Archive

Archive for the ‘مناسبت ها’ Category

عید فطر , عید سیاسی !

شهریور ۲۹م, ۱۳۸۸

هر چیزی که در مخیله بگنجد ، مدل سیاسیش رو دیده بودم الا عید فطر که بحمد الله تعالی اون هم محقق شد . عید فطر سیاسی ندیده از دنیا نرفتیم خدا رو شکر . . .

بنده هیچ نظری در رابطه با عید ندارم و به فتوای مرجع عمل می کنم . اینها هم صرفا نتایج یک جمع بندی و ایجاد ارتباط میان چند خبر مختلف است و نتیجه گیری از آن به عهده خواننده . هر چند نتیجه گیری بسیار ساده ای است !

“فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه”

توضیح مهم : ماه مبارک رمضان فرصتی است برای نزدیکتر شدن به خدا ، به فرموده قرآن ابتدا با پاک کردن و زدودن آلودگی ها و سپس با کسب معارف و حقایق . ماهی سرشار از زیبایی ، ماه نزول قرآن و ماهی که در های رحمت همیشه گشوده  ی خدا ، از همیشه پهن تر ، بلند تر ، پیدا تر ، گسترده تر و متعدد تر است . در آن تقدیر رقم می خورد و گناهان خرد و کلان بخشوده می گردد . کرم خداوند در این روز های زیبا به واسطه روزی داری دوست دارانش ، حتی به کسانی که روزه دار نیستند هم می رسد . هر چند فقط اینها در کلام می گنجد فراوان رحمت هایی از جانب پروردگار که نه در کلام ، حتی در خیال هم نمی گنجد .

کسی نیست که در آخر آن دست خود را خالی ببیند و چه نگون بخت بنده ای که دستش خالی باشد یا آنرا خالی ببیند . و چه گمراهند آنانی که دانسته یا جاهلانه با اعمالشان آخر میهمانی پروردگار را خراب می کنند و البته به خیال خودشان ! که چگونه میهمانی خالق قابل تخریب است ؟ آیا “وجعلتها خیر من الف شهر” کوچک شدنی است ؟ چه بدخیالند !

و برای مقابله با آن که دینمان با آلودگی های سیاست آلوده نشود ( در عین این که دین از سیاست جدا نیست ) و در زندان غرض های سیاسی به بند کشیده نشود دو حجت داریم :

۱٫حجت نهان که همان عقل و اندیشه مان است . چیزی که هرگز در بند نخواهد شد ، آزاد است و آزاده . از اندیشه بالا میرود ، بر علم تکیه میزند و بر دور دست ها نظر می اندازد .

۲٫حجت و یا حجج دیگر مضامین حدیث “و اماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي ليكم و انا حجه الله عليهم” هستند که هنوز شرط عدالت و صداقتشان نزد ما ساقط نشده و میدانیم هرگز دین را در زندان سیاست به بند نمی کشند .

پس در این راه از این دو استفاده می کنیم و تنها به هدایت پروردگارمان دل بسته ایم .

راستش من به عید شک داشتم و صبح که بلند شدم به نیت شک (اونم چه شکی ، صد تا اطمینان به گردش) چیزی نخوردم . برای نماز که رفتیم مسجد زمزمه هایی از عید نبودن بود تا اینکه رفتن سراق آقا ، آقا هم برای بیرون اومدن به منزل تاخیر معنی داری کرد . گویا ایشون روزه بود و عید براشون ثابت نشده بود . اینجا بود که یه کم شک (یا همون اطمینان) بیشتر شد . چند نفر هم گفتند هنوز هیچکدام از مراجع اعلام نکردند . خونه که رسیدم یه چرخی تو نت زدم که مشخص شد انگار جدیه . حالا با گرسنگی چه کنیم !!! خدا خودش به خیر کند . این دیگه چه جور بازی ایست ؟

بعضی ها هم نظرات و اخبار جالبی میدادند :

۲۹ روز با سختی روزه گرفتم وامروز باسربلندي /  آقا قضیه خیلی جدیه! هیچیک از مراجع فردا را عید اعلام نکردند.نماز عید فطر … /  دلمان براي وحدت تنگ شده!  /  دفتر آیت الله سیستانی حجت را تمام کرد:یکشنبه،روز آخر ماه رمضان / عدم رویت هلال ماه از سوی برخی از مراجع /  سایت آیت الله صانعی : هنوز رویت هلال ماه بر ایشان ثابت نشده است

بعضی ها هم تبریک عید رو با تبریک ریاست جمهوری مقایسه میکردند و بسیاری چیز های جالب دیگر که با مراجعه به شبکه های اجتماعی خیلی از آنها را می توانید ببینید .

نکته اول : از نظر نجومی رویت هلال ماه نه تنها در ایران ، بلکه در آسیا با هیچ ابزاری قابل رویت نیست . نمودار زیر کاملا شاهد این مدعاست .

نمودار مربوط به شنبه یا ۱۹ سپتامبر :

Read more…

ایران, عکس ، فتو بلاگ و گرافیک, مذهبی, مناسبت ها, نقل ها و بریده جراید

نوروز از دیدگاه شهید دکتر شریعتی

اسفند ۲۲م, ۱۳۸۷

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها … در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و … اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و … نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند.

 در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست. در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند. تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: ” اباتیمار : اندکی شادی باید ” نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و «بی خودی» نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند “نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است. و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم .

مناسبت ها

در آرزوی سفرم . . . نمی طلبم !

آبان ۲۵م, ۱۳۸۷

میلاد امام رضا [ع] گرامی باد

آبان ۲۱م, ۱۳۸۷

سال نو مبارک

فروردین ۱م, ۱۳۸۷

با سلام خدمت شما عزیزا ن

نوروز ۱۳۸۷ رو به شما تبریک عرض میکنم و برای شما آرزوی سالی خوش همراه با موفقیت هایفراوان را دارم .

امیدوارم که با یاد خداوند سالی پر بار را آغاز کنیم .

تنهادوست

عکس ، فتو بلاگ و گرافیک, مناسبت ها

آیا خبری از لوگوی گوگل برای نوروز هست ؟

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۶

منتظریم که آیا گوگل برای نوروز امسال برنامه ای دارد یا خیر .

سال گذشته شاهد بودیم گوگل به مناسبت نوروز لوگوی موتور جستجویش را تغییر داد . البته فقط برای زبان فارسی !؟

لوگوی نوروز گذشته موتور جستجوی گوگل

اینترنت ، امنیت و توسعه وب, مناسبت ها

نوروز از دیدگاه شهید دکتر علی شریعتی

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۶

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند.

معلم شهید را نباید فراموش کرد

مناسبت ها, نقل ها و بریده جراید