Archive

Archive for the ‘سید محمد خاتمی’ Category

سيد! با ما سخن بگو

مهر ۲۱م, ۱۳۸۷

ابراهیم رها !

سلام. گفته بودی «استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم» لطفاً در این دوره بیا، توی این بی‌برقی‌ها به درد می‌خوری!

می‌دانم سیدجان که می‌دانی در علم سیاست چندجور آدم داریم: یک عده آدم با حال! یک گروه آدم ضدحال، یک عده آدم خوشحال و گروهی آدم بی‌حال! حالا و در این روزها تمام این چهار گروه سیاسی راجع به آمدن یا نیامدن تو برای انتخاب ریاست‌جمهوری اظهار نظر کرده بودند. مانده بود من، که من هم طی این نامه اعلام، اعلان و سایر اقلام مشابه می‌کنم که در شرایط فعلی «خاتمی از نون شب واجب‌تره».

راستش سید جان. سیدمحمدجان. سیدمحمد خاتمی ‌جان! نمی‌خواستم میون این همه نامه به‌هم‌پیوسته، من هم نامه‌ای بنویسم، اما نشد! یعنی بقیه نگذاشتند. در آن چهار گروهی که نام بردم، اول از همه گروه‌های سیاسی خوشحال موضع‌گیری کردند. گفتند تو از بیخ! ردصلاحیت خواهی شد. گفتند در ایتالیا دست یک خانم را جیز کرده‌ای و خیلی سفر خارج می‌روی و مدام چشمت به نامحرم می‌افتد و فی‌الحال واجب است از تهِ ته، ردصلاحیتت کنند. خب بندگان خدا حق دارند. این روزها خوشحالند هم از وضعیت اقتصادی مملکت که فراوانی و ارزانی و ثبات دارد فرو می‌رود… فرو می‌رود… شما تصور کن فرو می‌رود توی چشم ما! هم از وضعیت فرهنگی (حوصله حرف تکراری ندارم، اگر نه برای این قلم یک کتاب می‌نوشتم) هم از وضعیت دیپلماسی خارجی ما، هم… خوشحالند دیگر. گفتند نیا که چهار سال دیگر برای خودشان لزگی برقصند!

بعد از آنها گروه ضدحال سریعاً اعلام موضع کردند که نیا. اینها دقیقاً مخالف گروه قبلی‌اند، اما معتقدند تو نه شجاعت داری نه شهامت. این دوستان قشنگ ما از آنها هستند که از شدت شهامت سوپرانقلابی‌اند، اما من با این سواد کمم نمی‌دانم چرا می‌خواهند وسط صندوق رأی انقلاب کنند. بد نیست کتاب «تفاوت‌های صندوق با اسلحه» نوشته خود من (به زودی خواهم نوشت) را بخوانند. اینها گفتند که چون تو در علم سیاست به فنون زیر زانو، کله و کف‌گرگی اهتمام نمی‌ورزی و اساساً یک رئیس‌جمهور باید فی‌الذاته بروس‌لی باشد، پس تو نیایی بهتر است. من تصور می‌کنم کاندیدای مورد نظر این دوستان جکی‌چان باشد یا کسی با کارکردی مشابه!

بعد از آنها هم تعدادی آدم از گروه باحال، یعنی اهالی فرهنگ و هنر و قلم، در جمع‌های خودمانی و به صورت سیستم دورهمی بین خودشان صحبت کردند که تو بیایی بهتر است و خلاصه حرفشان این بود که با خاتمی بیشتر خوش می‌گذره. اما خب داستان از این فراتر نرفت.

ماندند گروه بی‌حال که دور و اطرافیان خودت هستند و عناصر موسوم به اصلاح‌طلب. رفتار سیاسی این دوستان هم در این حد است که تسبیح دست گرفته‌اند و با رد کردن دانه‌ها زیر لب می‌گویند «میاد، نمیاد…!» و منتظرند ببینند چه می‌شود! زهی پشتکار، به‌به از این همه فعالیت. به قول اهالی علوم پلوتیک، ایول!
خاتمی جان، شنیده‌ام تو هم نمی‌خواهی بیایی. دستت درد نکند. «دمت گرم و سرت خوش باد» نگران ما هم نباش. ما داریم کرال سینه می‌رویم وسط کویر لوت! خوش می‌گذرد جات خالی! ما داریم از شدت شعف به اشعار حماسی «قر تو کمرم فراوونه، نمی‌دونم کجا بریزم» پناه می‌بریم. دیگر چه جای نگرانی.

سیدجان، خودمانی باشیم، چه کاریه؟! تا حالا یک میرحسین داشتیم یکی دیگر هم روش. تو هم نیا. اون نقاشی می‌کنه تو خطاطی کن! با هم گالری بزنین، نمایشگاه راه بیندازین. من قول می‌دم بیام تماشا، اما کاش این روزا حال و روز ما رو هم تماشا کنی سید.

ما قول می‌دهیم تا آن روز با تورم سی‌درصدی در آبگوشت‌هایمان از پیچ‌گوشتی استفاده کنیم و دم نزنیم. قول می‌دهیم باور کنیم مطابق اصول باید درِ سینماها را گل گرفت. قول می‌دهیم در مواجهه با دنیای خارج از روی نقشه جغرافی اول اسم هر کشور یک «مرگ بر» بگذاریم و خلاص!

تو حق داری که نیایی. تو که تنها سرمایه‌ات آبروی توست. تو حق داری نیایی وقتی این ویت‌کنگ‌های کافه‌نشین شهامتت را سیر و نیم‌سیر می‌کنند. وقتی توپخانه بعضی روزنامه‌ها یا چه می‌دانم روزنامه‌های توپخانه‌ای دینت را نشانه می‌روند و به اتهام بی‌دینی تقاضای ردصلاحیتت را می‌کنند. وقتی دوستانت کاسه چه کنم به دست می‌گیرند، حق داری که نیایی. همه حق دارند؛ از انقلابیونِ پشت میز تا تقاضادهندگان ردصلاحیت… فقط ما حق نداریم سید! ما کماکان وسط کویر کرال سینه می‌رویم با صورتی خاک‌آلود، دست‌هایی زخمی و چشم‌هایی که… چشم‌هایی که وسط طنز نوشتن گریه‌شان گرفته سید! آخ نمی‌دانی این شنا در کویر چه حالی می‌دهد، آن‌قدر که آدم می‌تواند آن شناگر استکبار جهانی را که هشت طلا گرفت بگذارد توی جیبش!
خاتمی، خاتمی عزیز! گفتم کویر، یاد دکتر شریعتی افتادم آنجا که به زینب(س) می‌گوید: «نگو که بر شما چه گذشت/ نگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی/ نگو که جنایت آنجا تا به کجا رسید/… زینب با ما سخن بگو!» حالا آخر این نامه می‌خواهم بگویم که نگو در آن هشت ساله چه کشیدی، نگو حالا هم آنها که باید بنوازند سیلی می‌زنند، نگو… سید! با ما سخن بگو!
هر بار که از تو طنز نوشته‌ام شده ذکر مصیبت! گند می‌زنی به طنز آدم! اَه

اراجیف (طنز ها), سیاست, سید محمد خاتمی

از ابراهيم رها به ابراهيم نبوي

مهر ۲۰م, ۱۳۸۷

در پي انتشار نامه طنزآميز ابراهيم نبوي به سيدمحمد خاتمي مبني بر دعوت از او براي نامزدي در انتخابات پيش رو، ايراهيم رها، طنزپرداز كشورمان در نامه‌اي به ابراهيم نبوي از او به خاطر انتشار اين نامه تشكر كرد.

از ابراهيم رها به ابراهيم نبوي

تشكر مي‌كنم جواب نمي‌دي، ‌چرا داور؟!

سلام داور نبوي عزيز
نامه‌ات را به سيد محمد خاتمي خواندم. رسماً،‌ عملاً، علناً، عميقاً و يك مقدار كلمه تنوين‌دار ديگر دلم تنگ غروب آسمون شد. من دو هفته پيش برايش يك نامه نوشتم اما روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب به جاي اين‌كه آنرا چاپ كنند براي من با انگشتان دستشان يك حركاتي اجرا كردند كه خودت لابد بهتر مي‌داني خارجي‌ها به آن مي‌گويند؛ موفقيت!

داور جان، بي‌خود روز الكي نزن، ‌همه‌چي خوب است اينجا و لزومي هم ندارد خاتمي بيايد. هر روز يك دستاورد «بزرگ» صاف مي‌رود… مي‌رود… تو تصور كن مي‌رود توي چشم ما! مانده بود فقط يك مشكل كه تعدادي فقير داشتيم آنرا هم وزير راه گفت به جاي فقير بگوييد باقناعت مشكل حل مي‌شود و بدين شكل آخرين مشكل باقيمانده از دولت قبلي هم برطرف شد.

داور عزيز، نمي‌دانم در عمرت خجالت كشيده‌اي يا نه، بكش از سيگار هم بهتر است. تو واقعاً خجالت نمي‌كشي اين نامه‌ را مي‌نويسي؟ يك آدم كه در خارج باشد و طنز بنويسد بايد وسط مطلبش يكي دو تا انقلاب كند، ‌سه چهار نفر را رسوا كند، چهار پنج نفر را افشاء كند. اين همه مدت آنجايي چهار تا فحش كاف‌دار ياد نگرفته‌اي به همه بگويي تا هم روشنفكرتر هم اپوزيسيون‌تر و هم خوش‌تيپ‌تر به نظر برسي؟

داور نبوي، معمولاً‌ رسم نيست براي يك طنزنويس خارج از كشور نامه تشكر‌آميز بنويسند. اگر هم رسم باشد آن‌را يك طنزنويس «داخلي» نمي‌نويسد. حتي طنزنويس «قلب و عروق»، «غدد» يا حتي طنزنويس «كليه و مجاري ادرار» هم نمي‌نويسد. اما چون در اين روزها اوضاع به شدت به سوي همين تخصص آخري ميل مي‌كند در تمام اعضاء و جوارحم احساس وظيفه كردم اين چند خط را به طرفت پرت كنم.

تشكر مي‌كنم كه هستي، ‌مي‌نويسي، ‌خوب مي‌نويسي و دقيق و از همه مهم‌تر به جا.

تشكر مي‌كنم كه در هياهوي سوپر كميك حرف‌هاي تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و شعارهاي سوپراپوزيسيون‌هاي فضاي مجازي طوري مي‌نويسي كه گاهي فكر مي‌كنم همين كوچه بغل‌دستي ما هستي و تمام اين ماجراي خارج رفتنت سركاري بوده!

تشكر مي كنم براي اين نامه‌ات به سيد محمد خاتمي. البته اميدوارم خاتمي به جاي آنكه تشكر كند بر ترديدهايش غلبه كند و بيايد.

تشكر مي‌كنم و همداستان با تو از همين‌جا به خاتمي مي‌گويم نگو نگو نميام، ‌نگو نگو نميام!

نهم مهرماه ۷۸
دوستدارت: ابراهيم رها

نامه ابراهيم نبوي به سيدمحمد خاتمي با عنوان “خاتمي، نذار بگم ديگه دوست ندارم”

منبع : موج سوم

اراجیف (طنز ها), سیاست, سید محمد خاتمی

چنين گفت خاتمي

مهر ۲۰م, ۱۳۸۷
محمدرضا تاجیک

۱- انديشمندي مي‌‏گويد: اجتماعي كه اعضايش نمي‌‏توانند پيام‌‏هاي صادقانه را از پيام‌‏هاي فريبنده از يكديگر تشخيص دهند، فرو خواهد ريخت.

امروز ملت ما نيز در معرض چنين “تشخيصي” قرار دارد. اين روزها خاتمي، گفت آنچه را مي‌‏بايست بگويد. اکنون نوبت تشخيص ديگران (رهبران، نخبگان و مردم) است. خاتمي با بياني رسا و صريح به همه‌‏ي ما گفت: “روشي که امروز هست، نه به نفع اسلام است و نه به نفع مردم. … همه‌‏ي ما بايد بدانيم که حيطه مسوليت‌‏مان در ايران است؛ ايراني که مردم در آن قيام کرده و يکپارچه به جمهوري اسلامي و قانون اساسي راي دادند. ما موظفيم ايران را بسازيم و اين امر هيچ منافاتي با دفاع از مستضعفان و مظلومان و مخالفت با استکبار و سياست‌‏هاي استکباري ندارد. … يکي از خطراتي که امروز در جامعه احساس مي‌‏شود، اين است که اگر نتوانستيم در حکومتي که به نام اسلام بنا شده است نيازهاي واقعي مردم و حرمت و امنيت جامعه را تامين کنيم، زمينه‌‏هاي پيشرفت کشور را فراهم آوريم، مطمئن باشيد گرايش‌‏هايي شکل خواهند گرفت که همه‌‏ي دستاوردهاي انقلاب و ميراث خون شهدا و رزمندگان عزيز از بين خواهند رفت و جرياني به وجود خواهد آمد که به مقابله با دين برخواهند خواست. …براي مستقل بودن و رويارويي با دشمنان و دفع تهديدها ناچاريم قدرت و قوت پيدا کنيم. يک کشور فقير، عقب افتاده و منزوي هرگز قوت و قدرت لازم براي رويارويي با اين مسائل را نخواهد داشت. ايران بايد آباد شود و مردم بايد بتوانند عادلانه و در کمال رضايت و امنيت از امکانات موجود کشور بهره‌‏برداري کنند. …قوت و قدرت واقعي با فراهم کردن و توسعه امکانات و تسهيل شرايط استفاده مردم از آن به دست خواهد آمد، نه اينکه تنها نام مردم براي مقاصد خاص برده شود، اما حق و حرمت آنان رعايت نگردد و نيازهاي واقعي مردم ناديده گرفته شود. …حضور در عرصه‌‏ي انتخابات، در صورتي که اهتمامي به قانون اساسي وجود نداشته باشد بي‌‏معناست. …اميدوارم همه‌‏ي بزرگان و شخصيت‌‏ها به اين نتيجه برسند که راه و روشي که امروز هست، نه به نفع انقلاب است، نه به نفع اسلام و نه به نفع مردم. اگر بر سر اين موضوع به اتفاق نظر دست يابيم، زمينه براي حضور و کار و خدمت فراهم است.”

۲- بي‌‏ترديد، خاتمي اين «گفته‌‏ها» را با آگاهي از وضعيت (داخلي و خارجي) حال و آينده‌‏ي جامعه و کشور و شناخت كامل از روحيه و مشي و منش رهبران، نخبگان و مردم، بيان کرده‌‏اند. او مي‌‏داند که امروز، کمتر کسي ترديد دارد که بر سيما و صورت جامعه و کشور ما، گردي به رنگ «ترديد» و «تهديد» نشسته، و در افکار عمومي بسياري از جهانيان، تصوير ترک خورده و شکسته‌‏اي از نظامي که قرار بود «الگو» و «نمونه»اي بديع، بي‌‏بديل و کارآمد از يک نظم و نظام ديني باشد، نقش بسته است. او همچنين مي‌‏داند که امروز کمتر کسي ترديد دارد ريسمان‌‏هاي مرصوصي که در در طي ساليان بعد از انقلاب، مردم ما را به بسياري از مردم جهان و دولت ما را به بسياري از دولت‌‏هاي جهان پيوند داده بودند، يکي بعد از ديگري در حال نخ‌‏نما شدن و گسيختن هستند.

افزون بر اين، او نيک مي‌‏داند که سنگي از «درون» و سنگي از «برون» در ايجاد اين «ترک و ترک» نقش ايفا مي‌‏کنند. آن سنگ درون، از جنس «ضعف» است: ضعفِ شناخت از «خود» و «ديگري»؛ ضعفِ شناخت از «حال» و «آينده»؛ ضعفِ شناخت از «درون» و «برون»؛ ضعفِ «تصميم» و «تدبير» کارآمد و بهنگام؛ ضعفِ بازتوليد «مشروعيت» و «مقبوليت»؛ ضعفِ بازتوليد «اعتماد» و «اعتقاد»؛ ضعفِ بازسازي روابط خود با «خود» و «ديگران»؛ ضعفِ حفظ «نخبگان» و «سرمايه»هاي (انساني، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي) جامعه؛ ضعفِ مواجهه‌‏ي اصولي با «واقعيت‌‏ها» و «حقيقت‌‏ها»؛ ضعفِ مواجهه‌‏ي منطقي با «وظايف» و «نتايج»؛ ضعفِ مواجهه‌‏ي اصولي با «ثبات» و «تغيير»؛ ضعفِ مواجهه‌‏ي منطقي با «سنت» و «مدرن»؛ ضعفِ… و آن سنگ برون (که همان چهره‌‏ي دومِ «ضعف» ماست)، از جنس «توانايي» است: توانايي توليد «قدرت» و «انقياد»؛ توانايي توليد گفتمان مسلط جهاني؛ توانايي توليد واقعيت‌‏ها و حقيقت‌‏هاي مجازي و صدور آن به ساير جوامع؛ توانايي تعريف و تثبيت نظم جهاني مطلوب خود؛ توانايي توليد اسطوره‌‏هاي فرهنگي و هويتي؛ توانايي توليد معنا و نظام‌‏هاي معنايي فراگير؛ توانايي توليد زبان مسلط جهاني؛ توانايي درانداختن طرحي نو براي روزگاري نو؛ توانايي سمت دهي افکار عمومي جوامع مختلف؛ توانايي تحميل اراده‌‏ي خود به ديگران؛ توانايي ايجاد همگرايي تاکتيکي و استراتژيکي؛ توانايي…
او مي‌‏داند که بسياري از اربابان قدرت و سياست در ايران امروز به جاي اين‌که قسمتي از راه‌‏حل مشکلات جامعه‌‏ي خود باشند، به قسمتي از مشکل تبديل شده‌‏اند؛ مي‌‏داند آناني که همواره اهليت و صلاحيت سخن گفتن براي مردم و به جاي مردم را تنها از آن خود مي‌‏دانند و بس، چه جفاها و بي‌‏حرمتي‌‏ها نسبت به حق و حقوق اوليه آنان روا مي‌‏دارند؛ مي‌‏داند آناني که خود را سالار حقيقت و حاملان و عاملان راستين دين مي‌‏دانند، چه خار و خاشاک‌‏هايي که بر دامان آن نريختند و چه گرد و غبارهايي که بر چهره‌‏ي آن نپاشيدند؛ مي‌‏داند که آناني که سخت دلمشغول تدبير امور جهانند، چه سوء تدبيرها/تصميم‌‏هايي که بر جامعه‌‏ي خود تحميل نکردند؛ مي‌‏داند آناني که چراغي که به خانه رواست را به برون خانه اختصاص مي‌‏دهند، چه بذرهاي خشم و نفرت و اعتراضي که نمي‌‏کارند؛ و بالاخره، مي‌‏داند که چنانچه رهبران و مديران حکومتي که به نام اسلام بنا شده، نتوانند نيازهاي واقعي مردم و حرمت و امنيت جامعه را تامين کنند، زمينه‌‏هاي پيشرفت کشور را فراهم آورند، بايد منتظر ظهور و بروز هويت‌‏هاي مقاومتي باشند که همه‌‏ي دستاوردهاي انقلاب را از بين خواهند برد و از مقابله و ستيزش با دين نيز، ابائي نخواهند کرد.

۳- اکنون بر جامعه‌‏ي نخبگان و جامعه‌‏ي مردمان فرض است که بر اساس سه پايه‌‏ي “راستي”، “درستي” و “صداقت” با خاتمي وارد يك كنش ارتباطي تعاملي شوند و بر بنيان اعتماد خود نسبت به آنچه او «مي‌‏بيند»، «مي‌‏فهمد» و «مي‌‏گويد»، اجازه ندهند راه و روشي که نه به نفع انقلاب، نه اسلام و نه مردم است، بيش از اين ادامه بيابد؛ اجازه ندهند به نام انقلاب، فرزندان انقلاب را بخورند، به نام دين، دين‌‏زدايي کنند، و به نام دشمن، ناخودي، منافق جديد، امريکايي، سکولار و… به حذف و طرد فزاينده‌‏ي ياران غار امام بپردازند؛ اجازه ندهند به نام تامين و تحفظ منافع و مصالح مردم ايران، هر روز تحريم و تهديدي جديد را به آنان تحميل کنند؛ اجازه ندهند که هيچ قدرت فزون‌‏خواه و زيادت و تماميت‌‏طلبي اراده معطوف به قدرت خود را بر تمامي آحاد جامعه و تمامي نيروهاي اجتماعي و سياسي تحميل نمايد؛ اجازه ندهند آينده‌‏ي اين سرزمين تاريخي دستخوش قدرت پيشه‌‏گاني شود که افق ديد و نگاهشان نوک بيني‌‏شان است؛ و اجازه ندهند عرصه‌‏ي سياست چنان تنگ و تاريک و ننگين شود که هيچ فرهيخته و صاحب تدبيري را انگيزه و انگيخته‌‏اي براي ورود بدان آن باقي نماند.

منبع : ایلنا

سیاست, سید محمد خاتمی

اگر به این نتیجه برسم که باید بیایم، از هزینه کردن اعتبار و آبروی خود برای ایران هیچ باکی ندارم

مهر ۸م, ۱۳۸۷

اعضای هسته مرکزی پویش دعوت از خاتمی، با حضور در دفتر کار سیّد محمّد خاتمی از وی برای نامزدی در انتخابات آینده ریاست جمهوری دعوت به عمل آوردند.
رئیس جمهوری سابق ایران در این دیدار گفت: من خود را متعلق به نظام می‌دانم و به لحاظ اخلاقی و شرعی به این نظام که برای دستیابی به آن هزینه‌های مادی و معنوی بسیار زیادی پرداخت شده و برای حفظ آن جانهای عزیزی فدا شده است متعهدم و اگر به این نتیجه برسم که باید بیایم، از هزینه کردن اعتبار و آبروی خود برای ایران هیچ باکی ندارم.

سید محمد خاتمی

سید محمد خاتمی

من هنوز هم به این نظام امیدها بسته‌ام و به همین دلیل و با توجه به تعهدی که نسبت به آن احساس می کنم، انتقادات خود را نسبت به نظام بیان می‌کنم و در اصلاح آن به عنوان یک ایرانی می‌کوشم.
اما معتقدم اصلاحاتی که از آن دم می‌زنیم باید ضوابط، چارچوب‌ها، اهداف و روش‌های روشن و مشخصی داشته باشد تا کسانی که می‌خواهند به آن بپیوندند بدانند مراد ما از اصلاحات چیست؟ امیدوارم هر چه زودتر در این زمینه گام مؤثری برداشته شود.
سیّد محمّد خاتمی در ادامه درخصوص نامزدی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: اینکه تاکنون برای حضور در انتخابات به تصمیم نهایی نرسیده‌ام به این دلیل است که معتقدم پیش از آن باید به چند پرسش بنیادین پاسخ گفت. نخست اینکه باید مشخص شود که آیا می‌توان بدون ورود به قدرت، اصلاحات را در جامعه و کشور نهادینه کرد؟ یا اینکه برای پیشبرد اصلاحات در جامعه و ایجاد تغییرات بنیادین فرهنگی و اجتماعی، ناگزیر از حضور در قدرت هستیم؟ همچنین باید از خود پرسید که حضور ما چه تأثیری در پیشبرد آرمانهای انقلاب، مصالح ایران و خواست مردم خواهد گذاشت؟ حال چه با ورود به قدرت و چه خارج از آن؟
نکته دیگری که باید روشن شود این است که ببینیم در ایران امروز چه گروه‌هایی مرجعیت دارند؟ روشنفکران، روحانیت، سیاستمداران و دیگر گروه‌های اجتماعی به چه میزان در این جامعه نفوذ دارند؟ و برای افزایش مرجعیت هر یک از این گروه‌ها چه می‌توان کرد؟
و مهم تر از این که چه کسی نامزد انتخابات شود؟ این است که چگونه باید وارد این عرصه شد؟ و با فرض پیروزی در انتخابات، چه برنامه‌ای باید ارائه داد و اساساً در شرایط کنونی پس از ورود به قدرت چه کارهایی می‌توان انجام داد؟
همه ما اعتبار و آبروی خود را مدیون انقلاب و مردم هستیم و هر کجا باشیم باید آنرا در خدمت مردم بگذاریم.
در ابتدای این دیدار اعضای هسته مرکزی پویش دعوت از خاتمی ضمن بیان دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود، گزارشی از فعالیت‌های دوازده‌گانه این هسته برای افزایش احتمال نامزدی سیّد محمّد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری ارائه نموده و اظهار امیدواری کردند که وی هر چه زودتر و هر چه مصمم‌تر برای ورود به عرصه انتخابات به نتیجه نهایی برسد.
حاضرین در این دیدار تأکید کردند که هدف از فعالیت‌های این گروه رساندن صدای جامعه و بخصوص پیام طیف وسیع‌تری از نخبگان به گوش سیّد محمّد خاتمی و قانع شدن وی برای نامزدی در انتخابات آینده ریاست جمهوری است، نه تحت فشار قرار دادن وی.

سیاست, سید محمد خاتمی

دفاع همزمان از خاتمي و کروبي

مهر ۴م, ۱۳۸۷

الياس حضرتي در يک گفت و گو درباره انتخابات مطرح کرد .

الياس حضرتي مدير مسوول روزنامه اعتماد و عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي در گفت وگويي با سرويس گفت وگوي آريا به پرسش هاي انتخاباتي پاسخ گفت.

متن اين گفت وگو را مي خوانيد؛

-الان حزبي که در جريانات سياسي کشور در ميان اصلاح طلبان حضور پررنگ تر و قوي تري دارد، حزب اعتماد ملي است و از آنجايي که شما جايگاه ويژه يي در حزب داريد مي خواستم با اين دو مساله شروع کنم که به نظر شما جريان اصلاح طلبي در آستانه انتخابات رياست جمهوري چه حرف جدي مي خواهد داشته باشد؟ و به نظر شما اين جبهه به يک کانديداي مشترک خواهد رسيد يا خير؟

حزب اعتماد ملي تلاش دارد به معناي واقعي در مسير يک حزب تمام عيار شدن حرکت کند، البته فاصله خيلي زيادي با نقطه مطلوب دارد. فضاي فرهنگي، سياسي و رواني کشور مجموعاً فضاي کامل حزبي را برنمي تابد. اين ريشه تاريخي دارد. فرازونشيب عملکرد احزاب و شکست ها و پيروزي هايي که وجود داشته، چنانچه در گذشته بعضي احزاب با خارج ارتباط داشتند. تندروي ها و کند روي هايي که در داخل صورت گرفته امکان حرکت متعادل، درازمدت و درست را از احزاب گرفته است، خيلي کار

الياس حضرتي

الياس حضرتي

حزبي سخت شده است. هم در ارتباط با حکومت و هم در ارتباط با مردم و همين طور در حد و مرز رقابت ها و حسادت ها و تخريب ها و تبليغاتي که وجود دارد. متاسفانه همه اينها در کشور مخدوش شده و لذا کسي که مي خواهد يک کار درست و ريشه دار انجام دهد با مشکلات و مصيبت هايي مواجه است. ولي با اين حال اراده خيلي قوي و منسجمي بر مجموعه دوستان حزب اعتماد ملي مخصوصاً شخص آقاي کروبي وجود دارد و علاقه مند و مصمم هستند که به خواست خدا بتوانند بستر مناسبي را براي فعاليت فراهم کنند. حزب اعتماد ملي در کار حزبي خيلي جدي است؛ هم در انتخابات شوراها و مجلس وارد شديم و هم در انتخابات رياست جمهوري آينده و ديگر عرصه هاي سياسي حضور فعال خواهيم داشت. علاوه بر آن وظيفه سازماندهي و ساماندهي نيروهاي خط امام و کساني را که علاقه مند و عاشق تفکر و انديشه امام و بروز کردن افکار متعالي که پايه هاي اصلي انقلاب اسلامي هستند بر عهده دارد؛ سعي مي کنيم يک سازماندهي در اين عرصه داشته باشيم.
Read more…

ایران, سیاست, سید محمد خاتمی

خاتمي؛ شعار ‘يا يک نفر يا هيچ کس’ خطرناک است

مهر ۳م, ۱۳۸۷
سید محمد خاتمی

سید محمد خاتمی

سيدمحمد خاتمي صراحتاً شعار انتخاباتي يا يک نفر يا هيچ کس را خطرناک توصيف کرد و به اصلاح طلبان توصيه کرد به ساماندهي و سازماندهي جبهه اصلاحات بپردازند. سيدمحمد خاتمي اين توصيه ها را طي ديداري با اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بيان کرد؛ بياناتي که در واقع پاسخ به يک استراتژي و راهکاري براي خروج از يک مشکل بود، چرا که پيش از اين برخي جريان هاي اصلاح طلب ايده انتخاباتي يا خاتمي يا هيچ کس را مطرح کرده اند که البته برخي انتقادها را به دنبال داشت اما اينک معلوم شده است سيدمحمد خاتمي هم با چنين ايده يي موافق نيست و بهتر آن ديده که به جاي طرح استراتژي يا خاتمي يا هيچ کس به فکر تدوين يک برنامه عملياتي براي خروج کشور از بن بست فعلي باشد. هم از اين رو است که خاتمي تمام جريان هاي اصلاح طلب را دعوت کرده با نقد عملکرد دولت طي سه سال گذشته از حالت تدافعي خارج شده و بيشتر جنبه تهاجمي به خود بگيرند. خاتمي که پيش تر خروج جبهه اصلاحات از حالت تدافعي و گرفتن جنبه تهاجمي را توصيه کرده است اما در ديدار با اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات به تکميل سخنان گذشته خود پرداخت و با اشاره به روندي که در کشور وجود دارد و نتيجه آن را در جامعه مي توان ديد، گفت؛ بايد با توجه به شرايط و احوال بررسي کرد که آيا با آمدن به صحنه انتخابات مي توان در روند موجود به نفع آرمان هاي انقلاب، تامين مصالح و مطالبات واقعي مردم و اعتلاي کشور تاثير گذاشت و کار کرد يا نه؟ سيدمحمد خاتمي با اشاره به دلايل عدم اعلام حضور خود در انتخابات، افزود؛ دليل آنکه تاکنون براي حضور در انتخابات اعلام آمادگي نکرده ام براي اين است که بررسي کنم تا چه حد مي توان بر روند تاثيرگذار بود. مطمئن باشيد که نه انگيزه آمدن هوس قدرت است و نه نيامدن به معني راحت طلبي است، بلکه به هر حال انسان بايد احساس کند تا چه حد مي تواند در برابر خدا و مردم به وظيفه خود عمل کند. رئيس جمهور سابق کشورمان طرح شعار يا يک نفر يا هيچ کس را خطرناک توصيف کرد و از دوستان خواست تا اين شعار را ندهند زيرا هم باعث دلخوري و افزايش گلايه ها خواهد شد و هم راه هاي مختلف را مسدود مي کند. خاتمي گفت؛ در وضعيت فعلي يکي از اموري که بيشتر ذهن مرا مشغول کرده است تبيين اصلاحات و معيارهاي آن است که اميدوارم هر چه زودتر اين کار که زمينه آن فراهم شده است عمل و اعلام شود. رئيس جمهور سابق کشورمان با اشاره به لزوم ساماندهي و سازماندهي در جامعه درباره اصلاحات که در جامعه سخن بسياري در مورد آن مطرح است، اظهار داشت؛ رسالت خود مي دانم در هر سمتي که باشم ميزان ها و معيارها را در اين زمينه مشخص کنيم تا هر کس به اصول اصلاحات آن گونه که مورد نظرش است، بپيوندد. وي در ادامه يکي از مشکلات پيش روي اصلاحات را شرايط فعلي در جامعه و بي تفاوتي ميان نسل جوان دانست و گفت؛ ديگر نه ديدگاه چپ اسلامي و نه معيارهاي غربي مانند گذشته انگيزه حرکت در جامعه ايجاد نمي کند بلکه بيشتر جامعه ما به سوي بي تفاوتي و بي انگيزگي حرکت مي کند و نگراني اين است که خداي ناخواسته شاهد افول گرايش ديني به خصوص در ميان جوانان باشيم. خاتمي حضور در انتخابات رياست جمهوري را بار ديگر بدون طرح و ايده و داشتن رويکرد و جهت کلي، ناکافي خواند و افزود؛ همه سخن ها نبايد فقط براي تا روز انتخابات باشد. لازم است همگي ديدگاه و نظر خود را براي تعيين اولويت ها در اداره مملکت پس از انتخابات هم اعلام کنند. رئيس جمهور سابق کشورمان در ادامه اظهار داشت؛ متفکران و نخبگان بايد بگويند آيا واقعاً آسان ترين راه اين است که حاکم باشيم و در جامعه اثر بگذاريم و چه راه هايي براي اين کار وجود دارد؟ يا اينکه مي توانيم در حکومت نباشيم ولي در عين حال در جامعه اثرگذار باشيم، چرا که در نظام بودن و در جامعه اثرگذار بودن بالضروره به معني حضور در عرصه حکومت نيست. در ابتداي اين ديدار اعضاي شورا به بيان ديدگاه ها و نظرات خود پيرامون مسائل روز کشور و انتخابات سال آينده رياست جمهوري پرداختند.

هنوز تصميمي نگرفته ام

در تحول انتخاباتي ديگري حسن روحاني رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک خاورميانه حضور خود را در انتخابات نه تاييد و نه رد کرد.حسن روحاني در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ اظهار نظر کردن در مورد پيش بيني براي کانديداي انتخابات رياست جمهوري آينده هنوز زود است.وي در ادامه در پاسخ به اين پرسش که آيا آمدن خود را منوط به حضور خاتمي کرديد، گفت؛ «آمدنم را به آمدن هيچ کس منوط نکرده ام و اصلاً هنوز تصميمي نگرفته ام که بخواهم منوط کنم.»وي ضمن انتقاد از رواج خرافه گرايي در کشور تصريح کرد؛ «کشور ما جمهوري اسلامي ايران است و انتظار همه مردم اين است که فضا در سطح جامعه ما يک فضاي اخلاقي و در چارچوب فضايل اخلاقي باشد متاسفانه با چنين فضايي فاصله داريم و بايد اين فاصله را رفع کنيم.»

رياست مجلس الگوي رياست جمهوري

در اين حال محسن کوهکن خواستار مدنظر قرار دادن تجربه انتخاب رئيس مجلس هشتم در انتخابات رياست جمهوري از سوي اصولگرايان شد. دبير جامعه اسلامي نمايندگان ادوار در گفت وگو با ايسنا در مورد انتخاب علي لاريجاني به عنوان رئيس مجلس هشتم گفت؛ در انتخابات رياست جمهوري مجلس دو شخصيتي که در معرض انتخاب شدن بودند به قاعده پذيرش نظر اکثريت اعضاي اصولگرا تمکين کردند و اين انتخاب را به راي گذاشتند و آقاي حدادعادل با کمال بزرگواري کانديداي رياست مجلس نشدند.

سیاست, سید محمد خاتمی

سید محمد خاتمی : مسوولان باید جواب مردم را بدهند

شهریور ۳م, ۱۳۸۷

آفتاب: رییس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ابراز عقیده کرد که باید میزان موفقیت را با میزان رضایت جامعه از کسانی که دست‌اندرکار امور هستند سنجید.

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی، در دیدار با جمعی از خبرنگاران ورزشی با اشاره به این‌که در ماه مبارک شعبان به سر می‌بریم که اوج شکوه آن در سالروز میلاد حضرت بقیه‌الله الاعظم، حضرت حجت ‌بن‌الحسن(عج)است، این عید را به حاضران در این نشست و به همه ورزش‌دوستان و ورزشکاران و همه ملت شریف ایران و به همه آزادگان دنیا تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد که «خداوند پرده غیبت را بدرد و با محوریت و مداریت آن بزرگوار شاهد استقرار عدل و انسانیت در سراسر زمین باشیم».

وی با اشاره به موضوع مهدویت خاطرنشان کرد: «مفهوم مهدویت و وجود مبارک حضرت ‌مهدی(عج) با دو عنوان امید و انتظار همراه است؛ گرچه امید و انتظار به نحوی به یکدیگر نزدیک می‌شوند، اما با یکدیگر فرق دارند».

وی با بیان این‌که «آرزو به خواسته‌ای گفته می‌شود که احتمال تحقق آن کم است» در این‌باره اظهار کرد: «مثل آرزوهایی که کودکان دارند؛ مثلا می‌خواهند در آسمان پرواز کنند. گرچه همین آرزوها گاهی منشا خلاقیت‌ها و ابتکاراتی می‌شود که ذاتاً خیر است. مثل پرواز که انسان از قبل آرزوی آن را داشت و بالاخره به آن رسید. اما معمولا آرزو به اموری تعلق می‌گیرد که دور از دسترس است، اما امید به خواستی گفته می‌شود که قابل تحقق است و این تفاوت عمده میان امید و آرزو است».

رییس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با تاکید بر این‌که «ما به زندگی بهتر امید داریم نه فقط آرزوی آن» افزود: «ما به عنوان مسلمان و شیعه امیدواریم به نحوه‌ای از زندگی سعادتمند برسیم؛ طبعا وقتی امید بود انتظار هم هست و طبق تعبیر قرآنی زندگی مومنانه در زندگی سعادتمند آن است که انسان ترس و غمی نداشته باشد».

وی تاکید کرد: «اگر می‌خواهیم عدالت هم در جامعه باشد، برای این است که ترس و غم را از بین می‌برد و همین طور ایمانی قوی که انسان احساس می‌کند همه چیز متعلق به خداست و اگر چیزی را از دست می‌دهد، بداند که خدا آن چیز را داده و خودش هم گرفته است».

 

وی افزود: «این امید و انتظار درباره حضرت مهدی(عج)، در ما شیعیان قوی‌تر است و زندگی ما را معنادار می‌کند. طبعا وقتی امید و انتظار بود، نشاط هم هست. به خصوص نشاط هنگامی معنا پیدا می‌کند که انسان خودش در تحقق بتواند با تلاش به انتظاری که دارد، برسد».

رییس بنیاد باران خاطرنشان کرد: «در زمینه مهدویت بارها گفته‌ام که انتظار دو طرفه است. از یک طرف ما منتظریم که آن بزرگوار بیاید و از طرف دیگر ایشان منتظر است که ما زمینه را فراهم کنیم تا اراده خداوند بر این تعلق بگیرد که بیاید و زمین را پر از عدل و داد کند؛ همان‌گونه که پر از ظلم و فساد شده است. برخی معتقدند هرچه ظلم و فساد بیشتر باشد، ما هم به آن دامن بزنیم، امکان ظهور امام زمان(عج) بیشتر است، پس باید به ظلم و فساد دامن زد، این تصور غلطی است».

وی افزود: «امام زمان(عج) در بستر آمادگی جامعه انسانی خواهد آمد. یکی از مسائلی که امروزه وجود دارد، این نگرانی و آشفتگی است که در سراسر دنیا وجود دارد. دنیای امروز دنیای ناامنی شده و هیچ‌کس در شرق و غرب امنیت ندارد، چه قدرت‌های بزرگ و این سوءتفاهمات و جنگ‌های روانی که وجود دارد این ناامنی بشر را آماده می‌کند که زندگی عدل بنیادی را بپذیرد».
وی اظهار کرد: «در ایران، انقلابی شد که به نام اسلام و تشیع و حضرت مهدی (عج) تحقق یافت و در مملکت ما شور و هیجانی به خصوص در نسل جوان ایجاد شد. مسلماً انقلاب ما به این هدف نبود که بیاییم همه جهان را بگیریم و همه جهان را تحت سلطه خودمان و حرف حق‌مان قرار دهیم، زیرا این موضوع متعلق به اراده حضرت پروردگار است. اراده خدا بر این قرار گرفته که این حق بر همه زمین و زمان حاکم شود و فلسفه وجودی حضرت مهدی(عج) نیز همین است. ما که این رسالت را نداریم، اما در گوشه‌ای از زمین و در سرزمین مقدسی به نام ایران، عده‌ای از مردم رشد یافتند و بیدار شدند و به خصوص با رهبری ممتاز حضرت امام(ره)، رژیم فاسدی را کنار زدند و نظام جمهوری اسلامی را ایجاد کردند تا به قول امروزی‌ها نمونه‌ای ساخته شود که دیگر کشورها را جذب کند و آن‌ها بدانند این انقلاب نمونه‌ای از وعده الهی است و الگوسازی شود که در آن اخلاق و معنویت و پیشرفت و آبرو و حیثیت و امنیت شغلی و سیاسی در آن باشد و مردم احساس کنند کشورشان در میان کشورهای دنیا عقب افتاده نیست و مردم در اقشار مختلف از آن رضایت داشته باشند».

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، خاتمی یادآور شد: «توقع نداریم در یک شب و یک سال و ۱۰ سال و ۳۰سال به اوج مورد نظر برسیم، اما حتما باید در آن جهت حرکت کنیم و حتما باید سال به سال احساس کنیم امنیت‌مان بیشتر شده، تولیدات‌مان بهتر شده، تسلط‌مان بر دانش و تکنولوژی افزایش یافته و حضورمان در بازارهای جهانی ارزان‌تر و آسان‌تر انجام می‌گیرد. حتما احساس کنیم حرمت ایران و ایرانی در دنیا بالا رفته است و اگر این احساس نباشد، نشان می‌دهد که در کارمان مشکلی وجود دارد و باید دید سال به سال پیشرفت کرده‌ایم یا عقب‌گرد».
وی ادامه داد: «اگر جمهوری اسلامی گفته مردم حق حاکمیت بر سرنوشت خود دارند؛ زمینه‌های تحقق خواست مردم، رای مردم، حضور مردم، مشارکت مردم و موانع راه آزادی مردم کم شده یا افزایش یافته است؟ این‌ها معیارها و ملاک‌هایی است که باید سنجیده شود تا ببینیم در مسیری که انقلاب ما رسالت آن را داشت و ما به عنوان کسانی که به حضرت مهدی(عج) دل بسته‌ایم، قرار گرفته‌ایم یا خیر»؟

رییس موسسه بین المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها خاطرنشان کرد: «مهدویت اختصاص به شیعه ندارد و همه ادیان به نحوی آخرالزمان و آمدن منجی را قبول دارند. اهل تسنن که قطعا معتقدند امام مهدی (عج) خواهد آمد. تفاوت ما این است که می‌گوییم این مهدی متولد شده و منتظر آماده شدن شرایط برای حضور است. در ایران و به خاطر ایرانی بودن، دلبستگی بیشتر به این حقیقت وجود دارد و اگر از ایرانی زرتشتی هم بپرسی، دلش به این سمت نزدیک‌تر است تا یک نفر غیرمسلمان غیرایرانی».

وی با اشاره به این‌که «ایرانی بودن روح عدالت‌خواهی و عدالت‌طلبی را پرورش می‌دهد» ادامه داد: «مساله دیگر این‌که در این کشور باید میزان موفقیت خودمان را به میزان رضایت جامعه از کسانی که دست‌اندرکار امور هستند بدانیم. آیا این رضایت وجود دارد؟ حالا ممکن است بنده به عنوان شخصی که روزی مسوول بوده، خیلی هم مدعی باشم که مثلا مردم به من علاقه دارند، اما واقعا این شعار کار را درست می‌کند؟ یا اگر برویم میان اقشار مختلف مردم باز هم این رضایت وجود دارد؟ اگر این رضایت چه در قشر متدین جامعه و چه در قشر عادی یا جوان یا نخبه یا کشاورز یا کارگر باشد، خوب است، اما نباید فراموش کرد که همیشه همه راضی نیستند، اما باید اکثریت راضی باشند؛ نه این که خود گویی و خود خندی و خود مرد هنرمندی»!

وی تاکید کرد: «اگر این رضایت وجود ندارد، معلوم است که یک جای کار ایراد دارد و باید آن را پیدا و مرتفع کنیم. پایه دوام یک نظام به رضایت مردم بستگی دارد. ما که ادعا نداشتیم به زور می‌آییم و به زور حکومت می‌کنیم و اگر کسی این تصور، را دارد تصور غلطی است؛زیرا نه با معیارهای اسلامی سازگاری دارد و نه با معیارهای علمی که در دنیا برای دوام، حکومت‌ها وجود دارد. با زور چیزی دوام پیدا نمی‌کند».

خاتمی خاطر نشان کرد: «در زمینه مسائل ایران از جمله مسائل مهم باید ورزش را مدنظر قرار داد. در دنیای امروز ورزش یک هدف است».

وی گفت: «در دنیای ماشین زده امروز که روابط و نحوه زندگی متفاوت شده یک پدیده‌ای به نام ورزش پر کننده یک خلاء است که در زندگی و دنیای مدرن ایجاد شده است. ورزش اگر واقعا درست انجام شود نه تنها سلامت جمعی، بلکه یک نوع تعادل روحی و معنوی هم در انسان ایجاد می‌کند».

وی افزود: «علاوه بر این در دنیای امروز ورزش یک هدف است، یعنی اگر این نباشد به خصوص در جامعه جوان. خلائی ایجاد می‌شود که هیچ چیز نمی‌تواند جای آن را پر کند».

رییس‌جمهور سابق کشورمان تاکید کرد: «یک جامعه متعادل و راضی حتما باید ورزش را به عنوان یک ضرورت نه به عنوان یک تفریح، مورد توجه قرار دهد».

وی افزود: «نمی‌خواهم بحث کنم که چرا در دنیای امروز ورزش یک هدف است نه یک وسیله برای رسیدن به هدفی دیگر. بین ۶۵ تا ۷۰درصد جامعه ما را افراد پایین ۳۵ سال تشکیل می‌دهند و جامعه جوان به تحرک نیاز دارد. جوان چند چیز می‌خواهد؛ آرمان، تحول و نشاط؛ که ورزش هر ۳ این‌ها را تامین می‌کند».

وی یادآور شد: «دوستان درباره طرح جامع ورزش گفتند؛ برای چنین اهدافی باید طرح جامع داشت و اصلا نمی‌گوییم این طرح مثل وحی الهی هیچ عیب و نقصی ندارد، اما مهم این است که در این زمینه گام برداشتیم. تعدادی از اساتید علمی و ورزشی به لحاظ تئوری و عملی دور هم جمع شدند و پیش‌نویسی نوشتند. این مساله چندین جلسه در شورای‌عالی ورزش با حضور صاحب‌نظران مطرح شد و فکر نمی‌کنم برنامه‌ای تا این قدر رویش کار شده باشد و از رییس‌جمهور تا متخصصان درگیر قضیه شده باشند».

خاتمی گفت: «در دوره آقای هاشمی، شورای‌عالی ورزش زیر نظر معاون اول بود، اما پس از آن من سعی می‌کردم خودم در ۸۰ درصد آن‌ها حضور یابم به خصوص در مباحث اساسی. کار دیگر این بود که یک یا دو درصد از درآمدهای بخش‌های مختلف به ورزش اختصاص داده شود. یک وقت گفتند بودجه سازمان تربیت بدنی ۲ میلیارد است که شد ۱۰میلیارد و سال بعد از آن ۲۰میلیارد، اما با اضافه شدن آن درصد، ده‌ها میلیارد تومان به سمت ورزش سرازیر شد».

وی خاطرنشان کرد: «برای دسترسی بیشتر مردم و جوانان گفتیم در هر مرکز استان حداقل یک ورزشگاه ۱۵هزار نفری داشته باشیم و کمک کنیم به تشکیلات ورزش و اماکن و امکانات ورزشی را در سراسر کشور گسترش دهیم؛ یا دو قطب فوتبال کشور پرسپولیس و استقلال وقتی مشکل پیدا می‌کردند، به آن‌ها کمک می‌کردیم».

وی گفت: «دیدم باشگاه آرارات مشکل دارد و کمک مخصوص کردم که راه بیافتد. باید کمک کرد تا باشگاه‌های‌مان به سوی حرفه‌ای شدن حرکت کنند و این پایه‌گذاری بود و اگر درست ادامه پیدا می‌کرد، امروز در المپیک دچار این مشکلات نمی‌شدیم. حتما مسائلی بوده، اما نباید فقط گفت مشکلات داوری و بدشانسی مانع از کسب مدال شد. چرا باید قبل از المپیک تعدادی از ورزشکاران دچار آسیب‌دیدگی ‌شوند و چرا باید قهرمانی که به او امید داشتیم، شکست بخورد و حذف شود؟ آن ورزشکار تقصیری ندارد، بلکه یک جای کار اشکال دارد. همه دنیا تلاش می‌کنند تا اگر در مسابقات هم شکست می‌خورند، در المپیک برنده باشند».

رییس‌جمهور سابق کشورمان با اشاره به این‌که «همه رقیبان ایران که در آسیا بوده‌اند و ما آن‌ها را برده‌ایم، حالا مدال‌های رنگارنگ می‌گیرند و ما مانده‌ایم»، ادامه داد: «این نشان می‌دهد که آن‌ها برای المپیک برنامه صحیح و اصولی داشته‌اند و این قدر جوان‌های‌شان را برای مسابقات معمولی فرستاده‌اند که برای المپیک باتجربه شده‌اند و مدال می‌گیرند».

وی تصریح کرد: «کشور ما کشور جوانی است و خیلی از تفریحات کشورهای دیگر را به دلیل مقررات اسلامی نداریم که به حق است، اما خیلی وقت‌ها تنگ‌نظری می‌کنیم. ورزش جایی است که هرکس، هرجا احساس کمبود کرده می‌تواند در ورزش جبران کند. ورزش برای امنیت ملی ما هم اهمیت دارد و باعث وحدت ملی می‌شود. وقتی تیم ملی به جام‌جهانی می‌رود، اقشارمختلف مردم ،خوشحال می‌شوند و با باخت آن همه غمگین».

وی خاطرنشان کرد: «معتقدم که باید بیشتر به ورزش بها داد و رسانه‌های ورزشی ما بیشتر انتقاد کنند و اشکالات را به طور اصولی بگویند. مطرح شدن تیم‌های ما در سطح جهان در رشته‌های والیبال و بسکتبال که ناگهان اتفاق نمی‌افتد، بلکه به دلیل سرمایه‌گذاری‌های قبلی این افتخارآفرینی‌ها صورت گرفت و همیشه می‌گفتم در رشته‌های پرمدال مثل دو و میدانی، شنا و تیراندازی که امکانات کمتری هم می‌خواهد، بیشتر سرمایه‌گذاری شود».

خاتمی افزود: «بسیاری از درخشش‌ها در رشته‌های مختلف حاصل سرمایه‌گذاری معنوی و مادی و زمینه‌سازی برای بروز و ظهور جوانان با استعداد بود ولی اگر آن راه دنبال نشود و بی‌توجهی کنیم در عرصه‌های جهانی با شکست روبرو می‌شویم و دل ملت هم می‌شکند؛ شاید ما در میانه راه سستی کرده‌ایم یا بعدی‌ها راه ما را ادامه نداده‌اند، اما به هر حال مسوولان باید جواب مردم را بدهند».

وی با اشاره به این‌که «جوان‌ها و ورزشکاران ما با تمام وجود تلاش می‌کنند و یقین دارم آن‌ها کم نگذاشته‌اند و اگر عیبی وجود دارد، از برنامه‌ریزی و تشکیلات ورزشی ماست» افزود: «ما آن زمان(دولت اصلاحات) توجه زیادی به این مسائل داشتیم. پیروزی‌های ورزشی مختص جوان‌هاست و باعث رضایت مردم از نظام و دولت می‌شود و مردم را سر ذوق می‌آورد».

وی ادامه داد: «ورزشی‌نویسان بدانند مخاطبان بسیاری دارند و می‌توانند در بهبود امور ورزش و اصلاح اشکالات تاثیرگذار باشند. مسوولان هم این انتقادات را کارشکنی به حساب نیاورند و با مشاوره با صاحب‌نظران و گوش‌ دادن به انتقادات اصولی، مشکلات را برطرف کنند».

خاتمی در پایان سخنانش تاکید کرد: «امیدوارم استعدادهای بی‌شمار را به فعلیت برسانیم. نباید این مسائل تاالمپیک ۴ سال آینده یادمان برود و باید از آن‌ها برای رفع اشکالات و مشکلات درس بگیریم و بیشتر تلاش کنیم».

در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود پیرامون وضعیت کنونی ورزش کشور پرداختند.

سیاست, سید محمد خاتمی

سید محمد خاتمی : هدف ما از انقلاب گرفتن جهان نبود

شهریور ۳م, ۱۳۸۷

سيدمحمد خاتمي تداوم يک حکومت را در گرو رضايت مردم دانست. به گزارش ايلنا سيدمحمد خاتمي در ديدار با جمعي از خبرنگاران ورزشي با بيان اينکه ما ادعا نداشتيم به زور مي آييم و به زور حکومت مي کنيم و اين ادعايي نادرست است، گفت؛ اگر جمهوري اسلامي گفته است مردم حق حاکميت بر سرنوشت خود را دارند، زمينه هاي تحقق خواست مردم، راي مردم، حضور مردم، مشارکت مردم و موانع راه آزادي مردم کم شده يا افزايش يافته، اينها معيارها و ملاک هايي است که بايد سنجيده شود تا ببينيم در مسيري که انقلاب ما رسالت آن را داشت و ما به عنوان کساني که به حضرت مهدي(عج) دل بسته ايم، قرار گرفته ايم يا خير.وي در ادامه اظهار داشت؛ مهدويت اختصاص به شيعه ندارد و همه اديان به نحوي آخرالزمان و آمدن منجي را قبول دارند. اهل تسنن که قطعاً معتقدند امام مهدي خواهد آمد. تفاوت ما اين است که مي گوييم اين مهدي متولد شده و منتظر آماده شدن شرايط براي حضور است. در ايران و به خاطر ايراني بودن، دلبستگي بيشتر به اين حقيقت وجود دارد و اگر از ايراني زرتشتي هم بپرسي، دلش به اين سمت نزديک تر است تا يک نفر غيرمسلمان غيرايراني.

 سيدمحمد خاتمي با اشاره به اينکه ايراني بودن روح عدالت خواهي و عدالت طلبي را پرورش مي دهد، ادامه داد؛ مساله ديگر اينکه در اين کشور بايد ميزان موفقيت خودمان را به ميزان رضايت جامعه از کساني که دست اندرکار امور هستند، بدانيم. آيا اين رضايت وجود دارد؟ حالا ممکن است بنده به عنوان شخصي که روزي مسوول بوده، خيلي هم مدعي باشم که مثلاً مردم به من علاقه دارند، اما واقعاً اين شعار کار را درست مي کند؟ يا اگر برويم ميان اقشار مختلف مردم باز هم اين رضايت وجود دارد؟ اگر اين رضايت چه در قشر متدين جامعه و چه در قشر عادي يا جوان يا نخبه يا کشاورز يا کارگر باشد، خوب است، اما نبايد فراموش کرد که هميشه همه راضي نيستند، اما بايد اکثريت راضي باشند؛ نه اينکه خود گويي و خود خندي و خود مرد هنرمندي. رئيس بنياد باران خاطرنشان کرد؛ در زمينه مهدويت بارها گفته ام که انتظار دو طرفه است؛ از يک طرف ما منتظريم که آن بزرگوار بيايد و از طرف ديگر ايشان منتظر است که ما زمينه را فراهم کنيم تا اراده خداوند بر اين تعلق بگيرد که بيايد و زمين را پر از عدل و داد کند؛ همان گونه که پر از ظلم و فساد شده است. برخي معتقدند هر چه ظلم و فساد بيشتر باشد و ما هم به آن دامن بزنيم، امکان ظهورامام زمان(عج) بيشتر است، پس بايد به ظلم و فساد دامن زد، اين تصور غلطي است.رئيس جمهور سابق کشورمان اظهار کرد؛ در ايران، انقلابي شده که به نام اسلام و تشيع و حضرت مهدي (عج) تحقق يافته و در مملکت ما شور و هيجاني به خصوص در نسل جوان ايجاد شد. مسلماً انقلاب ما با اين هدف نبود که بياييم همه جهان را بگيريم و همه جهان را تحت سلطه خودمان و حرف حقمان قرار دهيم زيرا اين موضوع متعلق به اراده حضرت پروردگار است. اراده خدا بر اين قرار گرفته که اين حق بر همه زمين و زمان حاکم شود و فلسفه وجودي حضرت مهدي (عج) نيز همين است. ما که اين رسالت را نداريم، اما در گوشه يي از زمين و در سرزمين مقدسي به نام ايران، عده يي از مردم رشد يافتند و بيدار شدند و به خصوص با رهبري ممتاز حضرت امام(ره)،رژيم فاسدي را کنار زدند و نظام جمهوري اسلامي را ايجاد کردند تا به قول امروزي ها نمونه يي ساخته شود که ديگر کشورها را جذب کند و آنها بدانند اين انقلاب نمونه يي از وعده الهي است و الگوسازي شود که در آن اخلاق و معنويت و پيشرفت و آبرو و حيثيت و امنيت شغلي و سياسي در آن باشد و مردم احساس کنند کشورشان عقب افتاده نيست.

ایران, سیاست, سید محمد خاتمی

ديدگاه هاي تنگ و تاريک جايگاهي ندارد

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۷

رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي تمدن ها خواستار حضور مردم در صحنه و کم رنگ شدن موانع به منظور تحقق جمهوري اسلامي شد.سيدمحمد خاتمي با بيان اينکه مبادا تصور شود دموکراسي به معني اين است شب بخوابيم و صبح سفره يي پهن کنند و بگويند بفرماييد سر سفره، اظهار داشت؛ دموکراسي و مردمسالاري بر پايه مردم بنا مي شود و هرگز نبايد منتظر اين باشيم که ديگران موانع را از سر راه بردارند.به گزارش ايسنا خاتمي در جمع فعالان سياسي و اجتماعي استان کهکيلويه و بويراحمد با اشاره به اينکه جريان اصلاح طلبي بايد در عرصه حضور داشته باشد، گفت؛ «معتقدم اين جريان به نفع کشور است و بايد در عرصه حضور داشته باشد اما امروز به اين جريان از سوي برخي جفاها مي شود و ناسزاها گفته مي شود. شايد بعضي از اين حرف ها را جريان ها يا کساني مي زنند که مي خواهند مطرح شوند و از اينکه ما واکنش نشان دهيم بسيار استقبال مي کنند، ولي نبايد به آنها اعتنا کرد. معتقدم اگر کسي مورد حمله قرار گرفت- به خصوص وقتي بي اساس و بي پايه باشد- پرداختن به اين حملات و درصدد دفاع برآمدن، همان هدفي است که تهمت زننده را راضي مي کند بنابراين بايد از کنارش کريمانه عبور کرد. وي با اشاره به اينکه «اگر ما مومنيم خداوند از ما دفاع مي کند»، تصريح کرد؛ خداوند نمي گذارد بندگانش در تاريخ و وجدان جامعه مورد ظلم قرار بگيرند. هرچند ممکن است از نظر ظاهري براي مقاطعي مورد ستم قرار بگيرند، اما خداوند مدافع بنده مومن خود است، اگر هم مومن نباشيم، مستحق هر خسارتي و ملامتي هستيم. رئيس جمهور سابق کشورمان برخوردها و تخريب ها را سبب تقويت کساني که در جامعه مورد تخريب قرار گرفته اند دانست و خاطرنشان کرد؛ کسي که مي خواهد به مردم خدمت کند بايد از تخريب ها نهراسد. زيرا کساني که نام شان به ناسزاگويي و درشت گويي معروف است، حرف شان چندان تاثيري در جامعه ندارد.

 وي با اشاره به اظهاراتي مبني بر اينکه خاتمي در سازمان ملل از ايرانيت و روح ايراني دفاع کرد، گفت؛ بنده افتخار مي کنم که از روح ايراني و ايرانيت دفاع کرده و دفاع مي کنم و نيز مفتخرم که ايراني هستم و همواره ايراني خواهم ماند. به همين دليل تلاش براي سربلندي ايران و بالا بردن حرمت ايراني براي من يک هدف است و فکر مي کنم در طول دوران مسووليتم يکي از کارهايي که مي خواستم انجام دهم و تا حدودي هم موفق بودم اين بود که سعي کردم ملت ايران و مردم ايران از هر قشر و طبقه يي در داخل و هم در عرصه بين الملل احساس حرمت کنند. خاتمي در عين حال در بخش ديگري از سخنان خود اظهار کرد؛ اولين باري که مساله مهدويت در سازمان ملل مطرح شد، مربوط به اولين نطق بنده در سال ۱۳۷۷ در سازمان ملل است. مهدويت را به زباني مطرح کردم که مورد توجه و حرمت قرار گرفت. اين موضوع از افتخاراتم است و از آن دفاع مي کنم؛ ضمن اينکه دفاع بنده از ايرانيت، از زبان فردوسي و روح ايراني در جمع ايرانيان امريکا نيز نتايج مثبتي داشت. رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي تمدن ها با اشاره به اينکه «سخنانم در سازمان ملل موجب نشد تا احساسات ضدايراني چه در دنياي اسلام، چه در دنياي غيراسلام برانگيخته شود»، گفت؛ زبان من زباني بود که کاملاً مساله مهدويت را به خصوص در چارچوب اصل گفت وگوي تمدن ها به گونه يي مطرح کرد که مورد توجه قرار گرفت و خوشبختانه بسياري از مراجع و بزرگان هم از اين مساله تقدير کردند که براي اولين مرتبه از مهدويت صحبت شده است. وي در ادامه اظهار داشت؛ سخن گفتن درباره امام زمان(عج) و مهدويت چگونه و با چه زباني و با چه شيوه يي باشد موضوعي است که ديگران بايد قضاوت کنند که چه کسي درست از مهدويت، از اسلام و از ارزش هاي اسلامي دفاع کرده است.خاتمي با تاکيد بر اينکه «ديدگاه هاي تنگ و تاريک در جمهوري اسلامي هيچ جايگاه و ارزشي ندارد»، گفت؛ در انقلاب اسلامي روح ايراني، روح عدالت خواه، حقيقت خواه و مداراطلب از جمهوري اسلامي دفاع مي کند. اما امروز آنچه در خطر است جنبه اسلامي- ايراني ماست که در جمهوري اسلامي تجلي پيدا کرده است. وي با اشاره به طرح اين سوال که «در اسلام و انقلاب مردم قيم مي خواهند يا خدمتگزار؟» عنوان کرد؛ اسلامي که در انقلاب ما بود و امام آن را نمايندگي مي کردند و مردم با دل و جان آن را پذيرفتند، مردم را رشيد مي ديد و نمي خواست براي آنان قيم بگذارد. خداوند هدف بعثت پيامبرانش را در اين مي داند که به عدل قيام کنند نه اينکه ديگران قيم او باشند تا عدل به آنها تحميل شود. اين ديدگاه اسلام است. در انقلاب چنين ديدي حاکم بود و با استقرار جمهوري اسلامي مستقر شد. خاتمي منشاء قدرت را مردم دانست و گفت؛ منشاء قدرت مردم هستند و نه آنکه قدرت ارباب مردم باشد که البته ديد گاه هاي ديگري هم هست که اين را قبول ندارد و بايد مشخص شود که آيا ما قيم مردميم، يا مي خواهيم مردم قيم داشته باشند يا اينکه مي خواهيم مردم آنقدر رشد کنند که خودشان سرنوشت خودشان را در دست بگيرند و کساني که به قدرت مي رسند بايد نماينده مردم و خدمتگزار آنان باشند و اگر مردم روزي تصميم گرفتند آنها را کنار بگذارند بتوانند افراد ديگري را جايگزين آن افراد بکنند.وي با تاکيد بر اينکه «بايد بر روي ديدگاه درست پافشاري کرد» عنوان کرد؛ حاکمان خدمتگزار مردمند. مردم به آنها راي داده اند و تصميم گرفته اند که معيار هاي اسلامي و اخلاق ديني در جامعه ارائه شود؛ بنابراين حکومت موظف است اين معيار ها را رعايت کند. خاتمي خدمتگزاري را فراهم آوردن زمينه بيشتر حضور دولت و مشارکت مردم در عرصه اقتصاد و در عرصه سياست و اجتماع دانست و يادآور شد؛ اگر گفته مي شود بخش خصوصي بايد فعال و تقويت شود تا همه نيازهاي مردم توسط خود مردم برآورده شود، يا اگر گفته مي شود نبايد سرمايه بين نسلي را براي يک بار مصرف استفاده کرد، اينها همه دغدغه انجام وظيفه خدمتگزاري است. وي اظهار داشت؛ ممکن است راه ها بسته شود و آنگونه که مردم دل شان مي خواهد يا در سطح وسيعي نتوانند حضور داشته باشند زيرا به هر حال ايستگاه هاي کنترلي وجود دارد که نگاه قيموميتي به جامعه دارد و ممکن است جامعه را محروم کند اما اين به معني عدم حضور نيست. خاتمي با اشاره به اينکه «اگر مردم خود بيدار باشند و هوشيارانه بازخواست کنند در اين صورت حتي اگر محدوديت هايي باشد بسياري از امور مطابق خواست مردم پيش خواهد رفت»، گفت؛ بايد مردم در صحنه باشند تا دولت يا همان نماينده يا وزير احساس کند زيرنظر نظارت مردم است و مورد بازخواست مردم است. همين مسائل سبب مي شود تا حدودي خواست مردم تحقق پيدا کند. خاتمي با اشاره به در پيش داشتن انتخابات رياست جمهوري دهم عنوان کرد؛ کساني که مي خواهند وارد اين عرصه شوند بايد سعي کنند انتخاب شان نزديک به معيارهايشان باشد. نتيجه انتخابات هم هرچه شد آن منتخب در مقابل همه مردم مسوول است و مردم هم بايد با شجاعت آن مسووليت را بخواهند.

سیاست, سید محمد خاتمی

منتظر تغيير شرايط هستيم

مرداد ۲۲م, ۱۳۸۷

«سيدمحمد خاتمي» وضعيت فعلي کشور را نامناسب توصيف کرد و خواستار تغيير روشي شد که «نه به نفع مصالح ملت و نه به نفع نظام» است. رئيس جمهور دولت اصلاحات نسبت به شرايط کشور انتقاد کرد و گفت؛ «اگر يک سليقه و روش بخواهد کارها را در دست بگيرد و هر که را نمي پسندد به هر قيمتي از صحنه خارج کند وضع همين خواهد شد که مي بينيد، ولي اگر اين احساس و درک به وجود آيد که اعمال چنين روش و سياستي نه به نفع اقتصاد کشور است نه به نفع مصالح ملت و نه به نفع نظام، بايد چنين بينشي عوض شود.» سيدمحمد خاتمي اين سخنان را صبح شنبه در جمع خبرنگاران حوزه دولت در دوره اصلاحات عنوان کرد که چند سالي است در سالگرد روز خبرنگار به ديدار او مي روند. خاتمي نيز در کسوت ميزبان ضمن خوشامدگويي به ميهمانانش و گپ و گفت با خبرنگاران، ديدگاهش را نيز نسبت به شرايط کشور ابراز کرد. به گزارش روابط عمومي بنياد باران، خاتمي با اشاره به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري دهم، يادآور شد؛ «فکر مي کنم يک دعواي سختي وجود داشته باشد که کدام ديدگاه مي خواهد بر مردم حاکم باشد. بايد با هوشياري به مسائل نگريست و راه و موضع خود را مشخص کرد.» وي اضافه کرد؛ «در وضعيت فعلي مطمئناً ما در وضعيت خوبي به سر نمي بريم. فاصله مان با اهداف چشم انداز بيشتر شده، زيرساخت ها آسيب ديده و نگراني ها فراوان است.» رئيس جمهور سابق کشور عنوان داشت؛ «همه ما توسعه مي خواهيم، نمي شود بدون توليد و سرمايه گذاري و جذب امکانات و فناوري هاي موجود در جهان و حضور در بازارهاي جهاني و بهره گيري از نيروي انساني کارآمد به توسعه رسيد.» او گفت؛ «با شعار که کارها درست نمي شود؛ نمي شود روز به روز فشارها بر کشور افزايش يابد و انتظار داشت که مشکلي پيش نيايد.»

مشکلات يک شبه حل نمي شود

رئيس بنياد باران تاکيد کرد؛ «همه مردم مي خواهند وضعشان خوب شود، فشارها کمتر شود و مطمئناً چنين کاري يک شبه درست نمي شود. هر دولتي که روي کار بيايد نمي تواند معجزه کند و چه بسا بعد از مدت کوتاهي ولو با اينکه با اشتياق مردم آمده باشد با توقعات مردم روبه رو مي شود البته اگر همه شرايط و امکانات با او همراه باشد مي شود کار کرد ولي اگر موانعي در کار باشد مشکل مضاعف مي شود.» وي گفت؛ «اينکه يک سليقه و روش بخواهد کارها را در دست بگيرد و هر که را نمي پسندد به هر قيمتي از صحنه خارج کند وضع همين خواهد شد که مي بينيد ولي اگر اين احساس و درک به وجود آيد که اعمال چنين روش و سياستي نه به نفع اقتصاد کشور است نه به نفع مصالح ملت و نه به نفع نظام و بايد عوض شود و شيوه هاي منطقي تر که هم به حقوق و آزادي هاي مردم پايبند است و هم پيشرفت کشور را مي خواهد و هم کمک مي کند که موفق شود آن وقت وضعيت مناسبي پيش مي آيد که انتخابات مي تواند پرشورتر و منشاء خير شود.» خاتمي يادآور شد؛ «شما ببينيد با بهانه هاي مختلف در برابر دولت قبلي چه موانعي ايجاد مي شد، رسانه ملي در مقابل بود، بسياري از نهادها و جريان ها کارشکني مي کردند. امروز هم جريان تخريب از جمله در نهادهايي که بايد ملي باشند چه به صورت تبليغي و جنگ رواني و چه به صورت هاي ديگر عليه جرياني که اصلاح طلب نام گرفته، فعال است.» به گفته وي اينها نشانه آن است که هنوز به اين نتيجه نرسيده اند که با وضع ديگري که متناسب با معيارهاي انقلاب و اسلام و مصالح ملت و کشور است مي شود کار و کشور را اداره کرد. وي با اشاره به تصميم خود براي شرکت يا عدم شرکت در انتخابات نيز گفت؛ «به هر حال وضعيت چندان روشن نيست گرچه همه ما در مقابل ايران و انقلاب مسووليم و بايد وظيفه خود را انجام دهيم.» رئيس جمهور سابق کشورمان تصريح کرد؛ «من در مورد خودم از وضعي که دارم ناراضي نيستم؛ من اعتقاداتي دارم و تشخيص هايي که نمي توانم از آنها دست بردارم.» رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها با بيان اينکه امروز هم مي کوشم در حد توان اندکم از آن اسلام و انديشه يي که درست مي دانم چه در داخل و چه در خارج دفاع کنم، خاطرنشان کرد؛ «ممکن است صداي ما خيلي بلند نباشد ولي اينها وظيفه را از دوش ما برنمي دارد.» وي با اشاره به شرايط کشور در آستانه انتخابات دور بعدي رياست جمهوري اظهار داشت؛ «بايد شيوه هاي منطقي تر که هم به حقوق و آزادي هاي مردم پايبند است و هم پيشرفت کشور را مي خواهد و هم به موفق شدن آن کمک مي کند حاکم شود در اين صورت وضعيت مناسبي پيش مي آيد که انتخابات مي تواند پرشور تر و منشاء خير شود.» خاتمي با بيان اينکه در جامعه يي که به سادگي در آن تهمت زده مي شود،به نام افشاگري دروغ رواج مي يابد، تصريح کرد؛ «اين مسائل باعث مي شود سرمايه ها از بين برود که اين اخلاق اسلامي نيست.» وي تاکيد کرد؛ «برخي اوقات هم اصول به خرافه کشيده مي شود.» خاتمي گفت؛ «ما اصولگراييم اما مهم اين است که اصول را چه بدانيم. فروع را اصول دانستن و زير پا گذاشتن اصول به اسم اصول درست نيست. همه ما اصولگراييم.» رئيس جمهور سابق کشورمان با طرح اين پرسش که منظور از الگوسازي چيست، خاطرنشان کرد؛ «يک وجه اين موضوع اخلاقي است که متاسفانه خيلي کم مورد توجه قرار گرفته و گاهي بداخلاقي هايي مي شود که شايد نظام هاي غيرديني مرتکب اين بداخلاقي هاي بزرگ نشوند.» وي وجه ديگر الگوسازي را آزادي هاي مشروع دانست و يادآور شد؛ «ما جمهوري اسلامي را مي خواهيم که مردم در آن حاکم باشند و احساس آزادي هاي مشروع کنند. قانون اساسي با راي مردم تعيين شده و براي مردم حقوق اساسي قائل شده است. قدرت متمرکز محدود شده و اين خيلي مهم است.» رئيس بنياد باران تفاوت نظام مردمسالار با غير آن را در قدرت متمرکز عنوان کرد و اظهار داشت؛ «نظام مردمسالار تحت نظارت و کنترل مردم است و نقد کردن نه تنها ممنوع نيست بلکه تشويق هم مي شود و هر وقت مردم اراده کنند بدون توسل به زور، قدرت را جابه جا مي کنند. در حکومت هاي غيرمردمسالار اين گونه نيست و حکومت خود را در قبال مردم مسوول نمي داند و هر صدايي برخيزد که او را نقد کند، به عنوان برانداز سرکوب مي کند.» خاتمي در بخش ديگري از اظهاراتش به دو سالگرد صدور فرمان مشروطيت و کودتاي ۲۸ مرداد عليه دولت ملي دکتر مصدق اشاره کرد. وي گفت؛ «البته هم در مشروطيت و هم در نهضت ملي مساله يي مطرح بود و آن «حاکميت مردم» است. مشروطيت براي حاکميت مردم بر سرنوشت خودشان تحقق پيدا کرد و کار مهمي بود و نهضت ملي براي دفاع از حقوق ملت و حاکميت ملت بود که آن هم با مشکل مواجه شد. البته مساله «آزادي» به عنوان جان مايه يک نظام مردمسالار در هر دو نقش محوري داشت و در دنياي امروز بزرگ ترين بستر آزادي «رسانه» به معني صحيح کلمه است و به همين دليل به خصوص از طرف دولت ها مورد تهديد هستند.» خاتمي اظهار داشت؛ «دولت هايي که به مردم متکي نيستند يا کمتر متکي هستند، از آزادي هراس دارند. البته گاهي هم اين هراس بيجا نيست، مانند کشور ما که خطرات بيگانه در آن زياد است و جنبه هاي دموکراسي هنوز در جامعه پايدار نشده است، بيگانگان ممکن است نفوذ کنند و ضربه بزنند. اين را نبايد ناديده بگيريم. مطلق نگاه نکنيم. چه بسا برخي محدود کردن ها با نيتي صادقانه و براي جلوگيري از نفوذ برخي تهديدها باشد. رئيس جمهور سابق کشورمان با اشاره به اينکه آزادي هيچ وقت نمي تواند محدوديت ايجاد کند، تصريح کرد؛ «اين تصور غلطي است، هيچ وقت آزادي خطر ايجاد نمي کند بلکه محدوديت است که مي تواند بستري براي نفوذ دشمن ايجاد کند.» رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها همچنين گفت؛ اگر فضايي ايجاد شود که مردم نتوانند حرفشان را بزنند، ذهن آنها (به خصوص نخبگان) عوض نمي شود. ممکن است به ملاحظات يا ترس يا احترام به حکومت حرف نزنند، آن حرف ها زيرزميني مي شود و زمينه براي نفوذ بيگانه که از آن نگران بوديم، ايجاد مي شود و بيگانه به جاي آنکه از فضاي آزاد استفاده کند، سوار بر موج نارضايتي شود که بر اثر کمبود آزادي زياد شده است. سيدمحمد خاتمي با تشريح وضعيت آرماني براي رسانه هاي کشور به حق حاکميت مردم بر سرنوشت خويش، آزادي و آزادي رسانه ها به عنوان وسيله بيان نظريات و بالابردن اطلاعات و آگاهي اشاره کرد و گفت؛ مهم تر از همه در نقد قدرت اهداف مشروطيت و نهضت ملي و نيز انقلاب اسلامي است، زيرا براي تضمين مردمسالاري و مهار قدرت، بايد آن را نقد کنيم. اينکه من بر آزادي تکيه مي کنم براي همين است و متاسفانه (برخلاف اينکه) دشمنان آزادي اين گونه القا مي کنند که منظور از آزادي ولنگاري و از بين بردن ارزش هاي فرهنگي و ديني جامعه است، اصلاً اين گونه نيست. رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها يکي از بحث هاي مورد علاقه خود را که به گفته وي مساله بسيار مهمي هم است عاري شدن سياست از اخلاق بيان کرد و گفت؛ يکي از مشکلات بزرگي که جهان امروز با آن مواجه شده، عاري شدن سياست از اخلاق است و يکي از کارهايي که براي صلح و رفع تهديدات جهاني بايد انجام داد اين است که بين اخلاق و سياست ارتباط برقرار کرد. به گزارش روابط عمومي بنياد باران رئيس جمهور سابق کشورمان دين و اخلاق را داراي معيارها و اصول اساسي دانست و تصريح کرد؛ «بزرگ ترين خدمت به دين اين است که حکومتي تشکيل دهيم که در آن مردم احساس احترام و بي نيازي و اميد کنند. در اين صورت خود به خود به ارزش هاي اسلامي دلبسته مي شوند. اگر به ظاهر فشار آورده شود ولي براي پيشرفت جامعه تلاش نشود و به نام اسلام حرمت جامعه شکسته شود، خود به خود بزرگ ترين خدمت به بداخلاقي و گريز از دين شده است. اينکه ظواهر مورد توجه قرار گيرد ولي شالوده شکني ها به نام دين انجام شود، اين اخلاق نيست.»

هشدار خاتمي

سيدمحمد خاتمي همچنين در گفت وگو با «تابناک» هشدار داد؛ «نبايد گذاشت کساني که به هيچ وجه مردمسالاري را باور ندارند و آن را پديده يي غيراسلامي و غيرديني به شمار مي آورند و اسلام را به گونه يي مي فهمند و مي خواهند که با مردمسالاري در تضاد است، ابتکار عمل را در دست داشته باشند و بر سر جمهوري اسلامي همان آورند که بر سر مشروطيت آمد و منجر به نظامي شد که هم با دين، هم با آزادي و دموکراسي ناسازگار بود.» وي که به مناسبت سالگرد صدور فرمان مشروطيت با اين سايت خبري سخن مي گفت، تصريح کرد؛ « اگر ديروز به نام تجدد و براي معارضه با عقب ماندگي با دين مبارزه مي شد، امروز به نام دين و ادعاي معارضه با بيگانه با آزادي و مردمسالاري مقابله مي شود. تکيه مدام من بر «جمهوري اسلامي» و تلاش براي نهادينه کردن گفتمان مردمسالاري سازگار با دين و نشاندن آن در متن وجدان جامعه که در اين سال ها صورت گرفته و متاسفانه چند سالي است که اين حرکت طنين کمتري پيدا کرده است، از همين جا ناشي مي شود.»

سیاست, سید محمد خاتمی