فدای گنبد “سبز” تو
امیدوارم بتوانم در سفر عکس های خوبی شبیه اینها بگیرم . عکس ها مال من نیست !!!


امیدوارم بتوانم در سفر عکس های خوبی شبیه اینها بگیرم . عکس ها مال من نیست !!!


مطمئن باشید این کتاب اگر علم به این داشت که چه خبره ، پاره پوره می شد ولی اجازه نمی داد چنین عکسی در این وظعیت ازش ثبت کنند . خلاصه من هم از این عکس این کتاب بدبخت سوئ استفاده کردم و یک بیست شعر با عکسشاپ اضافه کردم تا در عشقش غربت بیشتری احساس نکنه !
البته مطمئن باشید که عاشق شدن کار کتاب نیست . اصولا بلد نیست . اگر اینطور بود و کتاب عاشق می شد یا چیزی از عشق سرش می شد یک تغییر کاربری سودمن اتفاق می افتاد. مثلا لیلی و مجنون به عنوان منبع تامین آب و شاهنامه هم برای سازمان انتقال خون استفاده می شد . موارد دیگری هم حتما هست . پس کتاب ها عاشق نمی شوند ! شاید اسم فیلم بعدیم باشه ! اصلا کتاب ها از عشق چیزی نمی فهمند و الی آخر .
لایو حال ! : پست قبلی
شعر نوشت :
سلام ای غروب غریبانه دل ، سلام ای طلوع سحرگاه رفتن ، سلام ای غم لحظه های جدایی ، خدا حافظ ای شعر شب های روشن . . .
خدا حافظ ای شعر شب های روشن ، خدا حافظ ای قصه ی عاشقانه ، خدا حافظ ای آبی روشن عشق ، خدا حافظ ای عطر شعر شبانه . . .
خدا حافظ ای همنشین همیشه ، خدا حافظ ای داغ بر دل نژسته (!) ، تو تنها نمی مانی ای مانده بی من ، تو را می سپارم به دل های خسته . . .
تو را می سپارم به مینای مهتاب ، تورا می سپارم به دامان دریا ، اگر شب نشینم اگر شب شکسته ، تو را می سپارم به رویای فردا . . .
به شب می سپارم تو را تا نسوزد ، به دل می سپارم تو را تا نمی رد ، اگر چشمه ی واژه از هم نخشکد ، اگر روزگار این صدا را نگیرد . . .
خدا حافظ ای برگ و بار دل من ، خدا حافظ ای سایه سار همیشه ، اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم ، خدا حافظ ای نوبهار همیشه . . .
پادشاهان هم از کتب تاریخ مدارس حذف می شوند . خب ! به عبارتی تکراری هر دم از این باغ بری می رسد ، باغ که چه عرض کنم ! به گلخن گر گل هم بروید گلشن نخواهد شد . اینهایی که ما می بینیم ، بیشتر به باغ وحش می ماند تا باغ . . . بگذارید بیت رو کمه تغییر بدم با عرض پوزش از همه ی ادیبان و ادیب دوستان و دیگر دوستان : هر دم از این باغ وحش ، ناله ی عرعری میرسد ! ببخشید که وزن و این حرف ها هم رعایت نشد .
حالا برویم سراغ تحلیل خبر ! یکی این که این کار کم کم انجام شده پس کاری نمی شود کرد . یعنی خلاص .
پس از ابتدای تاریخ ایران شروع می کنیم :
در ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ در همه پرسی مردم ایران حکومت وزین جمهوری اسلامی را انتخاب کردند و بقیه ماجرا را هم خودتان بهتر می دانید ، تا به امروز ، اصلا چیز دیگری نبوده . . . الی آخر
جریان از این قرار است که روزی استادی سر کلاس فلسفه یک صندلی را مقابل دانشجویان گذاشته و ورقه امتحان را هم پخش می کند . بعد می گوید که ثابت کنید این صندلی وجود ندارد ، نمره کامل را دانشجویی می گیرد که فقط ۲ کلمه در ورقش نوشته بود !!!
“کدام صندلی ؟”
حالا هم همین آش و همون کاسه !!! آقا کدوم پادشاه ؟
این هم یک کاریکاتور (البته بیشتر به نقاشی آبرنگ دوره کودکستان شبیه است که معلم توضیحات کودک را هم زیر نقاشی نوشته)

اراجیف (طنز ها), ایران, تاریخ, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک, نقل ها و بریده جراید
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند
عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیشود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای
وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود
بی تو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود
هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود
نمی شود . . . نمی شود . . . نمی شود . . .
هر چیزی که در مخیله بگنجد ، مدل سیاسیش رو دیده بودم الا عید فطر که بحمد الله تعالی اون هم محقق شد . عید فطر سیاسی ندیده از دنیا نرفتیم خدا رو شکر . . .
بنده هیچ نظری در رابطه با عید ندارم و به فتوای مرجع عمل می کنم . اینها هم صرفا نتایج یک جمع بندی و ایجاد ارتباط میان چند خبر مختلف است و نتیجه گیری از آن به عهده خواننده . هر چند نتیجه گیری بسیار ساده ای است !
“فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه”
توضیح مهم : ماه مبارک رمضان فرصتی است برای نزدیکتر شدن به خدا ، به فرموده قرآن ابتدا با پاک کردن و زدودن آلودگی ها و سپس با کسب معارف و حقایق . ماهی سرشار از زیبایی ، ماه نزول قرآن و ماهی که در های رحمت همیشه گشوده ی خدا ، از همیشه پهن تر ، بلند تر ، پیدا تر ، گسترده تر و متعدد تر است . در آن تقدیر رقم می خورد و گناهان خرد و کلان بخشوده می گردد . کرم خداوند در این روز های زیبا به واسطه روزی داری دوست دارانش ، حتی به کسانی که روزه دار نیستند هم می رسد . هر چند فقط اینها در کلام می گنجد فراوان رحمت هایی از جانب پروردگار که نه در کلام ، حتی در خیال هم نمی گنجد .
کسی نیست که در آخر آن دست خود را خالی ببیند و چه نگون بخت بنده ای که دستش خالی باشد یا آنرا خالی ببیند . و چه گمراهند آنانی که دانسته یا جاهلانه با اعمالشان آخر میهمانی پروردگار را خراب می کنند و البته به خیال خودشان ! که چگونه میهمانی خالق قابل تخریب است ؟ آیا “وجعلتها خیر من الف شهر” کوچک شدنی است ؟ چه بدخیالند !
و برای مقابله با آن که دینمان با آلودگی های سیاست آلوده نشود ( در عین این که دین از سیاست جدا نیست ) و در زندان غرض های سیاسی به بند کشیده نشود دو حجت داریم :
۱٫حجت نهان که همان عقل و اندیشه مان است . چیزی که هرگز در بند نخواهد شد ، آزاد است و آزاده . از اندیشه بالا میرود ، بر علم تکیه میزند و بر دور دست ها نظر می اندازد .
۲٫حجت و یا حجج دیگر مضامین حدیث “و اماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي ليكم و انا حجه الله عليهم” هستند که هنوز شرط عدالت و صداقتشان نزد ما ساقط نشده و میدانیم هرگز دین را در زندان سیاست به بند نمی کشند .
پس در این راه از این دو استفاده می کنیم و تنها به هدایت پروردگارمان دل بسته ایم .
راستش من به عید شک داشتم و صبح که بلند شدم به نیت شک (اونم چه شکی ، صد تا اطمینان به گردش) چیزی نخوردم . برای نماز که رفتیم مسجد زمزمه هایی از عید نبودن بود تا اینکه رفتن سراق آقا ، آقا هم برای بیرون اومدن به منزل تاخیر معنی داری کرد . گویا ایشون روزه بود و عید براشون ثابت نشده بود . اینجا بود که یه کم شک (یا همون اطمینان) بیشتر شد . چند نفر هم گفتند هنوز هیچکدام از مراجع اعلام نکردند . خونه که رسیدم یه چرخی تو نت زدم که مشخص شد انگار جدیه . حالا با گرسنگی چه کنیم !!! خدا خودش به خیر کند . این دیگه چه جور بازی ایست ؟
بعضی ها هم نظرات و اخبار جالبی میدادند :
۲۹ روز با سختی روزه گرفتم وامروز باسربلندي / آقا قضیه خیلی جدیه! هیچیک از مراجع فردا را عید اعلام نکردند.نماز عید فطر … / دلمان براي وحدت تنگ شده! / دفتر آیت الله سیستانی حجت را تمام کرد:یکشنبه،روز آخر ماه رمضان / عدم رویت هلال ماه از سوی برخی از مراجع / سایت آیت الله صانعی : هنوز رویت هلال ماه بر ایشان ثابت نشده است
بعضی ها هم تبریک عید رو با تبریک ریاست جمهوری مقایسه میکردند و بسیاری چیز های جالب دیگر که با مراجعه به شبکه های اجتماعی خیلی از آنها را می توانید ببینید .
نکته اول : از نظر نجومی رویت هلال ماه نه تنها در ایران ، بلکه در آسیا با هیچ ابزاری قابل رویت نیست . نمودار زیر کاملا شاهد این مدعاست .
نمودار مربوط به شنبه یا ۱۹ سپتامبر :
ایران, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک, مذهبی, مناسبت ها, نقل ها و بریده جراید
البته به نظر می رسد یک نانوایی در اصفهان باشد ! بیچاره فرهاد . . .
