Archive

Archive for the ‘ایران’ Category

هر دم از این باغ . . . چی ؟ کدوم پادشاه ؟

مهر ۶م, ۱۳۸۸

پادشاهان هم از کتب تاریخ مدارس حذف می شوند . خب ! به عبارتی تکراری هر دم از این باغ بری می رسد ، باغ که چه عرض کنم ! به گلخن گر گل هم بروید گلشن نخواهد شد . اینهایی که ما می بینیم ، بیشتر به باغ وحش می ماند تا باغ . . . بگذارید بیت رو کمه تغییر بدم با عرض پوزش از همه ی ادیبان و ادیب دوستان و دیگر دوستان : هر دم از این باغ وحش ، ناله ی عرعری میرسد ! ببخشید که وزن و این حرف ها هم رعایت نشد .

حالا برویم سراغ تحلیل خبر ! یکی این که این کار کم کم انجام شده پس کاری نمی شود کرد . یعنی خلاص .

پس از ابتدای تاریخ ایران شروع می کنیم :

در ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ در همه پرسی مردم ایران حکومت وزین جمهوری اسلامی را انتخاب کردند و بقیه ماجرا را هم خودتان بهتر می دانید ، تا به امروز ، اصلا چیز دیگری نبوده . . . الی آخر

جریان از این قرار است که روزی استادی سر کلاس فلسفه یک صندلی را مقابل دانشجویان گذاشته و ورقه امتحان را هم پخش می کند . بعد می گوید که ثابت کنید این صندلی وجود ندارد ، نمره کامل را دانشجویی می گیرد که فقط ۲ کلمه در ورقش نوشته بود !!!

“کدام صندلی ؟”

حالا هم همین آش و همون کاسه !!! آقا کدوم پادشاه ؟

این هم یک کاریکاتور (البته بیشتر به نقاشی آبرنگ دوره کودکستان شبیه است که معلم توضیحات کودک را هم زیر نقاشی نوشته)

Read more…

اراجیف (طنز ها), ایران, تاریخ, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک, نقل ها و بریده جراید

باز هم خلیج ! محصولی جدید از دیپلماسی عمومی آقایان

مهر ۵م, ۱۳۸۸

دیگر نیاز به توضیح واضحات نیست . این دیپلماسی عمومی هم خوب چیزی است ! خیلی هم موثر است . پیشرفت های روز به روز و بی شمار آن که حساب آن حتی برای مقامات ما هم مشکل شده و آنقدر زیاد است که چند تایی را هم نمی رسند نام ببرند همه و همه از قبل همین دیپلماسی عمومی جون هست . خیلی دوستش دارم !!!

این هم متن ایمیلی که دوستم ( البته مثل خیلی چیز های دیگه زندگیم این هم مجازی ! ) محد علی مومنی برام فرستاده . ازش تشکر میکنم :

ایرانیان گرامی

بنظر می‌رسد که بار دیگر بخشی از شناسنامه و هویت ما مورد بی‌مهری قرار گرفته است. متاسفانه به تازگی پرزیدنت اوباما و وزیر خارجه‌ی امریکا، بجای نام خلیج فارس، تنها واژ‌ه‌ی «خلیج» را بکارمی‌برند.

از شما درخواست میگردد با رفتن به اینجا توماری را که بر پایه تشریفات دیپلماتیک تدوین شده است، امضاء کنید؛ تا برای ریاست جمهوری امریکا فرستاده شود

همچنین، از همه دوستان و آشنایان خود در سراسر گیتی نیز بخواهید چنین کنند و گامی در راه حفظ هویت و تمامیت ارضی ایران بردارند.

به آگاهی می‌رساند: بنا بر رسمی که در امریکا وجود دارد، برای اینکه متن ارسالی شما مورد توجه کاخ سفید قرار گرفته و معتبر قلمداد گردد، ضروری است نام و نام خانوادگی و نشانی ایمیل شما در جای ویژه نوشته شود.  البته شما می‌توانید گزینه‌ای را انتخاب کنید که نام و نشانی ایمیل شما در برابر دید همگان قرار نگیرد.
برگردان فارسی متن چنین است:

آقای رئیس جمهور، خلیج «خلیج فارس» است

داریوش بزرگ در ۲۵۰۰ سال پیش آنراخلیج پارس نامید

هرودوت (تاریخ نگار یونانی) آنراخلیج پارس نامید

دانشمندان عرب، چینی، روسی، اسپانیائی… آنراخلیج فارس نامیده‌اند.

ریچارد ن. فرای، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد، آنرا خلیج فارس می‌نامد.

سازمان ملل متحد آنرا رسما «خلیج فارس» می‌نامد.

همه روسای جمهور دموکرات و جمهوری‌خواه آنرا «خلیج فارس» نامیده‌اند

شما نیز لطفا آنرا «خلیج فارسي بنامید!

با احترام

Read more…

اراجیف (طنز ها), ایران, تاریخ, نقل ها و بریده جراید

عید فطر , عید سیاسی !

شهریور ۲۹م, ۱۳۸۸

هر چیزی که در مخیله بگنجد ، مدل سیاسیش رو دیده بودم الا عید فطر که بحمد الله تعالی اون هم محقق شد . عید فطر سیاسی ندیده از دنیا نرفتیم خدا رو شکر . . .

بنده هیچ نظری در رابطه با عید ندارم و به فتوای مرجع عمل می کنم . اینها هم صرفا نتایج یک جمع بندی و ایجاد ارتباط میان چند خبر مختلف است و نتیجه گیری از آن به عهده خواننده . هر چند نتیجه گیری بسیار ساده ای است !

“فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه”

توضیح مهم : ماه مبارک رمضان فرصتی است برای نزدیکتر شدن به خدا ، به فرموده قرآن ابتدا با پاک کردن و زدودن آلودگی ها و سپس با کسب معارف و حقایق . ماهی سرشار از زیبایی ، ماه نزول قرآن و ماهی که در های رحمت همیشه گشوده  ی خدا ، از همیشه پهن تر ، بلند تر ، پیدا تر ، گسترده تر و متعدد تر است . در آن تقدیر رقم می خورد و گناهان خرد و کلان بخشوده می گردد . کرم خداوند در این روز های زیبا به واسطه روزی داری دوست دارانش ، حتی به کسانی که روزه دار نیستند هم می رسد . هر چند فقط اینها در کلام می گنجد فراوان رحمت هایی از جانب پروردگار که نه در کلام ، حتی در خیال هم نمی گنجد .

کسی نیست که در آخر آن دست خود را خالی ببیند و چه نگون بخت بنده ای که دستش خالی باشد یا آنرا خالی ببیند . و چه گمراهند آنانی که دانسته یا جاهلانه با اعمالشان آخر میهمانی پروردگار را خراب می کنند و البته به خیال خودشان ! که چگونه میهمانی خالق قابل تخریب است ؟ آیا “وجعلتها خیر من الف شهر” کوچک شدنی است ؟ چه بدخیالند !

و برای مقابله با آن که دینمان با آلودگی های سیاست آلوده نشود ( در عین این که دین از سیاست جدا نیست ) و در زندان غرض های سیاسی به بند کشیده نشود دو حجت داریم :

۱٫حجت نهان که همان عقل و اندیشه مان است . چیزی که هرگز در بند نخواهد شد ، آزاد است و آزاده . از اندیشه بالا میرود ، بر علم تکیه میزند و بر دور دست ها نظر می اندازد .

۲٫حجت و یا حجج دیگر مضامین حدیث “و اماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي ليكم و انا حجه الله عليهم” هستند که هنوز شرط عدالت و صداقتشان نزد ما ساقط نشده و میدانیم هرگز دین را در زندان سیاست به بند نمی کشند .

پس در این راه از این دو استفاده می کنیم و تنها به هدایت پروردگارمان دل بسته ایم .

راستش من به عید شک داشتم و صبح که بلند شدم به نیت شک (اونم چه شکی ، صد تا اطمینان به گردش) چیزی نخوردم . برای نماز که رفتیم مسجد زمزمه هایی از عید نبودن بود تا اینکه رفتن سراق آقا ، آقا هم برای بیرون اومدن به منزل تاخیر معنی داری کرد . گویا ایشون روزه بود و عید براشون ثابت نشده بود . اینجا بود که یه کم شک (یا همون اطمینان) بیشتر شد . چند نفر هم گفتند هنوز هیچکدام از مراجع اعلام نکردند . خونه که رسیدم یه چرخی تو نت زدم که مشخص شد انگار جدیه . حالا با گرسنگی چه کنیم !!! خدا خودش به خیر کند . این دیگه چه جور بازی ایست ؟

بعضی ها هم نظرات و اخبار جالبی میدادند :

۲۹ روز با سختی روزه گرفتم وامروز باسربلندي /  آقا قضیه خیلی جدیه! هیچیک از مراجع فردا را عید اعلام نکردند.نماز عید فطر … /  دلمان براي وحدت تنگ شده!  /  دفتر آیت الله سیستانی حجت را تمام کرد:یکشنبه،روز آخر ماه رمضان / عدم رویت هلال ماه از سوی برخی از مراجع /  سایت آیت الله صانعی : هنوز رویت هلال ماه بر ایشان ثابت نشده است

بعضی ها هم تبریک عید رو با تبریک ریاست جمهوری مقایسه میکردند و بسیاری چیز های جالب دیگر که با مراجعه به شبکه های اجتماعی خیلی از آنها را می توانید ببینید .

نکته اول : از نظر نجومی رویت هلال ماه نه تنها در ایران ، بلکه در آسیا با هیچ ابزاری قابل رویت نیست . نمودار زیر کاملا شاهد این مدعاست .

نمودار مربوط به شنبه یا ۱۹ سپتامبر :

Read more…

ایران, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک, مذهبی, مناسبت ها, نقل ها و بریده جراید

نوشته ای از همسر دکتر الهام

مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸

البته این نوشته جای تامل داره و اگر واقعا خیلی حال دارید بخوانیدش ! اگر حالتون اینقدر زیاده که بعد از خوندنش چیزی باقی موند برای من هم کمی ایمیل کنید ! خیلی حالم جالب نیست ! در این نامه افراد قابل توجهی مورد توجه قرار می گیرین و حتی فردی به نظر نویسنده ” غیر قابل توجه ” هم در آخر نامه مورد توجه قرار می گیرد . این افشا گری ها روی آدم را سیاه و سفید می کند ! الگو گرفتن از این متن را به تمام کسانی که علاقه به نوشتن هر چیزی دارند توصیه می کنم .

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، فاطمه رجبی نوشت:

ارزیابی رهبر معظم انقلاب از انتخابات ۲۲خرداد، اعلان مردودی برخی خواص را نتیجه داد. این خواص در دیدگاه جامعه چه کسانی هستند؟ سنجش جامعه نسبت به آنها چیست؟ آیا جامعه آنها را نمی‌شناسد و یا در موردشان تردیدی دارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها ضروری می‌نماید از این افراد كه با لطف رهبری تنها «مردود» اعلام شدند و در محكمه ملی خائن و محكوم و سزاوار مجازات قطعی، نام برد.
هاشمی رفسنجانی نامی است كه تك‌تك افراد این سرزمین وی را در رأس لیست مردودین می‌شناسند. او كسی است كه ۳۰‌سال در قدرت و ثروت بوده و از ۴سال پیش كه ثروت خانوادگی‌اش به خطر افتاده، كیان نظام را نشانه رفته است، وی با گفتار و رفتار فردی، و فضاحت خانوادگی در رأس مردودینی است كه دستگیری و مجازاتش برای اجرای عدالت ضرورتی قطعی است. هاشمی با به آتش‌كشیدن كشور، در راس فتنه‌ای قرار دارد كه كودتای لجنی موسوی را به اجرا درآورد.
مگر نه آن كه او با نگاشتن یك ننگین‌نامه پیش از انتخابات تهدید به براندازی كرد؟ و مگر نه آن كه فائزه مشهورش با فاطمه و مهدی و یاسرش سركردگی اوباش و اراذل كودتاگر را عهده‌دار شدند، و مگر نه آنكه عروسش، همسر مهدی در ادامه رفتارهای كودتاچی دستگیر شد و مگر نه آن كه همسرش فراخوان به شورش خیابانی نمود، آن هم روز انتخابات و مگر نه آن كه این خاندان رذیلت‌سالاری را در فرهنگ هاشمیسم، حاكمیت داده و ترویج كرده‌اند و امروز با مشاهده خطر جدی برای آن، از پیر فرتوت گرفته تا نواده‌ها سردسته اشرار گردیده‌اند.
محمد خاتمی و میرحسین موسوی مردودین دیگر هستند كه در مثلث هاشمی‌خاتمی‌موسوی عوامل مستقیم و اصلی جنایات كودتای لجنی به شمار می‌روند. دستگیری این افراد و سپس محاكمه آنها قطعیتی است كه كمتر از آن، هم زیان جبران‌ناپذیر برای نظام اسلامی دارد و هم ملت را در این مطالبه به حق ناخرسند خواهد كرد.
چه كسی پاسخ خون ده‌ها بسیجی و مدافع نظام را به دست «پادشاهی‌خواهان» به خیابان‌آمده با اطلاعیه‌های موسوی و خاتمی و سركردگی فرزندان هاشمی رفسنجامی خواهد داد.
از مردودین دیگر نیز حسن روحانی و مهدی كروبی هستند كه دومی خود را در انتخابات دهم با مناظره‌ها و رای بسیار بالایی كه از مردم گرفت به قضاوت ملت گذارد و دست و پا زدن امروزش ارزشی برای تحلیل ندارد.
حسن روحانی مسوول اصلی تعطیلی ذلت‌بار هسته‌ای مردودی است كه باید به همین جرم محاكمه می‌شد، علاوه بر این كه رفتار و گفتار چهارساله اش علیه مصالح نظام و شاهكاری چون حسین موسویان، پرونده او را قطورتر كرده است.
برای شناخت هر چه بیشتر مردودین می‌توان نام غائبان در مراسم تفیذ رئیس‌جمهور را مرور كرد. هر چند برخی حاضران خودبزرگ‌بین كه با اطلاعیه‌های پی در پی اما بی‌مخاطب در صدد زنده‌نگهداشتن خود در عرصه سیاسی هستند و نامشان در تلویزیون‌های بیگانه مایه امیدواری آنهاست، جزو مردودین می‌باشند.
هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، موسوی، كروبی، حسن روحانی، ناطق نوری و سیدحسن خمینی غائبین مراسم تنفیذ بودند كه البته قداست آن مجلس نیز نباید با حضور آنها «آلوده» می‌شد.
در مورد ناطق‌نوری كه همراهی‌اش با اصلاح‌طلبان دیروز و كودتاچی‌های لجنی امروز، پرونده او را در پیشگاه ملت مفتوح نگه داشته، این سؤال مطرح می‌شود، حضور او در پست ریاست بازرسی دفتر رهبری از این به بعد تا چه میزان مورد اطمینان است و آیا اصولا می‌توان این «مردود غایب» را برای چنین مسوولیت و مأموریتی معتمد یافت. یادمان نرفته دخالت بی‌جا و قانون‌ستیزانه ناطق‌نوری را در پرونده حسین موسویان، كه تبرئه این «محكوم هسته‌ای» را اعلان می‌كرد.
سخن آخر به سیدحسن خمینی باز می‌گردد كه غائبی دیگر بود. هر چند روزنامه‌های وابسته به كودتا در این راستا قلم به مزدی‌ها كردند، اما اساسا حضور این فرد در چنین مراسمی مورد سؤال است، نه عدم حضور او. و این مساله مهم صرف‌نظر از حضور وی در جناحی خاص و موضع‌گیری‌هایش به نفع یك جناح است زیرا ملت برای او نه جایگاه سیاسی و نه جایگاه علمی و نه هیچ جایگاه دیگری قائل نیست.

ایران, سیاست, نقل ها و بریده جراید

خاتمی به نفع اخلاق مداری ، به نفع میرحسین ، کنار رفت . . .

اسفند ۲۷م, ۱۳۸۷

انصراف سیدمحمد خاتمی از حضور در انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره ریاست‌جمهوری رسما اعلام شد‎

من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می‌کشم.

 

در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می‌گویم که شیوه عمل و راهکار‌ها و راهبرد‌ها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آن‌ها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می‌طلبد.

 

بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت‌‌ها و تمایز‌‌هایی در نظر و عمل وجود داشته باشد،

متن کامل نامه در پس نوشته آمده است . . .

Read more…

ایران, سیاست, سید محمد خاتمی

جنبش بوق !

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۷

محمد رضا تاجیک

برش اول

چراغ سبز شد، اما ماشینی حرکت نکرد. قرمز شد. سبز شد. باز ماشینی حرکت نکرد. بوق، بوق، بوق. کم‌حوصله‌ترها، سیاسی‌ترها، مخالف‌ترها و البته، مشکل‌دارترها و کاردارترها، اولین کسانی بودند که در یک همگرایی و اتحاد خودجوش صدای اعتراض خود را تو بوق کردند. توفیری نداشت. از این بوق‌زدن‌ها تنوری گرم نشد و راهی گشوده نگشت.

برش دوم

باز چراغ سبز شد و با سبز شدنش، زیر چرخ ماشین‌ها هم علف سبز شد. بوق(ها)، بوق(ها)، بوق(ها)، همراه با نق(ها)، نق(ها)، و نق(ها). دست‌های زیادتری روی بوق رفت و دهان‌های بیشتری به ناسزا گشوده شد. اندک اندک، کسانی که در این جنبش بوق با دیگران همره و همراه نبودند، مورد خطاب دیگران قرار گرفتند که آقا/خانم بوق بزن. دستی دیگر به دست‌ها افزوده شد و صدای جیغ بوقی دیگر به جمع صداها پیوست.

برش سوم

بوق، بوق، بوق. نق، نق، نق. اگرچه همه بوق بودند، اما ضرب آهنگ‌شان با هم متفاوت بود: یکی به سبک جشن‌های عروسی، دیگری در دستگاه شور، آن یکی، به سبک پاپ، بعدی، به سبک مورس، آن دیگری، در دستگاه موسیقایی ماهور، بعضی نیز، در سبک بداهه و بداعه‌نوازی. پنداری، هنگامه و لحظه اتحاد بوق‌های ماشین‌های با کلاس و بی‌کلاس؛ وطنی و غیروطنی؛ لطیف و زمخت؛ کوچک و بزرگ؛ قرمز و آبی؛ سیاه و سفید؛ مرسدس و ژیان؛ سوسولی و کارگری فرارسیده بود. و اگرچه همه نق بودند، اما جنس بعضی از آنان، از جنس فحش‌های چاله میدونی بود؛ بعضی دیگر، فحش بودند، اما جنس‌شان لطیف‌تر بود؛ برخی نیز، جنسی سیاسی داشتند؛ بعضی هم فقط نق بودند و لاغیر.

برش چهارم

البته و صد البته، با اندک گشایشی که در وضعیت ترافیک حاصل شد، و با نزدیک‌تر شدن ماشین‌ها به تقاطع و پلیس، بسیاری رفتارها و گفتارها هم دچار نوعی دگردیسی شدند. برخی از این بوق‌ها و نق‌ها، دچار نوعی لکنت و صداگرفتگی شدند؛ برخی دیگر، پیام بوق و نق خود را به «نگاه»شان منتقل کردند؛ بعضی دیگر هم، چون چند متری از پلیس دور شدند، دست را روی بوق گذاشتند و پا را روی گاز؛ اندکی نیز، در حین عبور از کنار پلیس، شیشه ماشین را نصفه و نیمه پایین کشیده و متلکی بار تدبیرپیشگان خاص و عام کردند؛ تعدادی هم، صدای بلند موسیقی پاپ و جاز را جایگزین صدای بوق و نق کردند و همراه با حرکت‌های موزون از کنار پلیس گذشتند.

برش پنجم

اما از این ‹جنبیدن›های کلامی و روانی و جسمانی و روحانی چه درسی می‌توان آموخت؟ بی‌تردید، اولین درس این نوع جنب و جوش های رنگارنگ، درس ‹حساب› است. در این درس می‌آموزیم که دو بوق+دو بوق=چهار بوق؛ می‌آموزیم که چهار بوق بیشتر از دو بوق است؛ و می‌آموزیم حل مساله چهاربوقی، سخت‌تر و پیچیده‌تر از حل مساله دوبوقی است. دومین درس، درس هندسه است. در این درس می‌آموزیم، همواره افزایش اعداد از منطق تصاعد حسابی پیروی نمی‌کند، و بسیار اتفاق می‌افتد که یک تصاعد، تصاعدی هندسی است، بدین معنا که، یک عدد می‌تواند دفعتا جهش دیالکتیکی کرده و در سرزمین عددی به مراتب بیش از خود فرود آید. سومین درس، درس منطق است. در این درس می‌آموزیم که اساسا نباید گذاشت که بوقی به اعتراض به صدا درآید، و اگر آمد، نباید گذاشت که تصاعد حسابی داشته باشد، و اگر داشت، نباید گذاشت که این تصاعد حسابی به تصاعد هندسی تبدیل شود، و اگر شد، نباید اسیر توهم توطئه شد و واقعیت واقعه و سهم و نقش خود در آن را به فراموشی سپرد.

چهارمین درس، درس جامعه شناسی است. این درس با ما از چگونگی شکل‌گیری هویت‌های مقاومت جمعی و تبدیل آنها به هویت‌های برنامه‌دار می‌گوید؛ ما را از چگونگی بروز و ظهور انقلاب‌ها، شورش‌ها، اعتراضات جمعی، جنبش ها، نافرمانی‌های مدنی، و… آگاه می‌کند؛ ما را به تامل و تعمق و تدبر در بحران‌های مشروعیت و مقبولیت و مشارکت فرامی‌خواند؛ با ما از تبدیل انقلاب‌ها به نظام، فروکش کردن عصبیت‌های ایدئولوژیک، دگردیسی ارزش‌ها و هنجارها، تکثیر و تعمیق شکاف‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و… سخن می‌گوید. پنجمین درس، درس سیاست است. این درس به ما می‌آموزد که هر امر شخصی و خردی می‌تواند به مثابه میکروپلتیک و میکروفیزیک قدرت بروز و ظهور کند؛ می‌آموزد که می‌توان از رهگذر جشنی، جنبشی برپا کرد، و با لطیفه و طنز و جوکی یک نظام را با چالش مواجه کرد، می‌آموزد که «چنانچه به اندازه کافی هیچ چیزها را کنار هم بگذاریم، چیزی می‌شود»، می‌آموزد که می‌توان از نسیمی، طوفانی برپا کرد. و بالاخره، آخرین درس، یک درس اخلاقی است. این درس به ما می‌گوید، نسبت به ناراحتی، نارضایتی، ناهمراهی، ناهمخوانی، نااطمینانی و… شهروندان جامعه خود (اگرچه اندک و محدود) حساس باشیم، زیرا ممکن است «دهل زنی که از این کوچه مست می‌گذرد/مجال نغمه به چنگ و چگور ما ندهد».

ایران, سیاست

داود احمدي نژاد:بستر براي ظهور آماده است.

اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷

داود احمدي نژاد «بستر را براي ظهور امام زمان(عج)» آماده توصيف کرد. برادر رئيس دولت نهم که در همايش «منجي گرايي، ولايت مداري و مقاومت اسلامي» سخن مي گفت، افزود؛ در روايتي آمده است که در دوران آخر زمان مکاني بالاي شهر ري درست مي شود که در آن شهر اتفاقاتي از جمله غيرقابل تشخيص بودن زن و مرد از يکديگر و از کار افتادن سلاح هاي اتمي صورت مي گيرد و اکنون در اين مقطع زماني ما مي خواهيم بررسي کنيم که اين اتفاقات رخ داده است يا نه. به گزارش ايلنا وي در ادامه به بررسي اتفاقات ذکر شده در اين مقطع زماني پرداخت و گفت؛ يکي از اتفاقاتي که در عصر ما رخ داده، حضور امريکا در منطقه است و همان طور که مي دانيم وقتي امريکا به عراق حمله کرد، در ابتداي کار سامرا را محاصره کرد، در حالي که مي توانست کربلا را محاصره کند و اگر بخواهيم به چرايي اين امر بپردازيم متوجه مي شويم سامرا از لحاظ استراتژيک براي امريکايي ها منطقه خاصي نبود بلکه آنها بر اساس پيشگويي ها به دنبال شخص خاصي در آن منطقه مي گشتند و امريکا فکر کرده بود آن منجي براي برچيدن بساط استعمار و استکبار مي آيد، از سردابه مي آيد و وقتي نتوانستند در اين امر موفق شوند، بوش اعلام کرد؛ ما بايد براي يافتن شخصي که از زبان رئيس جمهور ايران بيان مي شود کميته يي را تشکيل دهيم. وي در ادامه عصر حاضر را عصر تسخير زمان به دست مستکبران جهان دانست و با طرح سوالي بيان داشت؛ آيا اين دوره از زمان به زماني که امام زمان (عج) با يک حرکت زمان را تسخير مي کند، شباهت ندارد و آيا ما در اين مقطع زماني قرار نگرفته ايم؟ وي همچنين اظهار داشت؛ امروز ما شاهد حاکميت اراده انسان به جهان هستيم و سلاح و تجهيزات در اين ميان هيچ جايگاهي را ندارد و ما شاهد حضور زنان و مرداني هستيم که از لحاظ ظاهري شايد براي ما اصلاً قابل قبول نبودند ولي همين افراد بر اساس فطرت خود به صحنه آمده و انزجار خود را از استکبار جهاني نمايش دادند. احمدي نژاد در پايان بستر را براي ظهور امام زمان (عج) و رستگار شدن آماده دانست و گفت؛ همان طور که پيامبر (ص) نهضتش را در عربستان بنا نهاد و ايراني ها راه او را ادامه دادند، ما هم نبايد به گونه يي رفتار کنيم که انقلابي که در ايران بنا نهاده شده است، در جاي ديگري ادامه راه پيدا کند. در اين مراسم «اولين مسنجر اسلامي» رونمايي شد. به گزارش فارس اين مسنجر با هدف «ايجاد امنيت در تبادل اطلاعاتي شبکه يي» طراحي شده است. اما اين تنها مراسمي نبود که به مناسبت آغاز امامت امام زمان (عج) برگزار شد. در مسجد جمکران نيز مراسمي به همين مناسبت برگزار شد.

به گزارش برنا عليرضا پناهيان در مراسم «عصر آفتاب» گفت؛ جوانان بايد تمام کارهاي خود را براي امام زمان (عج) انجام دهند و به نوعي خود را بورسيه امام عصر بدانند.

ایران

خاتمی آمد ; گفتم که نیا !!!

بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷

آب زنید راه را هین که نگار می​رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می​رسد

باغ سلام می​کند سرو قیام می​کند
سبزه پیاده می​رود غنچه سوار می​رسد

احیانا گفته شده من دچار تردید بوده‌ام، من اعلام می‌كنم هیچ‌گاه تردیدی نداشته‌ام، گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه‌ انتخابات و اینكه چه كسی و به چه صورتی شركت كند، داشتم. كوشیدم و می‌كوشم با قدرت و قوت و امید به آینده در عرصه باشم و فضای نقد و گفت‌وگو با حضور تشكل‌ها را فراهم، هم‌چنین در جهت تحقق آرمان‌های ملت تلاش كنم
ما دل‌بسته این كشوریم، اعتلای روزافزون ملت را می‌خواهیم و حاكمیت ملت را بر سرنوشت خود كه انتخابات مهم‌ترین راه و نماد آن است و مگر می‌شود بی‌تفاوت بود؟ مگر می‌توان نسبت به حضور خود در این عرصه تردید داشت؟
شاید تدبیر به مطلوب نرسید و مصداق “العبد یدبر والله یغیر” شد، كه مثال این است كه بنده خدا تدبیر می‌كند، اما تقدیر چیز دیگری است

 

ایران, سیاست, سید محمد خاتمی

آيت الله مصباح يزدي؛ ما به خاطر اقتصاد و زندگي مرفه انقلاب نکرديم

بهمن ۹م, ۱۳۸۷

آيت الله محمدتقي مصباح يزدي گفت؛ براي تحقق اسلام در زندگي فردي، خانوادگي و به خصوص در زندگي اجتماعي و براي بقاي انقلاب مان تنها شعار اسلام کافي نيست. به گزارش ايسنا رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در جلسه ديدار با دبيران ديني و قرآن ادارات سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي با طرح اين سوال که آيا با وجود آنکه نظام ما تغيير کرده است، در فرهنگ نيز رشد پيدا کرده ايم، تصريح کرد؛ در آشنا کردن انسان با انسانيت و قرب خدا پيشرفتي نکرده ايم و در اين راستا بايد مطالعه تطبيقي و آسيب شناسي انجام شود تا علل پيشرفت نکردن ما مشخص شود. وي در بخش ديگري از سخنانش گفت؛ ما تلاش هايمان را در زمينه پيروزي انقلاب به خاطر اقتصاد خوب و تکنولوژي پيشرفته نکرده ايم، اينها لوازم اسلام است اما حقيقت اسلام اين نيست. جامعه يي که اقتصادش پيشرفته است، تورم و بيکاري ندارد و مردم آن زندگي مرفه دارند. آيا ما همين را از اسلام و انقلاب مي خواستيم؟ اينها يکي از آثار دست چندمي است که ما از اسلام مي خواهيم و جوهر اسلام اين نيست. بايد از قرآن، پيغمبران و اماماني که به خاطر اسلام شهيد شدند، بپرسيد. وي با بيان اينکه اسلام فقط تکنولوژي نيست و عزت اسلام بايد به گونه يي باشد که نيازي به ديگران نداشته باشد، تصريح کرد؛ درست مثل اين است که ما فکر کنيم خوردن غذا براي قوي شدن فک و دهان است اما غذا را با هدف سير شدن، رشد کردن، سالم و زنده ماندن مي خوريم که در کنار آن ماهيچه هاي فک هم قوي مي شوند اما هدف چيز ديگري است. فهميدن زندگي انسان، قرب خدا است سير شدن که نيست. حيوانات نيز غذا مي خورند، آيا هدف از آفرينش ما براي اين است که مثل چهارپايان تنها غذا بخوريم؟ هدف زندگي، آن هدفي است که سيدالشهدا برايش شهيد شد.

ایران, سیاست

مرتضي آقاتهراني:مخالفان احمدي نژاد بيمارند !

بهمن ۹م, ۱۳۸۷

مرتضي آقاتهراني معلم اخلاق دولت نهم مدعي شد کساني که شعار «هرکس جز احمدي نژاد رئيس جمهور شود» را مطرح مي کنند، افرادي بيمار هستند.

اين نماينده حامي احمدي نژاد در مجلس در گفت وگوي مفصلي با ايرنا، از عملکرد دولت نهم دفاع کرد و با اطمينان گفت «محمود احمدي نژاد» هيچ رقيبي در انتخابات پيش رو نخواهد داشت.

آقاتهراني شعار عبور از اشخاص و از جمله احمدي نژاد را شعار مرده يي دانست که تاريخ مصرف آن گذشته است.

اين نماينده مجلس با تاکيد بر اينکه هر کس حق انتخاب دارد، گفت؛ «اصولگرايان هم که از يک گروه هستند، مي توانند بررسي کنند که آيا احمدي نژاد اصلح است يا نه.»

وي خاطرنشان کرد؛ «اين مساله درباره همه نامزدها صادق است، زيرا در نظام اعتقادي، واژه عبور معني ندارد.»

آقاتهراني اضافه کرد؛ «نهايت کار انتخابات اين است که ما يا به کسي راي مي دهيم يا نمي دهيم. ما با کسي بيعت نکرده ايم که تا آخر عمر با او باشيم. بسياري در دور اول انتخابات نهم به احمدي نژاد راي ندادند، اما در مرحله دوم به او راي دادند.»

وي ادامه داد؛ «اينها واژه هايي است که وجود خارجي ندارد زيرا در نهايت عده يي به احمدي نژاد راي خواهند داد و عده يي راي نمي دهند. آيا مي توان گفت آنهايي که راي ندادند، از او عبور کردند؟»

وي همچنين به ميرحسين موسوي و خاتمي توصيه کرد بهتر است قبل از اينکه بخواهند وارد عرصه رقابت ها شوند، دوره حاکميت خود را با چهار سال احمدي نژاد مقايسه کنند زيرا خود بهتر از ديگران مي دانند که چقدر موفق بوده اند.

Read more…

ایران, سیاست