دلبستگی به نظام و انقلاب و مسئولان آن ندارد و این مفهوم را نیز بی شرمانه القا می کند که نظام اسلامی و مسئولان نیز هیچ علاقه و دلبستگی به مردم ندارند.همچنین با استفاده از کلمه موج مو خواهد جیره خواران استکبار و عمال و سر سپرده های سر دم داران بر اندازی رنگین را بیشمار و گسترده نشان دهد که کذبی بیش نیست.البته با ۳ بار تکرار کلمه رها از ایهامی مرموز استفاده می کند.در یک معنی مخاطب را تشویق به آمدن به خیابان ها و شورش و نافرمانی مدنی و رها شدن از قانون و شروع بی قانونی دعوت میکند.البته می دانیم که بی قانونی را چه کسانی با دعوت مردم به تظاهرات غیر قانونی به عملی عادی تبدیل کردند.در معنی دوم اشاره ای دارد به ابراهیم رها.طنز نویسی که اولا علاقه مند به ابراهیم نبوی است،ثانیا در روزنامه های اصلاح طلب مطالب طنز می نوشت.

ز من هر آنکه او دور/چو دل به سینه نزدیک/به من هر آنکه نزدیک/از او جدا جدا من

ابتدا اشاره کنم که شاعر از کلمه من فراوان استفاده میکند.این یکی از نشانه های دیکتاتور هاست.دیکتاتور خود کامه است و خود کامه از کلمه من و امثال آن زیاد استفاده می کند.

ز من هر آنکه او دور اشاره به دور دارد.کسی یا کسانی(هر آنکه)که بسیار دور هستندوچندین هزار کیلومتر فاصله.هر عقل سلیمی بدون درنگ متوجه خواهد شد که منظور رهبران منافقین و بر اندازان و کسانی است که در اتاق کنترل آشوب ها فعالیت میکنند.شاعر آنها را همچون دلش به خود نزدیک می داند و بی پروا پرده از این حقیقت تلخ بر می دارد.سپس خود را از نزدیکان جدا می کند.به همین راحتی.نزدیکان شامل مسئولین زحمتکش،نیروهای خدوم انتظامی و نظامی و مردم هستند.

با کمی توجه به آهنگ ، خواننده با زیرکی بیت های گفته شده در بالا را با لحنی نرم و آرام ادا میکند که هم اصل نرم بودن حرکت بر اندازی را زیر پا نبرده باشد و هم شنونده را به خود نزدیک کرده و اعتقادات منحرفش را به وی القا کند.

ستاره ها نهفتم/در آسمان ابری/دلم گرفت ای دوست/هوای گریه با من/هوای گریه با من

اینجا تحریک در لفافه به اوج می رسد.شنونده را گول می زند که ستاره در آسمان قایم کرده و وی را تحریک به دیدن آسمان می کند.همین باعث می شه که شنونده نا خود آگاه برای دیدن آسمان بی درنگ به بالکن،تراس و حتی از آن شرم آور تر به پشت بام برود که از گفتن ادامه شرمگینم.سپس سعی می کند که دلگیری از همه چیز را به شنونده منتقل کند که این خود محرک و زمینه ساز نافرمانی مدنی به حساب می آید.بعد با اندوهی شدید به گریه می پردازد.مگر کجا کریه می کنند ؟این هم دعوتی است برای فرد که به بهشت زهرا برود.

دلیل انتخاب این شعر : چون من شعر همین آهنگ را ۷ - ۸ ماه پیش برای یکی از دوستانم فرستادم.بهم گفت خوب که چی !؟ این شعر همان گونه که اهداف پلیدش اکنون مشخص شد مرا به خود و به این که “نبسته ام به کس دل” مغرور کرده بود و دوست عزیزم برای اثبات غرور من و برای هدایتم به راه راست آنچنان ضربتی را به بنده از ناحیت همین مصرع وارد کرد که نای بلند شدن از زمین را ندارم و اگر سیم بلند کیبورد تا روی زمین نمی رسید حتی قادر به نوشتن این پست هم نبودم.خداوند خیرش دهد.

دمش گرم . خدا خیرش بده ! به قولی حافظ : ” گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور / دور باد آفت دور فلک از جان و تنش “

اراجیف (طنز ها)

من نخواهد شد . . .

مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸

شعری زیبا از شهریار . . .
البته من دو تا منظور ندارم !!
یکی منظور عاشقانه (نه ! کی گفته ! اصلا ! تکذیب می کنم )
کی گفته “رقيبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شد” منظور عاشقانه میرسونه !؟
یکی منظور سیاسی ! ما را چه به دم شیر ! دکتر ؟ نه ! کی جرات داره به دکتر جان چیزی بگه !
“یه مشتی خوشه در هم کوفتن خرمن نخواهد شد !” منظورم رقبای دکتر هستن ! فکر کردن با یه کم پول گرفتن از آمریکای خون خوار و بنگاه خبر پراکنی بیبیسی و ملک عبد الله و اسرائیل جنایت کار (همون اسرائیلی که در زندان هاش رسما شکنجه میکنند)  می توانند مسیر الهام (اسم مرد است ) الهی و اسلام ناب محمدی را منحرف کنند . . .

رقيبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شد
به گلخن گر چه گل هم بشكفد گلشن نخواهد شد

مگر با داس سيمين كشت زرين بدروي ورنه
به مشتي خوشه در هم كوفتن خرمن نخواهد شد

حجابي نيست در طور تجلي ليكن اينش هست
كه محرم جز شبان وادي ايمن نخواهد شد

برو از هفت خط نوشان پاي خم مي ميپرس
كه هر دردي شراب ناب مرد افكن نخواهد شد

به آتشگاه حافظ رونق سوز و گداز از ماست
چراغ جاودانست اين و بي روغن نخواهد شد

شبستاني كه طوفانش دميد از رخنه و روزن
دو صد شمعش برافروزي يكي روشن نخواهد شد

تو كز گنجينه بيرون تاختي ترسم خرف باشي
كه گوهر شاهد بازار يا برزن نخواهد شد

اميد زندگي در سينه‌ها كشتن فغان دارد امين باشي
كه هرگز مرگ بي‌ شيون نخواهد شد

دمي چون كوره‌ي آتش چرا چون شمع نگدازم
عزيز من دل عاشق كه از آهن نخواهد شد

گل از دامن فرو ريز و چو باد از اين چمن بگذر
كه جز خون دل آخر نقش اين دامن نخواهد شد

دلي كو شهريارا دشمن جان دوست‌تر دارد
دريغ از دوستي با وي كه جز دشمن نخواهد شد

اراجیف (طنز ها), سیاست, شعر, عشق (زهی عشق...)

جُمَلِ الذَّهَبِیَّه !

تیر ۱۴م, ۱۳۸۸

محمود احمدي‌نژاد: ما بايد اخلاق توليد و روابط توليدمان را به دنيا صادر و معرفي كنيم.
منصور برقعي، معاون برنامه‌ريزي رياست‌جمهوري: دولـت بـا ثـروتمنـدان مشكـلي نـدارد.
عبدالرضا مصري،وزير رفاه: تنها دو درصد از مردم دفترچه بيمه اعم از تامين اجتماعي يا خدمات درماني يا نيروهاي مسلح ندارند.
محمد باقر قاليباف،شهردار تهران: مردم حق دارند بدانند كه پول در شهرداري چگونه هزينه مي‌شود/در شهرداري کسي احساس نگراني نکند، آنها که بايد احساس نگراني داشته باشند، خطاکاران هستند.
حسين شريعتمداري،مدير مسوول روزنامه كيهان: انتخابات رياست‌جمهوري دهم بدون كمترين ترديد يك موهبت الهي بوده است.
دري نجف‌آبادي، دادستان كل كشور: سفارت انگليس براي دامن‌زدن به آشوب‌ها، سفره پهن كرده بود.
حبيب‌الله عسگراولادي، دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري: مي‌گويند دولت مشروعيت ندارد، مشروعيت دولت بستگي به تنفيذ راي ملت توسط ولي‌فقيه وفق اصل ۱۱۰ قانون اساسي دارد.

اراجیف (طنز ها), نقل ها و بریده جراید

پيام‌هاي تبريك !

تیر ۱۴م, ۱۳۸۸

۱۳/۰۴/۸۸ - غلامحسين الهام، سخنگوي دولت: بسياري از سران کشورها سريعا انتخاب مجدد رئيس‌جمهور را تبريک گفتند و اسناد و مدارک آن نيز موجود است.

۱۳/۰۴/۸۸ - پيام تبريك ‌رافائل‌كورئا رئيس‌جمهور اكوادور
۱۱/۰۴/۸۸ - ريلا اودينگا نخست‌وزير كنيا
۰۹/۰۴/۸۸ - مان موسينگ نخست‌وزير هند و زين‌العابدين بن‌علي رئيس‌جمهور تونس
۰۸/۰۴/۸۸ - کيم ‌يونگ نام رهبر شماره دو كره‌شمالي
۰۶/۰۴/۸۸ - عبدالله احمد سامبي رئيس‌جمهور كومور
۰۳/۰۴/۸۸- هون سن رئيس‌جمهور كامبوج، عبدالله واد رئيس‌جمهور سنگال، الكساندر لوكاشنكو رئيس‌جمهور بلاروس، عمر‌ البشير رئيس‌جمهور سودان، بوتفليقه رئيس‌جمهور الجزاير
۲۸/۰۳/۸۸ - طالباني رئيس‌جمهور عراق، نظربايف رئيس‌جمهور قزاقستان، ملک‌حمد بن‌عيسي آل‌خليفه پادشاه بحرين، سنيوره نخست‌وزير لبنان، راجا پاکسا رئيس‌جمهور سريلانكا
۲۵/۰۳/۸۸- مدودف رئيس‌جمهور روسيه، الهام علي‌اف رئيس‌جمهور آذربايجان، امامعلي رحمان رئيس‌جمهور تاجيكستان، سرژسركيسيان رئيس‌جمهور ارمنستان
۲۴/۰۳/ ۸۸ - اردوغان نخست‌وزير تركيه، كرزاي رئيس‌جمهور افغانستان
۲۳/۰۴/۸۸- «هو جين تائو» رئيس‌جمهوري خلق چين، هوگو چاوز رئيس‌جمهور ونزوئلا

Read more…

اراجیف (طنز ها), سیاست, نقل ها و بریده جراید

لاک پشت زبان بسته !

بهمن ۸م, ۱۳۸۷

لاک پشت بیچاره در زمانی که کوچک بوده وارد یک حلقه پلاستیکی شده که در اقیانوس شناور بوده و دیگه نتونسته ازش خارج بشه. در نتیجه این شکلی رشد کرده و دیگه توانایی لاکپشت در قایم شدن توی لاکش رو از دست داده و نه می تونه شکار کنه و نه دفاع. این تازه یک نمونه ست از قربانیهای بی زبون این زباله های ما

اراجیف (طنز ها), علمی, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک

آخرین سخن افراد مختلف قبل از مرگ !!!

دی ۳۰م, ۱۳۸۷

آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن…
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه…
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره…
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

اراجیف (طنز ها)